آیا به قبرستان رفته‌اید؟!

قبرستان

در این خطبه حضرت علی علیه السلام به غفلت و بی‌توجهی مردم پرداخته است و با بیان شرایط سخت پس از مرگ، انسان را از غفلت برحذر داشته است . حضرت می‌فرماید:

" فَإنَّكُمْ لَوْ عَایَنْتُمْ مَا قَدْ عَایَنَ مَنْ ماتَ مِنْكُمْ لَجَزِعْتُمْ وَ وَهِلْتُمْ، وَ سَمِعْتُمْ وَ اطَعْتُمْ؛ اگر مى‌دیدید آنچه را كه مردگانتان پس از مرگ دیده‌اند، بی‌تابى مى‌نمودید و وحشت و اضطراب بر شما چیره مى‌شد ."

حتما همه شما در قبرستان، هنگام دفن میتی حضور داشته‌اید. در آن حال فردی را نظاره‌گریم که تا ساعاتی قبل زنده بود و قادر به انجام هر کاری بود ولی اکنون به موجودی بی حرکت و خاموش تبدیل شده است . البته این حالات، ظاهر امر است چرا که در باطن اتفاقاتی در حال رخداد است که ما نمی‌بینیم و میّت آن وقایع را درک می‌کند. بر اساس روایات، در این حال آن فرد داد و فریاد هم می‌کند اما کسی نمی‌شنود. حضرت علی علیه السلام در این فراز به این نکته اشاره می‌کنند که شما که زنده هستید متوجه نمی‌شوید چه بر سر آن مرده می‌آید و اگر می‌دیدید به وحشت و اضطراب می‌افتادید.

حال این سوال پیش می‌آید که چرا انسان پس از مرگ دچار وحشت و اضطراب می‌شود؟!

حضرت علی علیه السلام در این فراز به این نکته اشاره می‌کنند که شما که زنده هستید متوجه نمی‌شوید چه بر سر آن مرده می‌آید و اگر می‌دیدید به وحشت و اظطراب می‌افتادید.

به نظر می‌رسد که بنا بر آن فرمایش حضرت علی علیه السلام که مردم مردگانند و وقتی می‌میرند زنده می‌شوند؛ انسان پس از مرگ به هوشیاری می‌رسد و این هوشیاری برای او رنج‌آور و سخت می‌باشد. چرا که چیزهایی را که در طول زندگی خود شنیده و خوانده بود و نسبت به آن بی‌توجه بوده حال برایش عینیت یافته، ولی افسوس که دستش از دنیا کوتاه شده و زمان کاشتن پایان یافته و دیگر زمان درو کردن است .

از شواهد و منابع اسلامی چنین بر می‌آید که یکی از شدیدترین شکنجه‌های روح پس از جدایی از جسم، اینست که چرا در طول زندگی اعمال و فعالیتش اندک بوده است . چرا که چنین کسی، پس از مرگ شاهد تباهی زندگی خود خواهد بود و این حس تهی بودن برای فرد ترس و وحشت ایجاد می‌کند.    

اگر انسان متوجه مرگ و رفتن باشد برای به دست آوردن جاه و مقام، متوسل به دروغ، تهمت و آبرو ریختن مردم نمی‌شود . و هزاران گناه دیگر که متاسفانه انسان برای به دست آوردن این دنیای فانی مرتکب آن اعمال ناپسند می‌شود و خود را گرفتار درد و رنج و عذاب الهی در قبر و قیامت می‌نماید . 

" وَلَكِنْ مَحْجُوبٌ عَنْكُمْ مَا قَدْ عَایَنُوا وَ قَرِیبٌ ما یُطْرَحُ الْحِجَابُ ؛ ولى آنچه مردگانتان پس از مرگ دیده‌اند، اكنون از چشم شما پنهان است و به زودى پرده‌ها بالا خواهد رفت."

حضرت در این فراز به کسانی که زنده هستند هشدار می‌دهند که بدانید آنچه که اکنون مردگانتان دیده‌اند و شما نمی‌بینید به زودی برای شما نیز آشکار می‌شود. کنایه از این که بیدار باشید چون قرار نیست شما در این دنیا جاودان باشید بلکه نوبت مرگ شما هم می‌رسد و آنگاه پرده‌ها از مقابل چشمانتان فرو می‌افتد. اکنون که زنده هستید و فرصت اندوختن توشه دارید تلاش کنید که مسیر، سخت و فرصت کم است. بنا بر فرمایش حضرت علی علیه السلام فرصت‌ها همانند ابر در گذرند. زود باشد که بانگ برآید که باید بروی.

حضرت در این فراز به کسانی که زنده هستند هشدار می‌دهند که بدانید آنچه که اکنون مردگانتان دیده‌اند و شما نمی‌بینید به زودی برای شما نیز آشکار می‌شود. کنایه از این که بیدار باشید چون قرار نیست شما در این دنیا جاودان باشید بلکه نوبت مرگ شما هم می‌رسد و آنگاه پرده‌ها از مقابل چشمانتان فرو می‌افتد.

" وَ لَقَدْ بُصِّرْتُمْ إنْ ابْصَرْتُمْ، وَ اسْمِعْتُمْ، إنْ سَمِعْتُمْ، وَ هُدِیتُمْ إنِ اهْتَدَیْتُمْ ؛ آن حقایق را به شما نیز نشان دادند، ولى دیدن نخواستید و به گوش شما رسانیدند، ولى شنیدن نخواستید. راه را به شما نمودند، ولى ره یافتن نخواستید.

بِحَقِّ اقُولُ لَكُمْ: لَقَدْ جَاهَرَتْكُمُ الْعِبَرُ، وَ زُجِرْتُمْ بِمَا فِیهِ مُزْدَجَرٌ، وَ مَا یُبَلِّغُ عَنِ اللَهِ بَعْدَ رُسُلِ السَّمَاءِ إلا الْبَشَرُ ؛ 

به حق مى‌گویم كه :

عبرت‌ها و اندرزها بر شما آشكار بود و از آنچه مى‌باید دورى جویید شما را منع كردند و پس از ملائكه، كه رسولان آسمان‌اند، جز انسان فرمان خداوند را ابلاغ ننماید."

حضرت در این فراز از خطبه به این نکته اشاره می‌کنند که آن حقایق پشت پرده از طریق پیامبر و امام برای شما گفته شد ولی گوش ندادید و به آن توجه نکردید و به دنبال هوا و هوس و پاسخگویی خواهش‌های نفسانی خود بودید.

آیا هیچ فکر کرده‌اید که چرا رفتن به قبرستان مستحب شمرده شده است؟!

آیا به این سیره رسول اکرم صلی الله علیه و آله توجه کرده‌اید که چرا در تشییع جنازه و مراسم تدفین، حتما شرکت می‌کردند؟!

بنا بر آن فرمایش حضرت علی علیه السلام که مردم مردگانند و وقتی می‌میرند زنده می‌شوند؛ انسان پس از مرگ به هوشیاری می‌رسد و این هوشیاری برای او رنج‌آور و سخت می‌باشد. چرا که چیزهایی را که در طول زندگی خود شنیده و خوانده بود و نسبت به آن بی‌توجه بوده حال برایش عینیت یافته، ولی افسوس که دستش از دنیا کوتاه شده و زمان کاشتن پایان یافته و دیگر زمان درو کردن است .

چون این موارد به انسان یادآوری می‌کند که این دنیا محل گذر است و قرار نیست کسی در این دنیا بماند، و روزی هم نوبت به ما می‌رسد. اگر در مسئله مرگ تامل داشته باشیم قطعا نسبت به اعمال و رفتارمان دقت خواهیم داشت و شاهد این همه ظلم و ستم و جنایت نخواهیم بود. وقتی انسان به این مورد توجه و یقین داشته باشد که روزی از این دنیا خواهد رفت و باید پاسخگوی اعمالش باشد دیگر از هر راهی به دنبال ثروت اندوزی نمی‌رود و فقط از راه حلال کسب درآمد می‌کند.

اگر انسان متوجه مرگ و رفتن باشد برای به دست آوردن جاه و مقام، متوسل به دروغ، تهمت و آبرو ریختن مردم نمی‌شود. و هزاران گناه دیگر که متاسفانه انسان برای به دست آوردن این دنیای فانی مرتکب آن اعمال ناپسند می‌شود و خود را گرفتار درد و رنج و عذاب الهی در قبر و قیامت می‌نماید . 

 

منبع:

نهج البلاغه، خطبه 20، ترجمه عبدالحمید آیتی

سایت تبیان

مهری هدهدی

کاربر عزیز لطفا کشتی را سوراخ نکن!

در خلوت هم از گناه بپرهیز

قایق

اِتَقوا مَعاصِیَ اللهِ فِی الخَلَواتِ فَاِنَّ الشاهِدَ هُوَ الحاکِم   

در خلوت و تنهایی هم، از گناه بپرهیزید، زیرا همان که گناه شما را می‌بیند او خودش نیز درباره آن، داوری خواهد کرد.

امام صادق علیه السلام می‌فرماید: آنکه در تنهایی مرتکب گناه می‌شود، مثل کسی است که در یک کشتی، داخل اطاقک خصوصی خود، نشسته است و کف آن را سوراخ می‌کند. گرچه کسی شاهد این عمل زشت و نادرست نیست، تا از آن جلوگیری کند، یا آن شخص را به مجازات رساند، ولی چنین کسی، مجازات عمل خود را خواهد دید، زیرا به خاطر کار زشت او، دیگران هم صدمه خواهند دید. چون سرانجام، آب دریا، از سوراخ آن اتاقک بالا خواهد آمد، و همه کشتی را، با تمام سرنشینان آن غرق خواهد کرد.

 پس گناه، اگر در خلوت و تنهایی هم صورت گیرد، هم شخص گناهکار را به مجازات خواهد رسانید، هم بر روی جامعه اثر بد خواهد گذاشت.

 انسان هر چند در خلوت و تنهایی مرتکب گناه شود، و کسی هم شاهد او نباشد، ولی خداوند، او را می‌بیند و شاهد گناه اوست. به این ترتیب، شخص گناهکار، در روز رستاخیز، از داوری خداوند توانا و بینا که خود، آن گناه را دیده است- هیچ راه فراری نخواهد داشت.

تنظیم برای تبیان: گروه دین و اندیشه – حسین عسگری


نهج البلاغه؛ حکمت 324

اعجاز «بسم الله الرحمن الرحیم»

بسم الله الرحمن الرحیم

روزی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ از مدینه طیّبه بیرون رفت كه دید مرد عربی سر چاهی برای شتر خود آب می‌كشد. فرمود: آیا كسی را اجیر می‌خواهی كه برای شترت آب بكشد؟ عرض كرد: بلی، به هر دلوی سه خرما اجرت می‌دهم. حضرت راضی شد و یك دلو آب كشید و سه خرما اجرت گرفت. سپس هشت دلو دیگر كشید كه ریسمان قطع شد و دلو به چاه افتاد. مرد عرب غضبناك شد و با جسارت به صورت مبارك رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ سیلی زد! آن بزرگوار دست خود را میان چاه كرد و دلو را بیرون آورد و خود راهی مدینه شد. چون اعرابی این حلم و حسن خلق را از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ دید دانست كه آن حضرت بر حق بوده است.

بنابراین با كاردی، دستی را كه به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ جسارت كرده بود قطع نمود و غش كرد و بر زمین افتاد. در همان حال قافله‌ای از آن راه می‌گذشتند. مرد عرب را بدین حال دیدند. چون آب به صورتش پاشیدند به هوش آمد. گفتند: تو را چه شده؟

گفت: به صورت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ سیلی زده‌ام. می‌ترسم كه دچار عقوبت شوم! پس برخاست و دست قطع شده خود را به دست دیگر گرفت و در پی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ راهی مدینه شد. در مدینه به سلمان برخورد و ایشان وی را به خانة فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ برد. در آنجا پیامبر خدا نشسته و حسین را روی زانو جای داده بود. اعرابی جلو رفت و عذر خواهی نمود. پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: چرا دستت را قطع كرده‌ای؟ گفت: من دستی را كه به صورت نازنین شما سیلی زده باشد نمی‌خواهم.

پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: اسلام بیاور و به یگانگی خدا اقرار كن! عرض كرد: اگر شما بر حقّید دست قطع شدة مرا به حال اوّل برگردانید و شفا دهید.

پیامبر دست قطع شده‌اش را به موضع خود گذاشت و فرمود: «بسم الله الرحمن الرحیم» و نفسی كشید و دست مبارك خود را به موضع قطع شده مالید. دست مرد عرب به حال اوّل بازگشت و او شهادتین به زبان جاری كرد و اسلام آورد.

 

منبع:

ستارگان درخشان، ج 1، ص 23.

چگونه اهل بهشت شدی؟!

بهشت

نقطه مقابل حسد، نصیحت است، كه عبارت است از: دوست داشتن خیر و نعمتى كه صلاح بوده باشد از براى مسلمین. هر كس طالب خیر و خوبى براى‏ مسلمانان بوده باشد، در هر خیرى كه به ایشان برسد شریك است. یعنى ثواب او مثل ‏ثواب كسى است كه، آن خیر را رسانیده است.

و از روایات درمی‌یابیم كه: «هر كس به سبب اعمال صالح، به درجه نیكان نرسد ولیكن ایشان را دوست داشته باشد، در روز قیامت ‏با ایشان محشور خواهد شد.» (1)

همچنان كه در روایتی آمده است: «المرء یحشر مع من احب‏»؛ «هر كس (در قیامت محشور خواهد شد با آن كس كه دوست دارد.» (2)

شخصى به پیامبر اكرم(صلى الله علیه و آله) عرض كرد: «قیامت چه وقت ‏است؟ حضرت فرمود: از براى آن چه آماده كرده‏اى؟ عرض كرد: نماز و روزه‏ بسیار مهیا نكرده‏ام ولیكن خدا و رسول او را دوست مى‏دارم. حضرت فرمود: هر كس را دوست دارى با او خواهى بود.»(3)
شخصى به پیامبر اكرم(صلى الله علیه و آله) عرض كرد: «قیامت چه وقت ‏است؟ حضرت فرمود: از براى آن چه آماده كرده‏اى؟ عرض كرد: نماز و روزه‏ بسیار مهیا نكرده‏ام ولیكن خدا و رسول او را دوست مى‏دارم. حضرت فرمود: هر كس را دوست دارى با او خواهى بود.»

از حضرت رسول اكرم(صلى الله علیه و آله) روایت شده است: عظیم‏ترین مردم از جهت ‏منزلت در نزد خدا در روز قیامت، راه‌روترین ایشان است در زمین از جهت‏ خیرخواهى ‏خلق خدا.»(4)

و نیز آن حضرت فرمودند: «باید هر یك از شما خیرخواه برادر دینى خود باشد، چنان كه خیرخواه خود است.‏»(5) 

از حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) روایت شده است: بر مؤمن واجب است ‏خیرخواهى برادر مؤمن خود در حضور و غیاب او.» (6)

و رسول خدا(صلى الله علیه و آله) فرمود: «هر كس در رفع حاجت ‏برادر مؤمن خود سعی كند، ولی نصیحت و ‏خیرخواهى او را نكند به خدا و رسول او خیانت نموده است‏.»(7)

و در حدیثى دیگر از امام صادق(علیه السلام) آمده است كه: «خدا خصم او خواهد بود.»(8)

شخصى روایت مى‏كند كه: «در خدمت ‏پیامبر نشسته بودم، آن جناب ‏فرمودند: حال، شخصى بر شما وارد مى‏شود كه از اهل بهشت است. پس مردى از انصار آمد، كه آب وضو از محاسنش مى‏چكید، سلام كرد و مشغول نماز شد. و فرداى آن روز نیز آن حضرت، این سخن را فرمود. باز همان مرد آمد. و روز سوم باز به همین صورت. وقتی آن حضرت از مجلس برخاستند یكى از صحابه به دنبال آن مرد انصارى رفته سه شب در نزد او به سر برد ولى از او بیدارى و عبادتى ندید جز آن كه ‏وقتی به بستر خواب رفت، ذكر خدا گفت، و خوابید تا براى نماز صبح‏ برخاست. ولیكن از وى جز سخن خیر نشنید. آن صحابه گوید: چون سه شب گذشت‏ به وى گفتم: من از پیغمبر(صلى الله علیه و آله) در حق تو چنین سخنى شنیدم، خواستم كه: بر عمل و عبادت تو مطلع گردم، ولى از تو عمل بسیارى ندیدم، بگو ببینم: چه چیز ترا به این مرتبه رسانیده و از اهل بهشت گردانیده است؟

رسول خدا(صلى الله علیه و آله) فرمود: «هر كس در رفع حاجت ‏برادر مؤمن خود سعى كند، ولی نصیحت و ‏خیرخواهى او را نكند به خدا و رسول او خیانت نموده است‏.»

انصارى گفت: غیر از آنچه دیدى از من بندگى دیگری صورت نمی‌گیرد، جز آن كه بر احدى از مسلمانان در خود غشى(ناخالصی) نمى‏بینم، و بر خیر و خوبى كه خداى تعالى به وى عطا كرده باشد حسدى‏ نمى‏برم. آن شخص گفت: این است كه تو را به این مرتبه رسانیده است. و این صفتى‏ است كه به دست آوردن آن از ما برنمى‏آید.»(9)

روایت است: «حضرت موسى(على نبینا و علیه السلام) مردى را در زیر عرش ‏دید، آرزوى مقام و مرتبه وى را نموده گفت: یا رب! چرا و به چه عمل بدین مرتبه ‏رسیده كه در سایه عرش تو آرمیده؟ خداى تعالى فرمود: وى بر كسی از مردم حسد نمى‏برد.»(10)

شایان ذكر است كه هدف از ‏خیرخواهى و نصیحت آن است كه آنچه از براى خود دوست داشته باشى از براى برادر دینى خود نیز همان را دوست‏ بدارى.

 پی‌نوشت‌ها:

1. بحارالانوار، ج 68، ص70، ح 127و 128.

2. بحارالانوار، ج 68، ص70، ح 128.

3. احیاء العلوم، ج 3، ص 172، ح 1.

4. بحارالانوار، ج 74، ص 358، ح 8.

5. كافى، ج 2، ص 208، ح 4/ بحارالانوار، ج 74، ص 358، ح 7.

6. بحارالانوار، ج 74، ص 358، ح 5.

7. كافى، ج 2، ص 362، ح 1.

8. كافى، ج 2، ص 363، ح 4 .

9. محجة البیضاء، ج 5، ص 325/ الترغیب و الترهیب، ج 3، ص 548، ح 10 (با اندك تفاوتى) .

10. احیاء العلوم، ج 3، ص 163/ محجة البیضاء، ج 5، ص 326.

برگرفته از معراج السعادة

تنظیم تبیان، فراوری، هدهدی.

پیامبر بعد از معراج دیگر نخندید

پیامبر صلی‌الله علیه و آله

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در سال سوم هجرت به معراج رفتند، در قرآن کریم هم به این مسئله اشاره شده است:  «سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِی بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ البَصِیرُ»

حضرت در معراج بهشت و جهنم را مشاهده فرمودند و 20 سال هم پس از معراج زنده بودند ولی مورخین نوشته اند: پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم  در طول مدت این 20 سال اصلاً نخندیدند ( با اینکه خنده ایشان فقط در حدّ لبخند بوده است) مثلاً فرض کنید خدای ناکرده یک نفر فرزند خود را از دست داده است، اگر قصه خنده داری برای او بازگو کنند می خندد اما از قلبش نیست و این لبهای اوست که خنده ای می کند، خنده پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نیز چنین بوده است. دلیل این حالت حضرت، معراج ایشان بوده زیرا در معراج بهشت را از نزدیک دیدند و در آن گردش کردند، انسان وقتی به شهر دیگری سفر کند از آن شهر دیدن می کند و تمامی نقاط آن شهر را مشاهده می نماید، خداوند متعال می فرماید: ما پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم  را به معراج بردیم تا بعضی از آیات و نشانه های خود به او نشان دهیم: «لِنُرِیَهُ مِنْ آیَاتِنَا »

سئوال اینجاست که چرا پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم  از آن زمان به بعد هرگز نخندیدند؟ چون در معراج جهنم را دیدند، با اینکه خداوند متعال به پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: شما اهل جهنم نیستید ولی با این حال (فقط به مجرد مشاهده کردن جهنم) حضرت پس از معراج تا آخر عمر مبارک خود ( 20 سال ) نخندیدند!

برای اینکه این حالت پیامبر را درک کنید، فرض کنید شما در خانه خود هستید و خدای ناکرده، شخصی را در همسایگی شما شکنجه دهند، شما چقدر متأثّر می شوید؟! با اینکه شما اطمینان دارید که این شکنجه به شما مربوط نیست و شما در امان هستید. این معنای تقوی است، یعنی انسان همیشه از خدا بترسد: چشم، گوش، دهان، دست و پا و خلاصه تمام اعضا و جوارح انسان! شخصی که مرتکب خلافی شود مثلاً دروغ بگوید، معلوم می شود از خدا نمی ترسد، انسان باید همیشه تقوی را به یاد داشته باشد.تقوی فقط به آخرت مربوط نیست بلکه در دنیا هم به نفع انسان است، شما کلفتی به خانه می آورید یا همسر شما شاگردی به مغازه می آورد اگر این شخص دزد باشد قبول می کنید؟ مسلماً خیر.

دست، پا، گوش و چشم انسان باید اینگونه باشد، یعنی بداند همیشه تحت نظر خداوند متعال است.

 

برگرفته از گفته های آیت الله العظمی سید محمد شیرازی

تنظیم برای تبیان: سید پیمان صابری

شیعیان ما همتا ندارند!!

امام صادق علیه السلام

 

افتخار شیعه همان بس که ائمه و پیشوایان آنها بهترین خلق خدا روی زمین و نزد آسمانیان هستند. امامان شیعه یکی پس از دیگری کشتی هدایت مسلمین را در دست گرفتند اگر چه ما انسان های جاهل و خطاکار هیچ گاه عظمت و بزرگی ایشان را در نیافتیم و مقام و‌شان آنها را نشناختیم. رسول خدا فرمودند: دوازده تن از اهل بیت من همان هایی هستند که خداوند فهم، علم و حکمت مرا به آنها عطا نمود و آنها را از گِل من آفرید، پس وای بر منکرین آنها که بعد از من آنها را انکار کنند... و شفاعت من و خداوند به ایشان نمی رسد. 1

امام صادق (علیه السلام) که مکتب برحق شیعه آراسته به نام زیبای بوده و مکتب جعفری می خوانندش، در مقطعی کوتاه اما بسیار تاثیرگذار دین خدا را اقامه نموده و شیعیان را با جلوه ای از وجودشان آشنا نمودند. محمد بن مروان از امام صادق(علیه‌السلام) روایت می کند که فرمودند: «خداوند ما را از نور عظمتش آفرید، سپس از گِلی که در زیر عرش پنهان بود به ما شکل و صورت داد و آن نور (الهی) در آن (صورت) قرار گرفت. پس ما خلق و بشری نورانی بودیم و کسی در خلقتش مثل ما نبود.» 2 بنابراین وقتی‌شان و مقام پیشوایان ما تا این اندازه بالاست که همتا و مثلی ندارند پس ما نیز باید پیروانی واقعی و بی همتا! برای آنها باشیم، آنچنان که خودشان از ما خواسته اند.

امام صادق (علیه‌السلام) می فرماید: خداوند ارواح شیعیان ما را از گِل ما آفرید و بدنها یشان را از گِلی که در زیر عرش پنهان بود (شکل داد) و خدا آنچنان که آنها را آفرید هیچ خلق دیگری را نیافرید مگر پیامبران و مرسلین را. 3

شگفتا که ما ادّعای "شیعه جعفری" بودن را داریم و رفتاری شایسته این مقام از خود بروز نمی دهیم! مقامی که تنها پیامبران و مرسلین در آن با شیعیان امامان معصوم برابری می کنند!

پس بیایید از امروز پیامبر گونه زندگی کنیم!.

 

نوشته ی: رادفر – گروه دین و اندیشه تبیان


1- عیون اخبارالرضا (علیه‌السلام)، ج 2، ص 66.

2- الکافی، ج 1، ص 389.

3- الکافی، ج 1، ص 389.