یه مسجد وسط دو تا مثلث اسیره
مقدمه
فلسطين سرزميني است مقدس كه به لحاظ مقام و موقعيت مذهبي خاصي كه در ميان مسلمانان و مسيحيان و يهوديان داشته و دارد ، بهعنوان سرزميني مقدّس مطرح شده و همواره در ميان پيروان اين اديان از اهميّت ويژهاي برخوردار بوده است. اما اين سرزمين بهويژه شهر بيتالمقدس كه به بركت وجود اماكن مقدسهي بسيار در آن، قداست ويژهاي يافته است ، بيتالمقدس يا قدس شريف، سرزميني است كه در بين سه دين از اديان بزرگ معاصر يعني اسلام، مسيحيت و يهوديت كه داراي پيروان كلان در جهان هستند، اهميت بسيار زيادي دارد و مقدس شمرده ميشود. ويژگي كه براي بيتالمقدس به لحاظ ديني ميتوان برشمرد اين است كه هيچ نقطهاي در جهان از لحاظ تقدس مثل قدس نميباشد حتي جايي مانند مكه يا مدينه، عليرغم همه تقدس و اهميتي كه دارند، باز تنها در نزد پيروان اسلام محترم شمرده ميشود. در حالي كه قدس براي هر سه دين بزرگ آسماني داراي تقدس بوده و از اهميت طراز اول در نزد آنان برخوردار است
اين سرزمين و علي الخصوص شهر قدس تاكنون متحمل رنج و دشواري فراواني شده است كه اين قداست و همچنين اين رنجهايي كه مي كشد به نوعي باعث مي گردد پيروان اديان مختلف و علي الخصوص اسلام با اين شهر و اماكن مختلفي كه قداست دارند آشنا بشوند .
در اين مقاله بر آن شديم تا ابنيه ي مقدسي كه در حرم الشريف واقع شدند را از لحاظ وضعيت بنا و همچنين تاريخ و چگونگي ساخت آن مورد بررسي قرار دهيم .
شهر قدس
شهر قدس در كشور فلسطين كنوني در طول 35 درجه و سيزده دقيقة شرقي گرينويچ و عرض 31 درجه و 47 دقيقة شمالي قرار دارد كه از اهميت خاص براي مسلمانان جهان برخوردار است .
به لحاظ تاريخی، قدس از کهن ترين شهرهای جهان به شمار می رود بطوريکه عمر آن از (45) قرن فراتر است و مهد سه آئين آسمانی يهودیت، مسيحیت و اسلام محسوب مي شود .
قدس در ادوار و اعصار به نام های متعددی شناخته شده و معروفترين آن، يبوس، إيليا، کابتولينا، ، بيت المقدس، القدس، القدس الشريف است.
شهر بيت القدس به سه قسمت بيت المقدس شرقي ، بيت المقدس غربي و شهر قديمي تقسيم مي شود كه حرم الشريف در جنوب شرقي ترين قسمت شهر قديمي قرار دارد .
حرم الشریف
در جنوب شرقي ترين قسمت شهر قديمي منطقه اي ذوزنقه شكل مشاهده مي گردد.
در داخل اين محوطه اماكني همچون قبة الصخره و مسجدالاقصي و ساير تاسيسات اسلامي بنا شده است كه آن منطقه حرم الشريف ناميده مي شود . و تمامي صحن آن مأمن و حرم الهي محسوب مي گردد .
ابعاد حرم الشريف بدين شرح است :
ضلع شمالي به طول 333 متر
ضلع شرقي به طول 486 متر
ضلع غربي به طول 560 متر
ضلع جنوب به طول 286 متر
مساحت حرم شريف بالغ بر 144هزار متر مربع است كه معادل يك ششم شهر قديمي بيت المقدس مي باشد . ديواز ضلع شرقي و همچنين قسمتي از ديوار ضلع جنوبي حرم الشريف همان حصار شهر قديمي بيت المقدس مي باشد .
در ضلع غربي حرم الشريف دروازه هاي زير قرار دارند :
باب المغاربه ــ دروازه مغربی هاـ (به دروازه نبی نيز معروف است) ، باب السلسله (به دروازه داوود هم موسوم است) ،باب المتوظأ ـ دروازه وضو دار ـ ( دروازه مطهر نيز گفته می شود ) ، دروازه القطاطين ،باب الحديد ، باب الناظر (به نامهای باب علاء الدين بصيری، باب ميکائيل، باب الحبس و باب المجلس نيز شناخته می شود) ، باب الغوانمه ( باب الخليل و باب الوليد هم ناميده می شود)
در ضلع شمالي حرم نيز دروازه هاي باب العتم (معروف به دروازه شرف الانبياء، داووديه و فيصل)، باب الحطه و باب الاسباط قرار دارد .
دروازه ي شرقي حرم الشريف نيز معروف به دروازه ي طلايي در ديوار شرقي حرم شريف واقع شده و حرم الشريف را به كوه زيتون (يا كوه طور) متصل مي نمايد
اكثر مسلمانان جهت نماز گزاردن از درب هاي شمالي و يا باب المغاربه وارد حرم الشريف مي شوند .
تمام ديوارهاي چهار طرف حرم الشريف با ارتفاع متوسط 10 متر و قطر زياد از سنگ هاي بزرگ و سفيد تراشيده شده اند .
در خارج از حرم قسمت شمالي محل سكونت مسلمانان بوده ، شمال غربي محله ي مسيحيان و در جنوب غربي حرم يهوديان سكونت گزيده بودند كه البته در سال هاي اخير و با غصب رژيم صهيونيستي اين موازنه و تقسيم بهم خورده و قسمت عمده ي بيت المقدس را يهوديان تشكيل مي دهند و فقط در قسمت شرقي شهر بيت المقدس مسلمين ديده مي شوند .
درب هاي ورودي حرم شريف كه توسط پادشاهان و سران ممالك اسلامي ساخته و اهداء مي شده از چوب و آهن بسيار محكم و قطور با زنجير و پاشنه هاي گردان و كندكاري و نجاري بسيار با شكوه و هنرمندانه پرداخته شده اند كه در برخي هنوز پا برجا مانده است به عنوان مثال درب بزرگ باب السلسه چهارمتر پهنا و هشت متر ارتفاع دارد و جلوي ان ساختمان يك سقاخانه ي سنگي با يك معماري هنرمندانه ساخته شده است كه بر بالاي آن يك لوحه سنگي سياه با يك خط عالي كنده كاري ديده مي شود .
حرم شريف داراي چهار مأذنه (گلدسته) به شرح ذيل ميباشد:
• گلدسته بابالمغاربه واقع در گوشه جنوب غربي حرم شريف
• گلدسته بابالسلسله واقع در گوشه ضلع غربي حرم شريف و نزديك به باب السلسه.
• گلدسته بابالغوانمه واقع در گوشه و كنج غربي حرم شريف.
• گلدسته بابالاسباط واقع در گوشه ضلع شمالي حرم شريف.
در محوطه ي حرم الشريف درختان سرو تنومندي قرار دارند كه از چاه هاي آب حرم تغذيه مي شوند .
امور اداری ومالی حرم شريف امروزه توسط سازمان اوقاف اسلامی تابع وزارت اوقاف و امور اماکن متبرکه اسلامی مستقر در امًان اداره می شود. دفاتر و مؤ سسات اداره اوقاف اسلامی چون، موزه اسلامی، کتابخانه مسجد الاقصی، مدارس علوم دينی الاقصی و دار القرآن کريم و حديث شريف نبوی و……، که در محوطه حرم احداث شده اند، به محدوده حرم شريف ملحق شدند.
در منطقه ي حرم الشريف بناها و اماكن مقدس ديگري همچون مسجدالاقصي ، قبة الصخره ، قبةالسلسه و... وجود دارد كه سعي شده است در اين مطلب بيشتر به وضعيت اماكن درون حرم الشريف بپردازيم
اولين مكاني كه در محوطه ي حرم الشريف چشمان را به خود خيره كرده توجهات را جلب مي كند قبة الصخره نام دارد .
قبةالصخره
قبه : در زبان عربي به بنايي كه سقف آن گرد و بر آمده باشد مي گويند (گنبد )
صخره : در اينجا مقصود از صخره ، سنگي است كه براي اديان مسيحيت، يهوديت و اسلام مورد احترام است و يهوديان (عليرغم اعتقاد قرآن و مسلمين معتقدند) اين صخره همان كوه موريا ست كه بنا بر گفته ي تورات ، خداوند ابراهيم را امر بر قرباني كردن اسحاق بر اين صخره نموده است .(1)
معروف است كه در شب معراج حضرت محمد(ص) از روي اين صخره به معراج رفتند. طول صخره از شمال به جنوب 5/17 متر و عرض آن از مشرق به مغرب سيزده متر و ارتفاع آن يك تا دو متر است.
گنبد طلايي درست بر روي صخره قرار گرفته است. در صحن صخره، هشت چاه وجود دارد .
بناي قبة را كه بر روي اين صخره واقع شده است توسط عبدالملك بن مروان در سال 691 ميلادي ساخته شده است . عبد الملك براي اينكه بتواند هزينه و مخارج اين عمارات را تأمين نمايد، دستور داد خراج و ماليات هفت سال سرزمين مصر را به اين كار اختصاص دهند. اما در سال 1099 ميلادي صليبي ها آن را به كليسا تبديل نمودند و بر روي صخره، جايگاه قرباني كردن قرار دادند، اما صلاح الدين ايوبي پس از فتح بيت المقدس آثار صليبيون را از بين برد و گنبد را تزيين نمود و ديوارها را با سنگ مرمر پوشانيد . پادشاهان ايوبي و مماليك مصر و خلفاي عثماني به تعمير و مرمت ساختمان مسجد اهميت فراواني دادند، چنانكه زيبايي هاي هنر معماري اسلامي در مسجد به فراواني ديده ميشود .
قبة الصخره يكي از زيباترين اماكن مقدسه ي روي زمين است و از نظر سبك معماري، نقشه و ساختمان از معدود ساختمان هاي بي نظير جهان محسوب مي گردد، زيرا داراي سه شاخص عمده در ساختمان مي باشد كه در ديگر مساجد و اماكن مقدسه مشاهده نمي گردد :
1- ساختمان كلاَ بر روي سكوئي ذوزنقه اي شكل واقع شده كه ابعاد آن عبارتند از :
ضلع شمالي 150 متر
ضلع جنوبي 125 متر
و اضلاع طرفين هر يك 160 متر
اين سكو - همان طور كه در تصوير مشاهده مي شود - تقريبا در ميانه ي حرم شريف واقع گرديده ، سه متر و نيم از كف و صحن حرم شريف بلند تر است و با هشت پلكان از چهار طرف به صحن حرم مربوط مي شود اين پلكان ها را در اصطلاح موازين مي نامند . طول بعضي از اين پلكان ها زياد بوده و با معماري بسيار زيبايي ساخته شده است كه با ستون ها و طاق هايي بر روي آن ها ، منظره دروازه هايي را پيدا مي كند كه با شكوه خاصي در اطراف سكو ديده مي شود . به نحوي كه شخص از پايين احساس مي كند كه از دروازه ي بزرگي بايد وارد مسجد شود . در جستجوي علت احداث اين سكو چنين بنظر مي رسد كه براي حفظ حالت طبيعي صخره مقدس كه قله ي كوه بوده و براي تبديل شيب تند اطراف آن به يك سطح مسطح و صاف بنا گرديده است.
2- ساختمان قبةالصخره باز هم خلاف ساختمان مساجد معمول فقط داراي يك گنبد بزرگ و بدون مناره مي باشد كه قطر آن 77/23 متر و ارتفاعش 21 متر مي باشد . ارتفاع ساختمان از كف تا انتهاي گنبد 33 متر است .
3- شكل قبة الصخره خلاف ساختمان هاي مساجد و اماكن مقدس جهان كه معمولا مستطيل شكل هستند، از يك هشت ضلعي منظم تشكل گرديده كه طول هر يك از اضلاع آن 20/19 متر و قطر آن 86/54 متر است .
چنانچه در تصوير افقي قبه الصخره ديده مي شود، در داخل ساختمان دو رديف ستون بر روي دو دايره متحدالمركز قرار دارد . در دايره بزرگ هشت ستون بزرگ است كه بين آنها نيز 16 ستون با قطر كمتر بر روي همان دايره پايه گذاري شده است .
بر روي دايره ي كوچك كه داخل دايره مذكور قرار دارد، چهار ستون برگ در چهارگوشه و بين آنها نيز مجموعا دوازده ستون ساده تعبيه شده است . گنبد بر روي ستون هاي اين دايره احداث گرديده است . فواصل بين اين ستون ها به كمك محجري چوبي و مشبك با ارتفاع متجاوز از يك متر محصور شده است .در حقيقت اين محجر به منظور محفوظ داشتن صخره مقدس احداث گرديده است و فقط در قسمتي كه شكل درب ساخته شده مي توان وارد محوطه صخره مقدس شده و به آن دست ماليد .
در كنار يكي از ستون ها و در قسمت جنوبي صخره مقدس، محفظه اي ساخته شده است كه به وسيله ي نردباني فلزي به سقف گنبد متصل مي شود كه به نشانه ي محل حركت تاريخي پيامبر اسلام (ص) براي معراج سماوي مذكور در تفاسير است. گفته مي شود كه در داخل اين محفظه يك تار موي حضرت محمد (ص) نگهداري مي شود .
نور و روشنايي داخل ساختمان به وسيله ي دو رديف پنجره تامين مي گردد كه يك رديف آن در ديوار هاي هشت ضلعي و رديف ديگر در ديواره تحتاني ساختمان است. اين ديورا ها با بهترين سنگ هاي مرمر و نيز ديوار هاي بالا با بهترين كاشي هاي ايراني و عثماني پوشيده شده اند. در سطح دروني گنبد آياتي از قرآن مجيد با بهترين خط و با طلاي ناب نوشته شده است .
سطح بيروني گنبد مطلا است و از نوعي آلياژ مخصوص پوشيده شده است كه دائما به رنگ زرد مي درخشد .
قبه الصخره چهار درب ورودي دارد كه در چهار سمت شمال ، جنوب ، شرق و غرب قرار دارند . معمولا فقط درب غربي براي ورود و خروج نمازگزارن باز است . درب جنوبي به نام باب المكه و درب شرقي به نام باب القضاء معروف است .
مسجد الصخره
چنانچه گفته شد صخره ي مقدسي كه پيامبر از روي آن به معراج رفتند در داخل قبةالصخره و درست در وسط آن قرار دارد . در داخل اين صخره غاري وجود دارد كه به مغارةالانبيا نيز خوانده مي شود و حدودا پانزده نفر مي توانند در آن نماز بخوانند و به همين جهت اين محوطه را مسجد صخره مي نامند .
كف مسجد الصخره در حدود 3 متر پايين تر از كف قبةالصخره است . داخل مسجد الصخره به وسيله ي برق روشن مي گردد .
صخره مقدس و مسجدالصخره در داخل آن ، در حقيقت يك قطعه سنگ واحد بزرگي است كه در اصل قله ي كوهي بوده است و لذا سطح بيروني آن به صورت حرم هرمي از كف قبةالصخره به اندازه ي يك متر و نيم بلندتر بوده و بر آمده مي باشد . اين صخره كه سخت است داراي رنگ سفيد مايل به كرم و تقريبا مانند نوعي مرمر به نظر مي رسد .
در زلزله ي در سال 1067، تَركي بر روي صخره ايجاد شد كه هم اكنون قابل مشاهده است .
قبة الصخره به علت زیبایی بسیار و همچنین ارزش و بهای زیادی که خلفای اسلامی برای آن قائل شده اند، در نظر مسلمین پر اهمیت تر از بنای مسجدالاقصی فرض شده است در صورتی که این چنین نیست .
قبةالقضاء ( قبة السلسله)
همان طور كه در شرح قبة الصخره گذشت، از درب شرقي قبه الصخره به باب القضاء ياد مي كنند.
وجه اين تسميه آن است كه در مشرق صخره ي مقدس و در محل قبة القضا، تخته سنگ بزرگي بوده كه حضرت داود (ع) بامدادان و شامگاهان بر روي آن نشسته و به عرض حال مردم و شكايات و اختلافات آنان رسيدگي مي كرده و احكام شرعي را صادر و اجرا مي نموده است، كما اينكه در قرآن كريم حضرت داود (ع) به اين صفت متصف گرديده است .( آيه شريفه 26 سوره صاد):
يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ
و گفتيم:اى داود! همانا تو را در زمين جانشين [ و نماينده خود ] قرار داديم ; پس ميان مردم به حق داورى كن و از هواى نفس پيروى مكن كه تو را از راه خدا منحرف مي كند . بى ترديد كسانى كه از راه خدا منحرف مي شوند،چون روز حساب را فراموش كرده اند، عذابى سخت دارند .
به ياد موقعيت اين تخته سنگ كه در حقيقت مسند قضاوت داود (ع) بوده، گنبدي در محل آن ساخته شده است.اين بنا را "بيت عدل داود" نيز مي نامند . اين بنا در محل سكوي ميان حرم الشريف كه صحن قبه الصخره محسوب مي گردد واقع شده است .
اين ساختمان در محوطه حرم الشريف نزديكترين بنا به قبةالصخره است و از جهات مختلف يكي از عالي ترين شاهكارهاي معماري و انديشه ي مهندسي و هنري به شمار مي آيد :
قبه القضاء بدون اينكه ديواري داشته باشد، عبارت از يك گنبد است كه بر روي هفده ستون بنا گرديده است. اين ستون ها روي دو دايره متحد المركز به نحوي واقع شده اند كه با يك نگاه از هر طرف، تمام آنها ديده مي شود. ( 11ستون در دايره ي بيروني و 6 ستون در دايره ي دروني)
گنبد اين بنا به رنگ گنبد مسجدالاقصي است كه بر روي پايه اي شش ضلعي قرار دارد، آن پايه ي شش ضلعي نيز، خود بر روي يك ده ضلعي منتظم بنا شده است و اين نظم در بنا، ظاهري بسيار شكيل به قبة القضاء بخشيده است.
از عجايب ساختمان قبه القضاء، رابطه ي رياضي ابعاد اين بنا با ابعاد قبه الصخره است. ابعاد قبه القضا توان هندسي عدد يك سوم در قياس با ابعاد قبه الصخره است :
به اين ترتيب كه ارتفاع آن يك سوم ارتفاع قبةالصخره ، مساحت آن يك نهم مساحت قبةالصخره و حجم آن يك بيست و هفتم حجم كل قبةالصخره است. در حقيقت سازنده و طراح اين ساختمان خواسته است در عين حال مدلي از بناي قبةالصخره را در معياري كوچكتر و با يك محاسبه دقيق هندسي بسازد .
لازم به ذكر است كه از قبه القضاء بيشتر با نام قبه السلسه ياد مي كنند .
پس از بررسي اماكن داخل حرم الشريف نوبت به مهمترين بناي آن مي رسيم و آن چيزي نيست جز مسجدالاقصي :
مسجدالاقصي
مسجدالاقصی مسجدیست در جنوب حرم الشريف .
طول مسجد اقصي 5/81 و عرض آن 5/54 متر است .
مسجد در كل داراي 11 درب ورودي است : 7 درب در شمال ، 1 درب در شرق، 2 درب در غرب و 1 درب در جنوب مسجد.
سمت شمالي مسجد از بيرون داراي هفت ايوان طاق نماي بسيار زيبايي مي باشد كه تماما از سنگ تراش ساخته شده اند . درب بزرگ ورودي مسجد در ايوان وسطي قرار دارد كه ارتفاع آن بلندتر از ايوان هاي ديگر بوده و طاق نماي آن بزرگتر از طاقنماهاي ديگر مي باشد . به علاوه بر روي آن طاق نما هاي كوچكتر با ستونهاي مرمرين زيبايي تعبيه شده است .
به همين ترتيب داخل مسجد نيز شش رديف ستون آزاد و دو رديف ستون جانبي متصل به ديوار هاي شرقي و غربي وجود دارد . سقف مسجد در قسمت وسط به شكل شيرواني و در ساير قسمت ها طاق نما مي باشد و در رديف ستون هاي وسطي و سقف شيرواني شكل روي آنها بلندتر از قسمت هاي ديگر مي باشد .
بعضي از ستون هاي مسجد كه در قسمت غربي و قديمي ترين قسمت مسجد هستند از سنگ و آجر ساخته شده و پهن و عرض هستند كه ابعاد آن 2×3 متر مي باشد و با گچ نماكاري شده اند ولي در قسمت هاي مركزي و شرقي مسجد ستونها سنگي و از بهترين نوع سنگ هاي مرمر درخشان و شفاف جهان هستند كه به رنگ هاي مختلف سياه – سبز – بنفش – سفيد شيري – كبود يشمي و غيره شكوه خاصي به ساختمان با عظمت و فضاي ملكوتي مسجد بخشيده اند .
ارتفاع اين ستون هاي سنگي كه يك پارچه هستند در حدود 5 متر مي باشد .
در قسمت جنوبي و وسط ، يك گنبد بلند و بزرگ وجود دارد و در زير آن محراب با شكوه مسجد به نقش و نگار بسيار عالي تزئين يافته و كتيبهاي دارد كه نشان مي دهد صلاحالدين در سال 583 هجري اين محراب را بنا نموده است و در همين جا يك منبريست كه از بهترين چوب ها كه در آن با عاج و صدف منبتكاري شده كه نهايت درجه حيرتانگيز مي باشد و از كتيبهاي كه در آن موجود است معلوم مي شود كه اين منبر در سال 564 هجري ساخته شده و شيشههاي پنجرههاي بالاي محراب آن متعلق به قرن شانزدهم ميلادي است. اين منبر در سال 1996 در يك آتش سوزي از بين رفت.
سطح دروني اين گنبد عظيم از طلاي ناب مي شود وزن طلا هاي به كار رفته در سقف از ده ها كيلوگرم متجاوز است . . بر كناره سقف گنبد و اطراف سر ستون ها و حاشيه محراب آياتي از قرآن كريم با بهترين خط نسخ عربي و كوفي كه گاهي از طلاي ناب و برجسته هستند ديده مي شوند .
احساس زيبايي مسحور كننده خطوط اين آيات شريفه و تلألو آنها در آيينه هاي مورب و درخشان رنگي ستون ها ي سنگي مسجد اثر پر ابهتي كه در دل آدمي ايجاد مي كند روح و جسمانتان را چنان در عظت حقيقت و محتواي آيات قرآن فرو مي برد كه آدمي به يكباره خود را از قيد زمان و مكان و تعلقات فاني زندگي مادي رهاديده .
در كنار يكي از ستون هاي گنبد بزرگ سكوئي سنگي به ابعاد 2×3 متر بر روي چهار ستون مخصوص به ارتفاع تقريبي سه متر قرار دارد كه موذن ، قاري قرآن و مكبر با يك پلكان مخصوص به آنجا رفت و مخصوصا روزهاي جمعه در اداي مراسم نماز جمعه از روي آن سكو انجام وظيفه مي كنند . كف مسجد كه از سنگ و كاشي ساخته شده از فرش هاي ايراني مفروش است .
در سمت جنوب غربي ساختمان مسجد به صورت زاويه اي به سمت غرب ادامه پيدا كرده است كه به نام مسجدالابيض (مسجد سفيد) يا مسجد زنان مي نامند . از غرب مسجد زنان به فاصله كمي ساختمان موزه اسلامي و به علاوه يك مناره بلند و با شكوه درست در گوشه جنوب غربي حرم شريف قرار دارد . موزه اسلامي و مسجد زنان وصل به ديوار جنوبي و غربي حصار حرم شريف واقع شده اند و در شمال موزه باب المغاربه (دروازه ي غربي) تعبيه شده است .
در سمت شرقي مسجدالاقصي و وصل به آن ساختمان هاي ضميمه به اسامي محراب زكريا ، مسجد چهل شهيد و مسجد عمر شاخته شده اند كه همه آنها با طاق نما و درب مخصوص به داخل مسجدالاقصي راه دارند . مسجد عمر از همه ي آنها بزرگتر است .
اگر درباره اوصاف ساختمان مسجد و مشخصات معماري و مصالح ساختماني و جزء به جزء ظرايف هنري و عظمت ستون ها و خطوط كتيبه ها و محراب و گنبد و ضمائم آنها بخواهيم بررسي نموده و همه را بنويسيم در چنين مقالاتي جاي نمي گيرد و لاجرم كتابي را مي خواهد .
وضعیت بناي مسجدالاقصی
همان طور كه بيان گرديد، حرم الشريف در قله ي كوه موريا واقع شده است و با هدف حفاظت از صخره ي مقدس ، درست بر روي قله كه سنگ معراج قرار دارد قبة الصخره نيز ساخته شد.
كوه موريا از قله به پايين داراي شيب بسيار تندي بوده است و لذا براي از بين بردن آثار شيب ، قبه الصخره را بر روي سكوئي بنا نمودند. از اين رو ساختمان مسجدالاقصي را نيز براي آنكه كف مسجد مستوي و سطح صافي داشته باشد و اثر شيب تند كوه در آن نمودار باشد آن را در دو طبقه ساخته اند ؛
ساختمان مسجدالاقصي از 150 متري جنوب صخره مقدس مي شود. در مسجد زير زميني با افزايش شيب اصلي، ارتفاع ستون هاي آن نيز اضافه مي گردد. سقف مسجد زير زميني بر روي هشتاد و هشت ستون مربعي شكل كه از سنگ ساخته شده اند قرار دارد. اين ستون ها در پانزده رديف واقع شده اند.
راه ورودي مسجد زير زميني از ايوان مسجدالاقصي و با يك راه پله شروع مي شود. اين مسجد زير زميني در قسمت جنوبي نيز به وسيله دروازه اي به بيرون وصل مي گردد، گفته مي شود كه اين مسجد زير زميني نخستين بار پيش از اسلام به وسيله ي مسيحيان به عنوان كليسا ساخته شده بود و آنان معتقد بودند كه حضرت عيسي عليه السلام از اين محل به آسمان صعود كرده است نيز گفته مي شود در داخل راهرو كنار دروازه ي اين مسجد زيرزميني به قرار اطلاع هنوز كتيبه هايي از دوران قبل از اسلام و نيز آثار تصرف صليبيون بر ديوار آن ديده مي شود .
بر روي مسجد زير زميني، ساختمان اصلي مسجداقصي احداث شده است .
ساختمان اوليه ي مسجدالاقصي كه به دستور وليد بن عبدالملك ساخته شده، كوچك بود و به تدريج در طي قرن ها ي بعد توسط سلاطين و حكام و سرداران اسلامي وسعت يافت و ساختمان هاي ديگري در اطراف آن احداث گرديد و با دادن تغييرات اساسي در معماري و نقشه و تزئينات آن و نوشتن خطوط عالي و كتيبه هاي زيبا و نصب ستون ها از بهترين سنگ هاي جهان به صورت يكي از بهترين و مجلل ترين مساجد جهان در آمد .
رسول اکرم در بيان ارتباط تنگاتنگ و جايگاه مسجد الاقصی از مسجد الحرام (مکه ) و مسجد النبی (مدينه) می فرمايند: «لاتشد الرحال الا الی ثلاث مساجد: المسجد الحرام و مسجدی هذا و المسجد الاقصی » (بار و بنه به قصد سفر و زيارت بسته نشود مگر به اين سه مسجد: مسجد الحرام، مسجد من و مسجد الاقصی)
مسلمانان که به اهميت و جايگاه رفيع مسجد الاقصی و بيت المقدس و همچنين ارتباط متين آن با باورهای اسلامی واقف شدند، درصدد ايجاد تحول به سوی اسلاميت آن برآمدند.
فتح بيت المقدس توسط مسلمانان در سال 638 ميلادي، (15 هجري) روی داد. خليفه عمر بن الخطاب با ورود مسالمت آميز خود و از خلال امان نامه ای که به امان نامه عمری موسوم گشت، امنيت را برای مردم اين شهر به ارمغان آورد. اين سند بيانگر ارتباط سياسی و حقانيت قانونی اسلام نسبت به قدس و فلسطين بود. پس از آنکه خليفه مسلمانان کليدهای شهر قدس را از "صفر نيوس" اسقف اعظم روم دريافت داشت به منطقه حرم شريف که در آن هنگام به ويرانه ای بدل شده بود، رفته و جايگاه صخره مبارکه را زيارت نمود و دستور پاکسازی کامل را دادند. ايشان همچنين دستور دادند مسجدی در بخش جنوبی حرم شريف احداث شود. خليفه در گام بعدی به نظم و ساماندهی امور شهر پرداخته و محضرهايی را داير کردند و به پست و ارتباطات سامان بخشيدند و يزيد بن ابی سفيان را به ولايت اين شهر گمارد و عباده بن الصامت را در مسند قضاوت نشاند.
همانگونه که عمر بن الخطاب و خلفای راشدين متعاقب ايشان در فتح بيت المقدس و اسلاميت عملی مسجد الاقصی و ورود آنها در فرهنگ سياسی اسلامی نقش مؤثری داشتند، خلفا و امرای اموی نيز در شکل دهی نماد تمدن اسلامی آن سهيم بودند، چه جايگاه دينی و سياسی بيت المقدس و مسجد الاقصی را در آن مقطع خاصه در پرتو شکست دو ابر قدرت فارس و روم در برابر دولت نو پای اسلامی بخوبی درک کرده بودند. از اين رو تثبيت و تحکيم نماد تمدن اسلامی در بيت المقدس متبلور در مسجد الاقصی ضروری می نمود و نتيجه آن، بازسازی منطقه مسجد الاقصی به شکلی متناسب با عظمت، ثبات، و رفاه دولت نو پای اسلامی بود.
اين طرح (بازسازی) در عهد خلافت عبد الملک بن مروان و فرزندش وليد صورت گرفت که ساخت قبه الصخره و گنبد سلسله در عهد خليفه عبد الملک و ساخت مسجد الاقصی و دار العماره، دربها و آثار عديده ديگری را شامل شد. ساختمان اوليه ي مسجد پس از ورود مسلمانان به فلسطين در سال هاي 709 تا 715 ميلادي به دستور وليد بن عبدالملك مروان خليفه اموي بنا گرديد كه قسمتي از همان ساختمان به شكل ستون هاي بسيار بزرگ كه به خوبي از ساير ستون ها و قسمت هاي بناي مجلل مسجد مشخص است هنوز وجود دارد، مشهور است كه خراج هفت سال مملكت مصر براي احداث بناي قبه الصخره و مسجدالاقصي هزينه شده است .
زلزله اي كه در سال 746 ميلادي روي داد به ساختمان مسجد صدمه ي زيادي وارد كرد كه به دستور المنصور خليفه ي وقت عباسي تعمير گرديد، چندي بعد براي دومين بار زلزله اي ساختمان مسجد را لرزاند كه اين بار به دستور المهدي خليفه ي عباسي تجديد بنا گرديد.
خلفای عباسی به رغم انجام مرمت های متعدد به ويژه بازسازی قبه الصخره در عهد خليفه عباسی "مأمون" و نيز بازسازی مسجد الاقصی در دوره زمامداری "مهدی" در حد توان از عمارت مسجد الاقصی محافظت کردند، به نظر می رسد خلفای عباسی توانسته اند اين کار را بدون آنکه تغيير محسوسی در شکل و شمايل و معماری اموی ها ايجاد کنند به انجام برسانند.
خلفای فاطمی (الحاکم بأمر الله و فرزندش ظاهر لاعزاز دين الله) نيز بسان عباسی ها با انجام بازسازی هايی بر روی قبه الصخره و مسجد الاقصی را مرمت کردند. عبدالدهر يكي از حكام فاطميون مصر در سال هاي 1034 تا 1036 ميلادي ضمن انجام تعميرات در بناي مسجدالاقصي حصار شهر بيت المقدس را كه در قسمت هاي جنوبي و شرقي آن در اثر زلزله خراب شده بود تعمير نموده و آنها را به ساختمان مسجد اتصال داد.
اين صبغه معماری مسجد الاقصی در عهد ايوبی ها رشد و گسترش يافت به طوريکه ايوبی ها پس از آزادی و پاکسازی مسجد الاقصی از لوث صليبی هايی که به آن آسيب رسانده و ظاهرش را تغيير داده بودند ، مسجد را به وضعيت پيش از تهاجم صليبی ها در آورده و ضمن انجام مرمت هايی، پاره ای تأسيسات را در آن به وجود آوردند. اين اقدامات جهشی در تحول معماری به حساب آمد.
مملوکيان نيز در اظهار و نماياندن چهره معماری اسلامی مسجد مبارک الاقصی سهيم بودند و دومين جهش در رشد و پيشرفت معماری بدست آنان صورت گرفت و در واقع متمم طرح های اموی ها بود و در اين دوره چهره معماری حرم شريف که بيانگر اسلاميت مسجد مبارک الاقصی در طول اين دوران ها است، تکميل گشت.
مملوکيان علاوه بر احداث راهرو ها، مدارس دينی، مناره ها و درب ها، نسبت به مرمت گنبد ها ، سقاخانه ها و نيمکت ها و محرابهای کنونی و منتشره در صحن حرم شريف اقدام کردند.
هم زمان با شکل گيری معماری مسجد الاقصی، جايگاه دينی آن در نزد مسلمانان که از قرآن کريم و احاديث شريف نشأت گرفته است، تبلور و عينيت يافت. يقيناً اگر اين جايگاه نبود، قدس امروزه شاهد اين معماری و آبادانی در مسجد الاقصی نبود .
در بين همه ي كساني كه براي نوسازي و توسعه و تزئينات مسجد همت گمارده اند بيش از همه نام و آثار صلاح الدين ايوبي به چشم مي خورد .
در سال 1099 ميلادي كه شهر بيت المقدس در جنگ صليبي به دست مسيحيان افتاد، آنان وارد حرم شده و سردار روم قسمت غربي ساختمان مسجد را به قصر اختصاصي خود تبديل كرد. در سال 1118 ميلادي مسيحيان مسجدالاقصي را قرارگاه نگهبانان خود نموده و آن را به نام كاخ سليمان ناميدند. علاوه بر آن قسمتي از مسجد را نيز محل انبار وسائل و لوازم خود ساختند و در اطراف مسجدالاقصي ساختمانهاي زيادي براي انبار و اسلحه خانه هاي خود بنا نمودند .
مسيحيان صليبي در تصرف بيت المقدس و ورود به حرم شريف و تجاوز به ساحت مسجدالاقصي اين قديمي ترين زيارتگاه پيروان اديان توحيدي جهان چنان فجايعي از قتل و آدمكشي و غارت به بار آوردند كه درجزو آثار ننگين تاريخ ثبت گرديده است به طوري كه "وايمون اداژيل" قسيس فقط ده هزار نفر را كه به حرم شريف پناه برده بودند در داخل حرم كشتند و در نتيجه ي آن در داخل حرم به قدري خون جمع شده بود كه لاشه هاي مقتولين در آن شناور بود .
- وجه تسمیه ي مسجدالاقصي
نام مسجدالاقصي از آيه ي اول سوره ي مباركه ي اسراء (بني اسرائيل) اخذ شده است :
سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَه ...
ترجمه ي تحت اللفظي مسجدالاقصي ، "مسجد دور تر " است .
اكثر مفسران نيز گفته اند كه منظور از آن، مسجدي است كه در حوزه ي عبادتگاه بيت المقدس ساخته شده است .
ملا حسين كاشفي از مفسران قرآن نيز در تفسير اين لغت مي گويد :« مسجد دور تر از اهل مكه »
با دقت در اين كلام چنين بر مي آيد كه اقصي را به معني دور تر با مستتر شدن جمله ي (از اهل مكه) در نظر گرفته است . كه البته با توجه به مقياس حركت وسايل نقليه و معيار مسافت هاي آن زمان و محدود بودن تعداد مساجد روي زمين، در حقيقت مسجد بيت المقدس دورترين مسجد نسبت به مسجدالحرام (درمكه) بوده است ، به شرحي كه ابوبكر عتيق نيشابوري در حديث معراج مي گويد ، طي كردن مسافت بين مكه و بيت المقدس در آن زمان يك ماه طول مي انجاميد.
نظريه ي ديگر در وجه تسميه مسجدالاقصي به لسان قرآن از توجه به جنبه تركيب نحوي آيه است : چرا در آيه ي مباركه، كلمات "المسجد" و "الاقصي" هر دو با "ال" ذكر شده اند ؟ اگر "ال" را در مسجد، ال معرفه و تعريف بگيريم اينطور نتيجه گرفته خواهد شد كه اين مسجد قبلا در قرآن مورد گفتگو قرار گرفته و از نظر گوينده يا شنونده و به طور كلي در ميان مردم در زمان نزول قرآن معروف بوده است و كلمه ي مسجد گر چه لغت عربي است ولي چون قبل از اسلام متداول نبوده بنا بر اين به همان معني عام خود يعني سجده گاه معهود تلقي مي گردد و مي دانيم كه در صدر اسلام و در زمان نزول اين آيه چنين محل سجده و عبادتي دور از مسجدالحرام كه در ميان مردم زمان معروف و شناخته شده بود همان عبادتگاه بيت المقدس بوده است .
ثانيا قابل توجه است در حالي كه در نقاط ديگر قرآن در يك بيان عام از اين محل با كلمه "مقدس" تعبير و ياد شده است ولي در اينجا با لغت خاصي كه حاكي از يك بعد مكاني است توصيف و بيان شده است.
به نظر مي رسد كه علت بيان مسجد را در اين آيه با صفت اقصي بايد در رابطه با جمله "اسري بعبده" جستجو كرد زيرا هدف نشان دادن و مجسم ساختن اهميت و عظمت حركت پيغمبر (ص) در آن سير شبانه بوده است كه در معيار سنجش هاي زماني و مكاني بشر ،امر خارق العاده اي مي باشد به همين دليل مثلا به جاي جمله ي " من المسجدالحرام الي المسجدالمقدس الذي باركنا حوله ..." كه در رابطه با نحوه ي بيان قرآن در ساير نقاط عادي به نظر مي رسد فرموده است :" من المسجدالاحرام الي المسجدالاقصي الذي باركنا ... "
به هر حال آنچه امروز به طور عيني به نام مسجدالاقصي مشهود است مسجدي است كه در شهر بيت المقدس و در جنوب حرم شريف واقع است كه البته در بيان قرآن و حتي دربيان مردمان، منظور از مسجدالاقصي تنها ساختمان اصلي مسجد نيست بلكه منظور حتي صحن حرم الشريف و مجموعه ي اماكن مقدسه واقع در آن نيز مي باشد .
آتش سوزي در مسجدالاقصي
در صبح روز 30 مرداد 1348/21 اوت 1969 يك صهيونيست استراليايي به نام دنیس مایکل روهان " Michael Dennis Rohan" مسجدالاقصی را به آتش کشید. گرچه اسراییلی ها اعلام داشتند که این فرد استرالیایی یک مسیحی صهيونيست دیوانه بود لیکن برخی منابع معتبر نیز بر این عقیده هستند که اين فرد یک یهودی توریست بود و از لحاظ سلامت عقلی نیز هیچ مشکلی نداشت.
همچنین آثار حریق دلالت بر آن دارد که اشخاص دیگری روهان را در آتش زدن این مسجد از خارج آن و از یکی از پنجرههای مشرف به باب المغاربه (که اسراییلی ها آن را منهدم کردند) هدایت و یاری رسانیدند.
در نتيجه ي اين آتش سوزي منبری که از چوب ساخته شده و با عاج و آبنوس تزيين گرديده بود و در ساخت آن نهايت دقت و ظرافتي كه در هنر اسلامي آن ايام معمول بوده ، به كار رفته بود و توسط نورالدین زنگی سفارش ساخت داده شده بود بعد از جنگ های صلیبی و فتح بیتالمقدس در سال 1187 یعنی دوران مسیحیت توسط صلاحالدین ایوبی از حلب به بیتالمقدس آورده شده بود و به منبر صلاح الدين ايوبي مشهور بود و قسمت هاي زيادي از مسجد طعمه حريق گرديد .
علاوه بر منبر صلاحالدین ایوبی، مسجد عمر ، محراب ذکریا، مقام الاربعین، سه رواق ممتد از جنوب به شمال با ستون ها و ایوان ها و تزئینات سقفی بر سطح مسجد فرو ریخت. دو ستون اصلی که گنبد روی آن استوار بود و اجزایی از گنبد داخلی که مزین بود ، محراب و دیوارهای جنوبی ، پوشش مرمری و 48 پنجره گچی، شیشههای رنگی و فرش ها، سوره اسراء که با کاشی های معرق و تذهیب شده نوشته شده بود و از بالای محراب به سوی شرق امتداد داشت و بسیاری از تزئینات و آیات قرآنی طی این آتشسوزی از بین رفت .
ابتدا دولت اسرائيل آتش سوزي را ناشي از اتصال سيم هاي برق اعلام كرد ، اما اداره برق اين ادعا را رد كرد.
بخش به آتش کشیده مسجدالاقصی 1500 متر مربع از 4400 متر مربع مساحت کلی مسجد را در بر میگرفت.
به هر حال،اين حادثه خشم جهان اسلام را برانگيخت و التهابات گستردهاي ايجاد كرد.
يك ماه بعد از اين واقعه، و ظاهرا در واكنش نسبت به آن، نخستين كنفرانس سران كشورهاي اسلامي در رباط ، پايتخت مغرب تشكيل شد ؛ يكي از نخستين اقدامات اولين كنفرانس وزراي خارجه كشورهاي اسلامي كه يك سال بعد تشكيل گرديد آن بود كه روز 30 مرداد/21 اوت هر سال را كه سالگرد وقوع اين حادثه بود،به عنوان روز همبستگي ملت فلسطين اعلام كرد.
در 24 شهريور 1348/15 سپتامبر 1969 نيز شوراي امنيت سازمان ملل متحد، اسرائيل را به لحاظ به آتش كشيده شدن مسجد الاقصي تقبيح و تخطئه كرد.
حدود يك سال بعد از اين آتشسوزي، شوراي اسلامي بيت المقدس تعمير خرابي هاي ناشي از آن را آغاز كرد. كار اين تعميرات چندين سال طول كشيد، و طي آن بسياري از بخش هاي اين مسجد،از جمله قسمت هايي كه در آتش سوزي خسارتي نديده بود،از نو ساخته شد.علاوه بر اين ها ، از محل درآمد موقوفات مسلمانان ، چندين آب انبار و بازارچه ي بزازي و دو مسجد جديد نيز بنا شد و مساجد موجود مرمت گرديد.
حکومت اردن پس از آتشسوزی مسجدالاقصی، کمیته معماری مسجد را تشکیل داد. این کمیته در خلال سال های 1969-1982 اصلاحات زیر را انجام داد:
1- ساختن بخش به آتش کشیده شده و ویران شده و از بین بردن آثار حریق.
2- ساختن دیوارها و ستونهایی به جای دیوارها و ستون های سوخته شده.
3- ساختن کف بتنی.
4- ساختن سقف بتنی جدید به جای سقف سوخته شده.
5- ساختن ایوانهائی با سنگهای سفید و سرخ.
6- ساختن دیوار مسجد عمر و سقف آن.
7- ساختن دیواری جدید برای مقامالاربعین.
8- ساختن دیوار محراب زکریا.
9- ساختن 48 پنجره از گچ و نصب شیشه رنگی برای آنها.
10- ساختن دو ستون مرمری که گنبد بر آنها سوار است.
11- ساختن پوشش مرمری داخلی.
12- برقرسانی به داخل.
13- سنگفرش کردن تمام قسمت های به آتش کشیده شده.
14- مرمت چوب و تزئینات گنبد چوبی داخلی به کمک مؤسسه ایتالیایی (ایکرم Iccrom)
15- تهیه طرحهای جدید برای ساختن منبر صلاحالدین.
16- تهیه و بازسازی کتابت سورة اسراء با کاشی های معرق.
اگرچه كنفرانس سران كشورهاي اسلامي در پي اين آتش سوزي تشكيل شد و ناراحتي را ميان برخي مسلمين به وجود آورد اما هيچ گاه از سوي مسلمين عكس العملي كه بتواند رژيم صهيونيستي را از اين عمل پشيمان كند انجام نشد (2)
براي آگاهي بيشتر ميتوان به گفته ي " گلدا ماير" نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي در اين مورد اشاره كرد :
از گلدا ماير نخست وزیر اسبق رزیم وحشی پرسیدند بدترین و بهترین روز عمر سیاسیت چه روزهایی بوده ؟
پاسخ داد :" بدترین و شوم ترین روز عمرم روزی بود که مسجد الاقصی را به آتش کشیدیم . و بهترین روز عمرم فردای روزی بود که مسجد را به آتش کشیدیم ."
پرسیدند دلیل چیست ؟
گفت :" روزی که مسجد الاقصی را به آتش کشیدیم از وحشت و ترس اینکه مسلمانان دنیا همه ما را قلع و قمع کنند و همه ما را به دریا بریزند به خود می لرزیدیم و بهترین روز عمرم فردای آن روز بود که دیدیم حتی نفسی از کشورهای مسلمان برای اعتراض به ما در نیامد ."
نویسنده: مصطفی آهنگر
منابع :
كتاب :
بيت المقدس ، مولف : مرتضي اسعدي ، انتشارات : بنياد دايرة المعارف اسلامي،
بيت المقدس در اسلام ، مولف : محمود معين احمد ، انتشارات : كتابخانه مركزي
تاريخ اورشليم (بيت المقدس) ، مولف : سيد جعفر حميدي ، انتشارات : امير كبير
فلسطين آزاد مي شود ، مولف : محمود حكيمي ، انتشارات : شفق، قم
مسجدالاقصي و بيتالمقدس ، مولف :مهندس جميل موحدخوئي ، انتشارات : نمايشگاه و نشر كتاب
انتفاضةالاقصي قيام دوزخيان سرزمين مقدس ، مولف :مجيد صفاتاج انتشارات : جمعيت دفاع از ملت فلسطي











