سيره ائمه اطهار عليهم السلام در زنده نگه داشتن عاشورا


در ميان حوادثى كه در طول تاريخ بشريّت به وقوع پيوسته است، هيچ نهضت و حركتى به پويايى و برجستگى قيام عاشورا نيست، نهضتى كه در سرزمينى محدود، زمانى كوتاه و با فداكارى افراد معدودى رخ داد، امّا توانست الگويى عملى براى آزادمردان جهان ارائه كند و براى هميشه به عنوان «انقلاب بزرگ» بر تارك تاريخ بشر بدرخشد.

آن چه بيش از همه حادثه كربلا را پرفروغ و سازنده جلوه مى‏دهد، سيره ائمه اطهار عليهم السلام است در زنده نگه داشتن اين حماسه زيبا و احياى فرهنگ آن. امامان معصوم عليهم السلام على‏رغم اين كه در دوران امامت خويش در محدوديت‏هاى شديدى به سر مى‏بردند و حاكمان مستبد اموى و عباسى سايه شوم خود را بر شهرهاى اسلامى گسترده بودند، ولى با اتخاذ صحيح‏ترين تصميم‏ها و موضع‏گيرى‏هاى مناسب و با استفاده از مؤثرترين شيوه‏ها توانستند از فرهنگ عاشورا و دستاوردهاى ارزشمند آن به صورت شايسته پاسدارى كنند و راه حماسه آفرينان كربلا را تداوم بخشند.

در سيره اهل‌بيت عصمت و طهارت عليهم السلام هرچه بيشتر تفحّص گردد، مشاهده مى‏شود كه آن بزرگواران براى ترويج فرهنگ عاشورا و تطبيق آن بر مصاديقش بر اساس مقتضيات هر عصر، اهتمامى وافر و تأكيدى مصرّانه داشته‏اند. امام باقر عليهم السلام در تعقيب اين هدف و توجه دادن مردم به ستمى كه بر اهل‌بيت عليهم السلام روا شده، وصيّت مى‏كند تا ده سال در موسم حج در منا براى امام حسين عليهم‌السلام و همراهانش عزادارى كنند.

آنان اين واقعه را به ديد معجزه نگريسته‏اند و در سيره عملى خود به عنوان راهكارهاى مؤثّر و زنده براى مبارزه عليه ظلم و ستم از آن بهره جسته‏اند كه در اين مقال به روش‏هاى عملى آنان جهت حفظ اين نهضت از تحريفات و زنده نگه داشتن آن اشاراتى گذرا خواهيم داشت.


توصيه به سوگوارى و عزادارى‏

عاشورا، دهم ماه محرم‌الحرام است كه از دير باز مورد توجه و احترام مردم بوده است. ولى در فرهنگ شيعه به خاطر شهادت سومين پيشواى شيعيان و اصحاب او در سرزمين كربلا، اين روز از جايگاه والايى برخوردار است. دهم ماه محرم با رخداد قيام سيدالشهدا عليه السلام در بين امامان عليهم السلام و دوستداران اهل‌بيت عليهم السلام به عظيم‏ترين روز سوگوارى و ماتم تبديل شد.(1) پيشوايان معصوم عليهم السلام همواره جهت زنده نگه‌داشتن ياد و خاطره عاشورا، شيعيان را به سوگوارى و عزادارى توصيه نموده و اثرات و ثمرات اين شعاير را تشريح مى‏نمودند. راز اين كه ائمه هدى عليهم السلام بر ماتم‌سرايى شهداى كربلا تأكيد نموده‏اند اين است كه: اوّلاً دشمنان و مخالفان اهل‌بيت عليهم السلام اين روز را به جشن و سرور سپرى مى‏كردند و ثانياً اين عزادارى‏ها و سوگوارى‏ها اگر آگاهانه، خالصانه و سازنده باشد، دل صاحب عزا را با دل حماسه‏سازان دشت نينوا پيوند مى‏دهند و اين ارتباط خود باعث ازدياد معرفت و قرب به بارگاه ملكوتى خواهد شد.

امام صادق عليهم السلام در توصيف مصايب روز عاشورا اين گونه فرمودند: «وَ اَمّا يَومَ عاشوراءَ فَيَومٌ اُصيبَ فيه الحُسين صريعاً بينَ اَصحابِهِ و اصحابُهُ حَولَهُ صَرعى عُراةٌ(2)؛ امّا روز عاشورا روزى است كه در آن حسين عليهه السلام ميان يارانش كشته بر زمين افتاد و ياران او نيز اطراف او بر خاك افتاده و عريان بودند.»

امام سجّاد عليهم السلام در مناسبت‏هاى گوناگون بر عزيزانش گريه مى‏كرد. اشك‏هاى آن حضرت عواطف را بر مى‏انگيخت و در اذهان مخاطبان مظلوميّت شهداى كربلا را ترسيم مى‏نمود. امام سجّاد عليه السلام بنيانگذار فرهنگ گريه در ميان مؤمنان بود و طى 35 سال امامتش به اين روش ادامه داد تا جايى كه يكى از «بكّائين پنجگانه تاريخ» ناميده شد. وقتى راز آن همه گريه را از آن حضرت مى‏پرسيدند، حضرت مصايب جانگداز كربلا را بازگو مى‏كرد و مى‏فرمود: مرا ملامت نكنيد. يعقوب عليه السلام پس از آن كه يك فرزند خود را از دست داد، آن قدر گريست تا از غصّه چشم‏هايش سفيد شد. در حالى كه يقين به مرگ فرزندش نداشت. ولى من به چشم خود در نصف روز ديدم كه چهارده نفر از اهل‌بيت مرا سر بريدند.

امام رضا عليهم السلام در اين‏باره مى‏فرمايد: «من ترك السّعى فى حوائجه يوم عاشوراء قضى اللّه له حوائج الدّنيا و الآخرة و من كان عاشوراء يوم مصيبته جعل اللّه عزّ و جلّ يوم القيامة يوم فرجه و سروره(3)؛ هر كس تلاش در رفع نيازهايش را در عاشورا به خاطر به پاداشتن عزا ترك كند، خداوند حوايج دنيا و آخرتش را برآورده سازد و هر كس عاشورا را روز مصيبت خويش قرار دهد، خداوند تبارك و تعالى روز قيامت را روز شادى و خوشحالى او قرار مى‏دهد.»

هم چنين امام صادق عليهم السلام فرمودند: «انّ يوم الحسين اعظم مصيبةً من جميع سائر الايّام(4)؛ روز شهادت امام حسين عليه السلام سوزناك‏ترين روزهاست.»

در سيره اهل‌بيت عصمت و طهارت عليهم السلام هرچه بيشتر تفحّص گردد، مشاهده مى‏شود كه آن بزرگواران براى ترويج فرهنگ عاشورا و تطبيق آن بر مصاديقش بر اساس مقتضيات هر عصر، اهتمامى وافر و تأكيدى مصرّانه داشته‏اند. امام باقر عليهم السلام در تعقيب اين هدف و توجه دادن مردم به ستمى كه بر اهل‌بيت عليهم السلام روا شده، وصيّت مى‏كند تا ده سال در موسم حج در منا براى امام حسين عليه‌السلام و همراهانش عزادارى كنند.

آن حضرت مبلغي را براى چنين امرى اختصاص داد. عزادارى گروهى در ايام حج و سرزمين حسّاس منا، سؤالات معنادارى را در اذهان ترسيم مى‏كند و اين خود بهترين نوع مبارزه غير مستقيم ائمه عليهم السلام براى توجه دادن افكار عمومى بر ضد جنايات اموى بود.

ائمه هدى عليهم السلام غير از آن كه قولاً و عملاً در سيره و رفتار خود در جهت برپايى مجالس سوگوارى براى اباعبدالله عليهم السلام تأكيد و اصرار داشته‏اند، از مردم خواسته‏اند كه در اين امر مهم كوتاهى نكنند و به آنان نويد داده‏اند كه براى عزاداران حسينى پاداش بسيار ويژه‏اى در نظر گرفته شده است.

امام سجاد مى‏فرمود: «هر مؤمنى كه بر شهادت حسين عليه السلام بگريد به طورى كه اشك بر گونه‏هايش جارى شود، خداوند براى او غرفه‌هايى در بهشت آماده مى‏سازد كه تا ابد در آن اقامت خواهد گزيد.»

از منابع روايى چنين برمى‏آيد هر كس بر مصايب ائمه خصوصاً امام حسين عليه السلام بگريد و از اين بابت محزون گردد:

1- در روز جزاء با ائمه هدى عليهم السلام محشور خواهد بود.

2- حضرت سيدالشهداء عليه السلام براى سوگوار خود از خداوند طلب آمرزش مى‏كند.

3- عزادار اباعبدالله عليهم السلام مصداق كسى است كه در شادى اهل عترت شادمان و در حزن آنان اندوهناك و محزون است.

4- در هنگام احتضار سوگوار اباعبدالله عليه السلام، ائمه هدى عليهم السلام حاضر مى‏شوند و عزرائيل را به مراعات حال وى توصيه مى‏كنند به حدى كه ملك الموت از مادر نسبت به او رئوف‏تر است.

5- سوگوار حماسه‌ساز عاشورا، از آب گواراى كوثر جرعه‏هايى مى‏نوشد و به ميوه‏هاى جنّت متنعم مى‏شود.

6- شفاعت رسول خدا صلي الله عليه و آله شامل عزاداران امام حسين عليه السلام مى‏شود.

7- قبر ماتم‌دار كربلا نورانى است و از عذاب برزخى مصون مى‏باشد.

8 - خداوند از اين كه عزادار امام حسين عليه السلام را عذاب كند، پروا مى‏كند.

9- سوگواران و زائران در پرتو عرش الهى در مجلس منوّر در محضر اباعبدالله هستند.(5) گريستن و گرياندن‏ براى مصايب امام حسين عليه السلام نوعى پيوند با راه و روش و هدف آن حضرت است كه باعث آمادگى براى مبارزه و جهاد در راه خدا مى‏شود و نيروى ايمان و عقيده را از هر جهت بسيج مى‏كند و نااميدى و زبونى را از انسان دور مى‏نمايد. از آن‏جا كه شهادت سالار شهيدان و ياران با وفايش از منظر عمومى، آثار ويرانگرى براى حكومت بنى‏اميه و سال‏ها بعد براى بنى عباس داشت و مشروعيّت حاكمان اين دو سلسله را زير سؤال برده بود، براى اين كه اين تراژدى غمبار به دست فراموشى سپرده نشود، امامان عليه‌السلام با گريه بر شهيدان نينوا و زنده نگه داشتن ياد و خاطره جانبازى‏هاى آنان اهداف شهيدان كربلا را دنبال مى‏كردند. عظمت حادثه كربلا به قدرى دلخراش بود كه شاهدان آن مصيبت تا زنده بودند آن را فراموش نكردند.

امام سجّاد عليه السلام در مناسبت‏هاى گوناگون بر عزيزانش گريه مى‏كرد. اشك‏هاى آن حضرت عواطف را بر مى‏انگيخت و در اذهان مخاطبان مظلوميّت شهداى كربلا را ترسيم مى‏نمود. وي بنيانگذار فرهنگ گريه در ميان مؤمنان بود و طى 35 سال امامتش به اين روش ادامه داد(6) تا جايى كه يكى از «بكّائين پنج گانه تاريخ»(7) ناميده شد. وقتى راز آن همه گريه را از آن حضرت مى‏پرسيدند، حضرت مصايب جانگداز كربلا را بازگو مى‏كرد و مى‏فرمود: مرا ملامت نكنيد. يعقوب عليه السلام پس از آن كه يك فرزند خود را از دست داد، آن قدر گريست تا از غصّه چشم‏هايش سفيد شد. در حالى كه يقين به مرگ فرزندش نداشت. ولى من به چشم خود در نصف روز ديدم كه چهارده نفر از اهل‌بيت مرا سر بريدند.(8)

او نه تنها خود در سوگ شهداى كربلا مى‏گريست، بلكه شيعيان و مؤمنان را نيز ترغيب به گريستن بر آن شهدا مى‏كرد و مى‏فرمود: «هر مؤمنى كه بر شهادت حسين عليه السلام بگريد به طورى كه اشك بر گونه‏هايش جارى شود، خداوند براى او غرفه‌هايى در بهشت آماده مى‏سازد كه تا ابد در آن اقامت خواهد گزيد.»(9)

امام صادق عليه السلام فرمودند: «على بن الحسين عليهماالسلام به ياد عاشورا بيست سال گريست و هرگز طعامى نمى‏خورد مگر اين كه گريه مى‏كرد.»(10)

همچنين امام رضا عليه السلام فرمودند: «فعلى مثل الحسين فلْيَبك الباكون فانّ البكاء عليه يحطّ الذّنوب العظام(11)؛ گريه كنندگان بايد بر كسى همچون حسين عليه السلام گريه كنند، زيرا گريستن بر او گناهان بزرگ را فرو مى‏ريزد.»

باز امام صادق عليه السلام فرمودند: «كلّ الجزع و البكاء مكروهٌ سوى الجزع و البكاء على الحسين(12)؛ هر ناله و گريه‏اى مكروه است، مگر ناله و گريه بر حسين عليه السلام.»

امام صادق عليه السلام در روايتى به صحابى بزرگوارش زراره فرمودند: «اى زراره! آسمان چهل روز بر حسين عليه السلام گريست و زمين چهل روز با سياهى و خورشيد چهل روز با سرخى و كسوف و كوه‏ها از هم پاشيدند و درياها متلاطم شدند و ملائكه چهل روز بر حسين عليه السلام گريستند.»

اين اشك‏ها و گريه‏ها در عزاى مظلوم كربلا، فرياد مداوم عليه ستمگران و ابلاغ پيام خون مطهر شهدا بود. اگر گريه‏هاى ائمه عليهم السلام نبود، حادثه عاشورا از خاطره‏ها محو مى‏شد و شعاع اين مشعل فروزان فروكش مى‏كرد.


بيان گريه نظام هستى

مسأله گريه نظام هستى به ويژه گريه آسمان بر شهادت حضرت اباعبدالله عليه السلام در روايات منقول از ائمه هدى عليهم السلام منعكس شده است. راز اين گريه اظهار عظمت مصيبت است به نحوى كه در جزء جزء عالم هستى داراى تأثير بوده است.

پس از بازگشت اهل‌بيت عصمت و طهارت از كربلا و ورود به مدينه امام سجاد عليه السلام ضمن خطبه‏اى چنين فرمودند: «اى مردم! پس از اين مصيبت عظمى كدام يك از مردانتان تواند شاد بود يا كدامين چشم مى‏تواند اشكش را حبس كند؟ همانا آسمان‏هاى هفتگانه بر قتل او گريستند و درياها با امواجشان و آسمان‏ها با اركانشان و زمين با پهنه وسيعش و درختان با شاخه‏هايشان و ماهيان اعماق دريا و ملائكه و اهل آسمان بر شهادت او گريستند.»(13)

امام صادق عليه السلام در روايتى به صحابى بزرگوارش زراره فرمودند: «اى زراره! آسمان چهل روز بر حسين عليه السلام گريست و زمين چهل روز با سياهى و خورشيد چهل روز با سرخى و كسوف و كوه‏ها از هم پاشيدند و درياها متلاطم شدند و ملائكه چهل روز بر حسين عليه السلام گريستند.»(14)

هم چنين امام رضا عليه السلام در روايتى به گريه آسمان‏هاى هفتگانه و زمين اشاره نموده‏اند.(15)

از رواياتى كه گذشت مى‏توان چنين استنباط كرد كه اصل مسأله گريه هستى بر شهادت امام حسين عليه‌السلام امرى است قطعى كه خود سند متقنى است براى زنده نگه‌داشتن اين قيام.


ترغيب شاعران به سرودن شعر و مرثيه‏

برپايى مجالس نوحه خوانى و خواندن شعر و مرثيه از عباداتى است كه داراى ثواب و پاداش فراوانى در نزد پروردگار است.

امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد: «الحمدلله الّذى جعل فى النّاس من يفد الينا و يمدحنا و يرثى لنا(16)؛ حمد و ستايش خداوندى را كه در ميان مردم كسانى را قرار داد كه به سوى ما مى‏آيند و ما را مدح مى‏كنند و براى ما مرثيه مى‏خوانند.».

اين نشان دهنده جايگاه «مرثيه» و «مدح» در فرهنگ شيعه و در راستاى احياى فرهنگ اهل بيت عليهم‌السلام است.

بيان مصايب و مراثى سرور شهيدان امام حسين عليهم السلام به اندازه‏اى مهم و ضرورى است كه پيشوايان معصوم عليهم‌السلام همواره بدان سفارش كرده و خواستار زنده نگه داشتن نام و ياد آن امام عليهم السلام به اين شيوه شده‏اند. آنان خود نيز بدين امر پايبند بوده و در بزرگداشت اين واقعه جانسوز قلبى سوزان و زبانى نوحه‏گر داشته‏اند.

استاد شهيد آيت‌ الله مرتضى مطهرى(ره) در اين زمينه مى‏نويسد: «ائمه دين خواستند قيام امام حسين عليه السلام به صورت يك مكتب و به صورت يك مشعل فروزان هميشه باقى بماند. اين يك چراغى است از حق، از حقيقت دوستى و از حقيقت خواهى. اين يك ندايى است از حق‏طلبى، از حرّيت و آزادى، اين مكتب آزادى و اين مكتب مبارزه با ظلم را خواستند براى هميشه باقى بماند. در زمان خود ائمه اطهار عليهم‌السلام كه اين دستور صادر شد، سبب شد كه جريان زنده و فعّال و انقلابى به وجود آيد. نام امام حسين عليه السلام شعار انقلاب عليه ظلم گشت، يك عدّه شاعر انقلابى به وجود آمدند مانند: كميت اسدى، دعبل خزايى، سيّد حميرى و ...؛ كميت اسدى مى‏دانيد كيست؟ همان كسى كه با اشعارش از يك سپاه بيشتر براى بنى اميّه ضرر داشت.»(17)

مشهور است كه چون اهل‌بيت عصمت و طهارت عليهم السلام از شام به مدينه بازگشتند، در حوالى مدينه براى مدتى كوتاه اقامت نمودند. اهالى مدينه با شور و شوق خاصى به استقبال آنان رفتند. در ميان استقبال كنندگان فردى بود به نام «بشير بن جذلم» كه چون امام سجاد عليه السلام او را ديد، فرمود: اى بشير! پدرت شاعر بود. آيا تو هم از شاعرى بهره‏ دارى؟ وى جواب داد: آرى! خود نيز شاعر هستم. حضرت فرمودند: ابياتى بسراى و خبر ورود اهل‌بيت عليهم‌السلام و مصيبت جانگداز كربلا را اعلام كن. بشير مى‏گويد بر مركب خود سوار و با عجله وارد مدينه شدم و صدا به گريه بلند كردم و اين اشعار را خواندم:

يا اهل يثرب لامقام لكم بها قتل الحسين و ادمعى مدرار

الجسم منه بكربلا مضرّج و الرأس منه على القناة يدار

يعنى: اى اهل يثرب (مدينه) ديگر در شهر نمانيد چون حسين عليه السلام كشته شد. پس اشك فراوان از گونه‏ها جارى كنيد. بدنش در كربلا آغشته به خون شده و سر مطهرش را بر سر نيزه كردند.

بعد از اين مرثيه، شهر مدينه شكل ماتم به خود گرفت. همه اهل شهر از منازل بيرون آمدند و به گريه و زارى پرداختند و اين ماتم‏سرايى تا چندين روز ادامه داشت.

در عصر امامت ائمه عليهم السلام شعرايى چون كميت اسدى، سيّد حميرى، دعبل خزايى و ... به سفارش آن بزرگواران براى فداكاران كربلا به مرثيه‌گويى پرداختند. اشعار حماسى و عميق اين ياران اهل‌بيت عليهم السلام بنى اميّه و بنى عباس را در هراس افكنده بود.(18)

شاعر و مدّاح اهل‌بيت عليهم السلام «دعبل خزايى» اين گونه نقل كرده است: ايام محرم بود كه به زيارت امام هشتم على بن موسى الرضا عليه السلام رفتم. ديدم آن حضرت با حالت حزن و اندوه نشسته و اصحاب هم دور او جمع شده‏اند. چون مرا ديد، فرمود: اى دعبل! دوست دارم شعرى بخوانى، زيرا اين روزها غم و اندوهى است كه بر خاندان ما رفته است و كسى كه بر مصيبت جدّم امام حسين عليه السلام بگريد، خداوند گناهان او را مى‏آمرزد. سپس آن حضرت از جاى خويش برخاست و پرده‏اى را نصب كرد و اهل خانه را در پشت آن پرده قرار داد تا در مصايب جدّشان عزادارى كنند. در اين حال رو به سوى من كرد و فرمود: براى جدّم حسين عليه السلام مرثيه‏اى بخوان. دعبل مى‏گويد: اشعارى خواندم به طورى كه صداى گريه امام رضا عليه السلام و اهل‌بيت او بلند شد.(19)

زيد شجام مى‏گويد: «با جمعى از كوفيان نزد امام جعفر صادق عليه السلام بوديم كه جعفر بن عفان وارد شد. امام صادق عليه السلام او را نزديك خود جاى داد. سپس فرمود: شنيده‏ام تو درباره عزادارى امام حسين عليه السلام خوب شعر مى‏گويى، گفت: بلى! فرمود: بگو! پس جعفر شعرى درباره امام حسين عليه السلام سرود به طورى كه امام صادق عليه السلام و تمام اطرافيان گريستند. سپس امام فرمود: اى جعفر! به خدا قسم ديدم ملائكه اشعار تو را درباره حسين عليه السلام مى‏شنوند و آن‏ها هم گريه مى‏كنند.

اى جعفر! خداوند همين الآن بهشت را بر تو واجب كرد و گناهانت را بخشيد.»(20)


سفارش به زيارت سالار شهيدان‏

از شيوه‌هايى كه امامان عليهم السلام براى احياى نهضت عاشورا به كار گرفتند، توجه فراوان به زيارت امام حسين عليه السلام بود. سفارش‏هاى فراوانى كه از خاندان عترت و طهارت در باب بزرگداشت مقام آن حضرت و زيارت آن امام مظلوم در اوقات مختلف به ما رسيده است، عمق و ميزان مقام الهى سالار عشق را به وضوح بيان مى‏كند.

امام سجاد عليه السلام در سخنان گهربار خويش، سفارش زيادى به زيارت امام حسين عليه السلام داشت. ايشان بعد از بازگشت به مدينه در بيرون شهر خيمه‏اى برپا كرد و چندين سال در آن اقامت گزيد تا ملاقاتى با دشمنان عترت نداشته باشد. حضرت پيوسته در طول اين مدت به قصد زيارت پدر و جدّ خويش به عراق مى‏آمد، ولى كسى متوجّه نمى‏شد.(21)

امام صادق عليه السلام فرموده‏اند: «لو يعلم النّاس ما فى زيارة قبر الحسين عليه السلام من الفضل لماتوا شوقاً(22)؛ اگر مردم فضيلت زيارت قبر امام حسين عليه السلام را مى‏دانستند از شوق جان مى‏باختند.»

شهيد مرتضى مطهرى(ره) مى‏نويسد: «ائمه دين خواستند قيام امام حسين عليه السلام به صورت يك مكتب و به صورت يك مشعل فروزان هميشه باقى بماند. اين يك چراغى است از حق، از حقيقت دوستى و از حقيقت خواهى. اين يك ندايى است از حق‏طلبى، از حرّيت و آزادى، اين مكتب آزادى و اين مكتب مبارزه با ظلم را خواستند براى هميشه باقى بماند. در زمان خود ائمه اطهار عليهم‌السلام كه اين دستور صادر شد، سبب شد كه جريان زنده و فعّال و انقلابى به وجود آيد. نام امام حسين عليه السلام شعار انقلاب عليه ظلم گشت، يك عدّه شاعر انقلابى به وجود آمدند مانند: كميت اسدى، دعبل خزايى، سيّد حميرى و ... كميت اسدى مى‏دانيد كيست؟ همان كسى كه با اشعارش از يك سپاه بيشتر براى بنى اميّه ضرر داشت.»

سدير صيرفى مى‏گويد: امام صادق عليه السلام به من فرمود: اى سدير! آيا هر روز حسين عليه السلام را زيارت مى‏كنى، عرض كردم فدايت شوم نه، فرمود: چقدر جفاكار هستى! سپس فرمود: آيا هر جمعه او را زيارت مى‏كنى؟ عرض كردم نه، فرمود: آيا هر ماه او را زيارت مى‏كنى؟ عرض كردم نه. فرمود: آيا هر سال او را زيارت مى‏كنى؟ عرض كردم گاهى. حضرت فرمود: شما به حسين عليه السلام چقدر جفا مى‏كنيد! آيا نمى‏دانى كه خداوند عزّ و جلّ دو ميليون فرشته دارد كه پريشان حال بر حسين گريه مى‏كنند و او را زيارت مى‏كنند و خسته نمى‏شوند؟

چه مانعى دارد كه قبر حسين عليه السلام را در هر جمعه پنج بار و يا در هر روز يك بار زيارت كرده باشى؟ عرض كردم: فدايت شوم. ميان ما و قبر حسين عليه السلام بسيار فاصله است. حضرت فرمود: زيارت را از راه دور انجام بده و آن بدين گونه است: برو بالاى پشت بام و به راست و چپ توجه كن. آن وقت سر به طرف آسمان بلند كن سپس به طرف قبله توجه كن و بگو: «السلام عليك يا اباعبدالله الحسين. السلام عليك و رحمة اللّه و بركاته» اگر چنين كنى براى تو يك زيارت مى‏نويسند معادل يك حج و يك عمره.(23)

امام رضا عليه السلام فرمودند: «من زار قبر ابى عبدالله بشطّ الفرات كان كمن زار اللّه فوق عرشه(24)؛ هر كس قبر امام حسين عليه السلام را در كنار رود فرات زيارت كند، مانند كسى است كه خداوند را در بالاى عرش زيارت كرده است.»

در عصر امامت ائمه عليهم السلام شعرايى چون كميت اسدى، سيّد حميرى، دعبل خزايى و ... به سفارش آن بزرگواران براى فداكاران كربلا به مرثيه‌گويى پرداختند. اشعار حماسى و عميق اين ياران اهل‌بيت عليهم السلام بنى اميّه و بنى عباس را در هراس افكنده بود.

آرى از سياست‏هاى ثابت و تغييرناپذير امامان معصوم عليهم السلام بعد از شهادت سالار شهيدان احياء اين نهضت بود. تأكيد آنان بر عزادارى، گريه، فضايل، زيارت و ... از عاشورا مشعلى جاويدان ساخت و كربلا را به صورت بزرگ‏ترين دژ مقاومت امت اسلامى در برابر كفر و نفاق و بيداد در آورد. امروزه با استفاده از سيره ائمه هدى عليهم السلام عاشوراى حسينى سمبل ظلم ستيزى و عدالت خواهى و راه رهايى مظلومان جهان از سلطه مستكبران شناخته مى‏شود. اگرچه در طول تاريخ از سوى كوردلان تلاش‏هايى براى فراموش شدن نام حسين عليه السلام و خاموشى اين مشعل هدايت صورت گرفته است، امّا همه اين تلاش‏هاى مذبوحانه نشان وحشت آنان از جوشش خون پاك حسينى در رگ‏هاى نسل جوان است و على‏رغم همه اين كوشش‏ها هر روز گرايش دل‏هاى صالحان و مؤمنان به سوى عاشورا و محرم افزون‏تر و گسترده‏تر مى‏گردد و محبت حسينى دل‏هاى مظلومان جهان را شيداى فرزند فاطمه عليهاالسلام مى‏كند.