مردی كه باعث‌ تغییر حكم خدا شد!؟

پیر مرد

در صدر اسلام آنگاه كه خداوند روزه را بر مسلمانان واجب نمود، حكم روزه و شرایط آن، چنان بود كه اگر شبِ ماه رمضان مسلمانى را خواب مى‌ربود، خوردن و آشامیدن بر او حرام مى‌شد و نیز در تمام ماه مبارك رمضان آمیزش با همسران در روز و شب تحریم شده بود.

روزی از روزهای ماه رمضان آن دوران، مسلمانی از یاران پیامبر خدا صلى الله علیه و آله به نام  ابن جبیر كه پیرمرد ناتوانى بود، و تمام روز را روزه داشت، هنگام افطار بعد از یك روز پر مشغله و همراه با كوله‌باری از خستگی به خانه خود برگشت و همچنان كه منتظرِ پهن شدن سفره افطار بود و همسرش رفته بود تا برایش غذا حاضر نماید، خوابش برد. وقتى بیدار شد، مطابق حكم خداوند او دیگر اجازه‌ی خوردن نداشت لذا افطار نكرد و با همان حال به رختخواب رفت و شب را به صبح رساند. 

ایام، ایام جنگ خندق بود و مسلمانان مشغول حفر گودال به دور شهر بودند، مرد داستان ما، صبح در حالى كه روزه‌‌ی دیروزش را به روزه‌ی امروز چسبانده بود براى كندن خندق به دوستان مجاهد خود پیوست. اما در گرماگرم كار سرو قامت این مرد بزرگ از شدت ضعف و گرسنگى، بر زمین افتاد و بیهوش شده.

همه دور مرد جمع شده بودند و همه سخت نگران حالش بودن. اوضاع چنان بود كه پیامبر اكرم وقتی بالاى سرش آمد، دلِ نازك و پر مهر او نیز از دیدن این منظره به درد آمد و تأثّر تمام سینه‌اش را درنوردید.

آنچه بر سر ابن جبیر آمده بود موجب شد تا خداوند احكام روزه را تغییر دهد و فرمان كند كه: أُحِلَّ لَكُمْ لَیْلَةَ الصِّیَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَآئِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَ أَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتانُونَ أَنفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَیْكُمْ وَ عَفَا عَنكُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَ ابْتَغُواْ مَا كَتَبَ اللّهُ لَكُمْ وَ كُلُواْ وَ اشْرَبُواْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَكُمُ الْخَیْطُ الأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّواْ الصِّیَامَ إِلَى الَّلیْلِ وَ لاَ تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنتُمْ عَاكِفُونَ فِی الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ یُبَیِّنُ اللّهُ آیَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ

همبستری با زنانتان در شب ماه روزه بر شما حلال شد آنها پوشش شمایند و شما پوشش آنهایید خدا می‌دانست که شما به خویشتن خیانت می‌ورزید، پس توبه شما را بپذیرفت و شما را عفو کرد اکنون با آنها همبستر شوید و آنچه را که خدا بر شما مقرر گردانیده است انجام دهید، و بخورید و بیاشامید تا رشته روشن صبحدم در تاریکی شب آشکار شود و روزه را به شب برسانید و چون در مسجد اعتکاف کنید، با زنان همبستر مشوید اینها حدود فرمان خداست، پیشتر نیایید، خدا آیات خود را اینچنین بیان می‌کند، باشد که به پرهیزگاری برسند.

 

و اكنون در كتاب مقدس خداوندگار، قرآن مجید، این آیه، آیه‌ی 187 سوره‌ی بقره می‌باشد.

به انگیزه هشتم شوال سالروز تخریب بقیع نقدی بر اندیشه‌ وهابیت در تخریب قبور و زیارت‌گاه‌ها

بقیع

آنان در این مسأله پیرو پیشوای خود، ابن تیمیه و شاگرد او ابن جوزیه هستند. از این‌رو آنان در چند قرن گذشته، تا می‌توانستند مشاهد و زیارتگاه‌ها را ویران کردند و حتی قبور ائمه بقیع و قبر امام حسین(ع) را نیز استثنا نکردند.

فیض حضور در زیارت ائمه نور

وهابیان، ساختن گنبد و ضریح و بقعه و ... بر روی قبور را حرام و تخریب آن را واجب می‌دانند. آنان ساختن این چیزها بر روی قبور را نوعی شرک و کفر می‌پندارند.

صغانی می‌گوید: مشاهد به منزله بت‌ها هستند و همان کاری را که عرب جاهلی با بت‌های مختلف می‌کرد، پرستندگان قبور، امروزه با مشاهد و قبور انجام می‌دهند و تغییر نام، عمل را عوض نمی‌کند.

به گمان آن‌ها، ساختمان کردن قبرها، بدعتی است که بعد از عصر تابعین رخ داده و در قرون نخستین اسلامی نبوده است. آنان در این مسأله پیرو پیشوای خود، ابن تیمیه و شاگرد او ابن جوزیه هستند. از این‌رو آنان در چند قرن گذشته، تا می‌توانستند مشاهد و زیارتگاه‌ها را ویران کردند و حتی قبور ائمه بقیع و قبر امام حسین(ع) را نیز استثنا نکردند.

آنان در تخریب قبور بقیع، استفتایی تنظیم کردند و به نزد یکی از علمای مدینه فرستادند و او در جواب چنین نوشت:

«ساختن و بنا کردن روی قبرها به اجماع مسلمین حرام است و در این زمینه احادیث صحیح روایت شده و از این‌رو بسیاری از دانشمندان به وجوب خراب کردن آن ساختمان‌ها فتوا داده‌اند و از جمله احادیثی که راجع به لزوم خراب کردن قبور مورد استناد قرار گرفته حدیثی است که علی(ع) به ابی الهیاج می‌گوید: من تو را برای کاری می‌فرستم که رسول خدا مرا برای آن کار فرستاده‌: اگر مجسمه‌ای دیدی آن را بشکن و هرگاه قبر بلندی دیدی آن را با خاک یکسان کن.

در صحیح مسلم هم این حدیث روایت شده است؛ اما موضوع مسجد قراردادن قبرستان‌ها و نماز خواندن در آن‌ها و روشن کردن چراغ، آن‌ها نیز به مفاد حدیث ابن عباس ممنوع می‌باشد ... و اما توجه به سوی حجره نبوی(ص) در موقع دعا کردن، بهتر است که از این عمل نیز جلوگیری بشود، چنان‌که از کتب معتبر استفاده می‌شود، چون بهترین سمت‌ها، سمت قبله است و همچنین طواف بر قبور و بوسیدن و به‌طور کلی دست کشیدن به آن‌ها اعمالی است حرام و ممنوع! و نیز ذکر خواندن و رحمت فرستادن در مواقع نامبرده همگی بدعت است و این، چیزی است که نظر ما به آن رسیده است.»

بقیع

آنان این فتوا را مستمسک تخریب قبور ائمه در بقیع و نیز تخریب دیگر بقعه‌ها و زیارتگاه‌ها قرار دادند؛ در پاسخ به این فتوا باید گفت:

1. ادعای اجماع در این‌باره کاملاً بی‌اساس است؛ پیروان بیش‌تر مذاهب اسلامی در اعصار گوناگون این عمل را جایز می‌دانستند و این سیره مستمره مسلمانان بوده است. مسلمانان بر قبور آنان که از دنیا می‌رفتند بقعه می‌ساخته‌اند و نسبت به عالمان و بزرگان خود در این مسأله، حساسیت بیش‌تری نشان می‌داده‌اند.

2. حدیث ابی‌الهیاج از نظر ما، حدیث ضعیفی است؛ چه‌این‌که در سلسله راویان آن، راویان غیر ثقه وجود دارند که از جمله آن‌ها سفیان ثوری است. دیگر آنکه این حدیث، به فرض صحّت سند، نمی‌تواند مدعای وهابیان را اثبات کند؛ چون حدیث مذکور، امر به مسطح کردن قبر می‌کند و این‌که آن را همانند پشت ماهی نسازند؛ کلمه مُشرِف در حدیث به معنای بلندی بیش از حدّ است. از این‌رو آن حضرت دستور داده تا قبرهای بیش از حدّ بلند را مساوی کنند و کوتاه کنند، نه آن‌که قبر را تخریب کنند! چه این‌که تمام مذاهب اسلامی اتفاق نظر دارند که می‌توان، بلکه مستحب است قبر بالاتر از زمین ساخته شود.

3. درباره برخی از احادیث منسوب به پیامبر(ص) که از ساختمان ساختن بر روی قبرها و گچ‌کاری قبر نهی فرموده، باید گفت که سند این احادیث ضعیف است و متن آن‌ها نیز دارای اضطراب است. نیز باید گفت: نهی اعمّ از کراهت و حرمت است و به فرض که این احادیث ضعف متن و سند نداشته باشند، ممکن است مقصود از آن‌ها کراهت باشد و کراهت آنجایی است که بر ساختن گنبد و بارگاه، فایده عقلایی مترتّب نباشد، وگرنه آنجا که ساختن بارگاه، از شعائر اسلامی باشد و منافع فراوان معنوی را به دنبال آورد، امر بسیار پسندیده‌ای است.

4. در آغاز اسلام، مسلمانان بسیار فقیر بودند. برخی از آنان خانه نداشتند و بی‌سرپناه بودند؛ شاید نهی از ساختمان بر روی قبر ناظر به آن روزگار بوده که بسیاری بی‌سرپناه بوده‌اند، نه در دوره‌های بعد که مسلمانان تمکّن مالی فراوان پیدا کردند و به ثروت بسیار دست یافتند.

5. پیامبر(ص) در خانه خود دفن شد؛ اما هیچ‌یک از صحابه نکوشید که خانه پیامبر را ویران کند تا به حدیث پیامبر(ص) مبنی بر نهی از ساختمان بر قبور عمل کند! این نیز دلیل دیگری بر ردّ سخن وهابیان!

6. آیا وهابیان هرگز نسبت به مصالح عظیم جامعه مسلمانان اندیشیده‌اند؟ آیا آنان به فکر جلوگیری از نفوذ استعمارگران در بلاد اسلامی بوده‌اند؟ آیا آنان در برابر نفوذ صهیونیست‌ها در بلاد اسلامی واکنش نشان داده‌اند؟ آیا این‌قدر که از بوسیدن قبر پیامبر خدا(ص) عصبانی می‌شوند، از محاصره اقتصادی کشورهای مسلمان ناراحت می‌شوند؟

امروزه وهابیت، مهره آمریکایی است. امروز آمریکا و انگلیس و اسرائیل می‌کوشند تا با حمایت از وهابیت، جلوی جنبش‌های بیدارگر اسلامی را بگیرند. آنان می‌کوشندکه با رواج تفکّر قشری‌نگر و واپس‌گرای وهابّی، ندای حزب الله لبنان، جنبش‌های مردمی عراق و حماسه‌های حماس را خاموش سازند؛ و آنان می‌کوشند با حمایت از وهابیت، جلوی اتحاد و انسجام اسلامی را بگیرند و آن را به رؤیای دست نیافتنی عالم اسلام بدل سازند!

زهی خیال خام!

منبع: خبرگزاری رسا

تصاویر ویژه به مناسبت فرا حلول حلال و فرا رسیدن عید فطر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تصاویر ویژه عید فطر

 

تصاویر ویژه عید فطر

 

تصاویر ویژه عید فطر

 

تصاویر ویژه عید فطر

 

تصاویر ویژه عید فطر

اعمال شب و روز عيد فطر


از جمله ليالى شريفه شب عيد فطر مي باشد و در فضيلت و ثواب عبادت و احياى آن احاديث ‏بسيار وارد شده و روايت‏ شده است كه آن شب كمتر از شب قدر نيست. براي درک اين شب عزيز انجام اعمالي از ائمه عليهم السلام به ما سفارش شده است :

 

1- در هنگام غروب آفتاب غسل انجام شود .

2- آن شب به نماز، دعا، استغفار، درخواست از حق تعالى و بيتوته در مسجد احيا گردد.

3- بعد از نماز مغرب و عشاء ، نماز صبح و نمازعيد فطر ذکر؛" الله اكبر الله اكبر، لا اله الا الله و الله اكبر الله اكبر و لله الحمد الحمد لله على ما هدانا و له الشكر على ما اولانا " گفته شود.

4- بعد از نماز مغرب و نافله آن، دست ها را به سوى آسمان بلند کرده و بگويد:" يا ذاالمن و الطول يا ذاالجود يا مصطفي محمد و ناصره صل على محمد و آل محمد و اغفرلي كل ذنب احصيته وهو عندك في كتاب مبين." پس به سجده برود و صد مرتبه در سجده بگويد: " اتوب الى الله " پس هر حاجت كه دارد از حق تعالى بخواهد كه ان شاء الله تعالى بر آورده خواهد شد. در روايتي از ‏شيخ آمده كه: بعد از نماز مغرب به سجده رود و بگويد" يا ذاالحول يا ذاالطول يا مصطفيا محمدا و ناصره صل على محمد و آل محمد واغفرلي كل ذنب اذنبته و نسيته انا و هو عندك في كتاب مبين." سپس صد مرتبه " اتوب الى الله " بگو.

5- زيارت امام حسين عليه السلام كه فضيلت ‏بسيار دارد.

6- ده مرتبه ذكر" يا دائم الفضل علي البرية يا باسط اليدين بالعطية يا صاحب المواهب السنية صل علي محمد و آله خيرالوري سجية واغفرلنا يا ذاالعلي في هذه العشية." كه از اعمال شب جمعه است، گفته شود.

7- ده ركعت نماز كه در شب آخر ماه رمضان اقامه مي شود که به صورت پنج  نماز دو رکعتي ، در هر رکعت بعد از حمد، سوره توحيد ده بار خوانده شود. و در رکوع و سجود ده مرتبه ذکر" سبحان الله والحمدلله و لا اله الاالله والله اکبر" گفته شود. پس از نماز هزار مرتبه استغفار کند و بعد از آن سر به سجده گذارد و بگويد:" يا حي يا قيوم يا ذاالجلال و الاکرام يا رحمان الدنيا والاخرة و رحيمهما يا ارحم الراحمين يا اله الاولين والآخرين اغفرلنا ذنوبنا و تقبل منا صلواتنا و صيامنا و قيامنا."

8- بعد از نماز مغرب و نافله آن دو ركعت نماز بجا آورد، در ركعت اول بعد از حمد هزار مرتبه توحيد و در رکعت دوم بعد از حمد، يك مرتبه توحيد بخواند. بعد از سلام سر به سجده بگذارد و صد مرتبه ذکر" اتوب الى الله " گفته شود. پس از آن بگويد: " يا ذاالمن والجود يا ذاالمن والطول يا مصطفي محمد صلى الله عليه وآله صل على محمد وآله و افعل بي كذا و كذا و به جاى کذا حاجات خود را بطلبد و روايت است كه حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام اين دو ركعت را به اين كيفيت ‏بجا مى‏آورد پس سراز سجده برمى‏داشت و مى‏فرمود به حق آن خداوندى كه جانم به دست قدرت او است هر كه اين نماز را بخواند، هر حاجتي از خدا بطلبد البته عطا كند و اگر به عدد ريگ هاى بيابان گناه داشته باشد خدا بيامرزد. و در روايت ديگر به جاى هزار مرتبه توحيد صد مرتبه وارد شده است. شيخ و سيد بعد از نماز اين دعا را نقل كرده‏اند: " ياالله ياالله ياالله يا رحمان ياالله يا رحيم ياالله يا ملك ياالله يا قدوس ياالله يا سلام ياالله يا مؤمن ياالله يا مهيمن ياالله يا عزيز ياالله يا جبار يا الله يا متكبر ياالله يا خالق ياالله يا بارئ ياالله يا مصور ياالله يا عالم ياالله يا عظيم ياالله يا عليم ياالله يا كريم ياالله يا حليم ياالله يا حكيم ياالله يا سميع ياالله يا بصير ياالله يا قريب ياالله يا مجيب ياالله يا جواد ياالله يا ماجد ياالله يا ملي ياالله يا وفي ياالله يا مولى ياالله يا قاضي ياالله يا سريع ياالله يا شديد ياالله يا رئوف ياالله يا رقيب ياالله يا مجيد ياالله يا حفيظ ياالله يا محيط ياالله يا سيدالسادات ياالله يا اول ياالله يا آخر ياالله يا ظاهر ياالله يا باطن ياالله يا فاخر ياالله يا قاهر يا الله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا ودود ياالله يا نور ياالله يا رافع ياالله يا مانع ياالله يا دافع ياالله يا فاتح ياالله يا نفاح [نفاع] ياالله يا جليل ياالله يا جميل ياالله يا شهيد ياالله يا شاهد ياالله يا مغيث ‏ياالله يا حبيب ياالله يا فاطر ياالله يا مطهر ياالله يا ملك ياالله يا مقتدر ياالله يا قابض ياالله يا باسط ياالله يا محيي ياالله يا مميت ‏ياالله يا باعث‏ ياالله يا وارث ياالله يا معطي ياالله يا مفضل ياالله يا منعم ياالله يا حق ياالله يا مبين ياالله يا طيب ياالله يا محسن ياالله يا مجمل ياالله يا مبدئ ياالله يا معيد ياالله يا بارئ ياالله يا بديع ياالله يا هادي ياالله يا كافي ياالله يا شافي ياالله يا علي ياالله ياعظيم ياالله يا حنان ياالله يا منان ياالله يا ذاالطول ياالله يا متعالي ياالله يا عدل ياالله يا ذاالمعارج ياالله يا صادق ياالله يا صدوق ياالله يا ديان ياالله يا باقي ياالله يا واقي ياالله يا ذاالجلال ياالله يا ذاالاكرام ياالله يا محمود ياالله يا معبود ياالله يا صانع ياالله يا معين ياالله يا مكون ياالله يا فعال ياالله يا لطيف ياالله يا غفور ياالله يا شكور ياالله يا نور ياالله يا قدير ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله يا رباه ياالله اسالك ان تصلي على محمد و آل محمد و تمن علي برضاك و تعفو عني بحلمك و توسع علي من رزقك الحلال الطيب من حيث احتسب و من حيث لا احتسب فاني عبدك ليس لي احد سواك ولا احد اساله غيرك يا ارحم الراحمين ما شاء الله لا قوة الا بالله العلي العظيم.

پس به سجده مى‏روى و مى‏گويى: ياالله ياالله ياالله يا رب يا رب يا رب يا منزل البركات بك تنزل كل حاجة اسالك بكل اسم في مخزون الغيب عندك والاسماء المشهورات عندك المكتوبة على سرادق عرشك ان تصلي على محمد وآل محمد وان تقبل مني شهررمضان و تكتبني من الوافدين الى بيتك الحرام و تصفح لي عن الذنوب العظام و تستخرج لي يا رب كنوزك يا رحمان."

9- چهارده ركعت نماز اقامه كند. بعد از هر دو رکعت سلام دهد و در هر ركعت بعد از حمد، يک بار آيةالكرسي و سه مرتبه توحيد خوانده شود. براى هر ركعت، ثواب عبادت چهل سال و عبادت هر كه در آن ماه روزه گرفته و نماز خوانده اعطاء مي شود.

10- شيخ در مصباح فرموده كه در آخر شب غسل كن و بر سجاده خود تا طلوع فجر بنشين و عبادت کن.

اعمال روز عيد

1- بعد از نماز صبح و نماز عيد آن تكبيراتى را كه در شب عيد ذکر شد، گفته شود.

2- پرداخت زکات فطره پيش از نماز عيد.

4- انجام غسل روز عيد. که زمان آن بعد از طلوع فجر تا زمان به جا آوردن نماز عيد است. در هنگام غسل بگو: " اللهم ايمانا بك و تصديقا بكتابك واتباع سنة نبيك محمد صلى الله عليه و آله." و پس از غسل بگو:" اللهم اجعله كفارة لذنوبي و طهر ديني اللهم اذهب عني الدنس."

5- براي اقامه نماز عيد لباس نيکو پوشيده و از عطر استفاده نماييد.

6- پيش از نماز عيد، در اول روز افطار كنى. و بهتر آن است كه به خرما يا به شيرينى باشد. و شيخ مفيد فرموده مستحب است خوردن مقدار كمى از تربت‏ سيدالشهداء عليه السلام كه براى هر دردى شفا است.

7- قبل از خروج از منزل براي نماز عيد، دعايي را که از امام باقر عليه السلام روايت شده را بخواني: " اللهم من تهيا في هذااليوم او تعبا او اعد واستعد لوفادة الى مخلوق رجاء رفده و نوافله و فواضله و عطاياه فان اليك يا سيدي تهيئتي و تعبئتي و اعدادي و استعدادي رجاء رفدك و جوائزك و نوافلك و فواضلك و فضائلك و عطاياك و قد غدوت الى عيد من اعياد امة نبيك محمد صلوات الله عليه و على آله و لم افد اليك اليوم بعمل صالح اثق به قدمته ولا توجهت ‏بمخلوق املته ولكن اتيتك خاضعا مقرا بذنوبي و اسائتي الى نفسي فيا عظيم يا عظيم يا عظيم اغفرلي العظيم من ذنوبي فانه لا يغفرالذنوب العظام الا انت ‏يا لا اله الا انت ‏يا ارحم الراحمين."

8- اقامه نماز عيد.

9- زيارت امام حسين عليه السلام.

10- دعاى ندبه خوانده شود. سيد بن طاوس فرموده كه چون از دعا فارغ شود به سجده رود و بگويد:" اعوذ بك من نار حرها لا يطفى و جديدها لا يبلى وعطشانها لا يروى" پس گونه راست را بر خاک بگذارد و بگويد:" الهي لا تقلب وجهي في النار بعد سجودي وتعفيري لك بغيرمن مني عليك بل لك المن علي" سپس گونه چپ را بر خاک بگذارد و بگويد: " ارحم من اساء واقترف واستكان واعترف" پس به حال سجده شود و بگويد:" ان كنت‏ بئس العبد فانت نعم الرب عظم الذنب من عبدك فليحسن العفو من عندك يا كريم " پس از آن صد بار بگويد: العفو العفو.

وجوب زكات فطره و شرایط آن

عید فطر

پس از پایان یافتن ماه مبارك رمضان؛ یعنى در شب عید فطر، افرادى كه داراى شرایط باشند، باید زكاتى بپردازند كه مقدار و موارد مصرف آن خواهد آمد. این زكات به نام زكات فطره خوانده مى شود.

افرادى كه در شب عید فطر داراى این شرایط باشند زكات فطره بر آنها واجب است:

1- بالغ باشد.

2- عاقل باشد.

3- بنده كسى نباشد.

4- فقیر نباشد. (1)

فردى كه داراى شرایط فوق باشد باید زكات خود و كسانى كه در غروب شب عید فطر نان خور او هستند را بپردازد، كوچك باشند یا بزرگ، مسلمان باشند یا كافر، خرج آنان بر او واجب باشد یا نه، در شهر خود او باشند یا در شهر دیگر (یعنى حتى اگر فرزند او كه نان خور اوست به مسافرت رفته باشد باید زكات او را بدهد) و همچنین مهمانى كه با رضایت او پیش از غروب شب عید فطر وارد خانه اش شده باشد، باید زكات او را بدهد.(2)

مقدار زكات فطره: هر نفر یك صاع كه تقریباً 3 كیلو است .(3)

جنس زكات فطره: گندم یا جو یا خرما یا كشمش یا برنج یا ذرت و مانند اینها .(4)

وقت وجوب زكات فطره: شب عید فطر.(5)

وقت پرداخت زكات فطره: از شب عید تا ظهر روز عید فطر و بهتر آن است كه در روز عید بدهد و اگر نماز عید مى خواند بنابر احتیاط واجب قبل از نماز عید بپردازد.(6)

مصرف زكات فطره: همان مصرف زكات مال است، گر چه احتیاط مستحب آن است كه فقط به فقراى مؤمن و اطفال آنها و به مساكین بدهد.(7)

 پی نوشت ها:

1 - توضیح المسائل، امام خمینی، مسئله 1991

2 - توضیح المسائل، م 1991و 1995

3 - توضیح المسائل، م 1991

4 - همان .

5- تحریر الوسیله، امام خمینی، ج 1، ص 348

6 - تحریر الوسیله، ج 1، ص 348/ توضیح المسائل، م 2029

7 - توضیح المسائل، م 2014

صبحانه عید؛ خوشمزه‌ترین صبحانه

رمضان

به مناسبت درخشش ماه عید فطر در آسمان دل روزه داران

رمضان! دلهای مؤمنین بدرقه راهت!

شانه به شانه صف می كشند. دستهای نیاز كه به سمت آسمان بلند می شود. زمزمه اللهم اهل الكبریاء و العظمه و اهل الجود و الجبروت و... اوج می گیرد. احساس می‌كنی پاهایت از زمین خاكی جدا شده و در فضای دیگری سیر می‌كنی. فضای خلوص، تسلیم و تقوا. این حس، پاداش یكماه روزه داری خالصانه متقین است كه نصیب مومنین حقیقی می‌شود.

شیرینی كه به دهان می‌بری و كامت در روز عید شیرین می گردد نشانه این است كه در مابقی ایام سال نیز باید به شیرینیها، خوبیها و خلوص رمضان وفادار بمانی. اجازه نده كه تلخی گناهان ریز و درشت دامن زندگی و ثانیه هایت را بگیرد. خوب بودن فقط مختص یك ماه نیست. خوب بودن را در سراسر زندگی به همراه داشته باش. اللهم انی اسئلك خیر ماسئلك به عبادك الصالحون و اعوذبك مما استعاذ منه عبادك المخلصون.

دوست داری چای بنوشی یا بستنی بخوری؟

(باخنده) معلوم است، بستنی!

آرزویم اتحاد مسلمین و فرج آقاست!

تقویت اراده و ایمان. باید سعی كنیم كه این تأثیرات را در مابقی ایام نیز حفظ كنیم.

¤ پیام تو برای روزه داران چیست؟

از آنها می خواهم كه مثل رمضان، پیونددهنده قلوب مسلمین

 

منصوره شهریاری 17 ساله دانش آموز پیش دانشگاهی معتقد است كه مراسم و آداب ماه رمضان دلهای مومنین را به هم نزدیكتر می‌سازد. هر چند كه امروزه به دلیل سبك متفاوت زندگی مردم نسبت به گذشته ها ارتباطات محدود است. به عنوان اولین سئوال از او می پرسم:

 

¤ وقتی در صف نمازگزاران عیدفطر قرار می گیری و قنوت می گویی چه احساسی در دلت جوانه می‌زند؟

از یك طرف به خاطر اینكه فرصت شركت در چنین نماز باشكوهی نصیبم شده و وحدت و انسجام مسلمین را بار دیگر از نزدیك شاهد هستم خیلی خوشحالم ولی از طرف دیگر هم به خاطر خداحافظی با ماه مبارك ناراحتم.

¤ در روز عید چه آرزویی در دل داری؟

آرزویم این است كه آقا امام زمان (عج) هرچه زودتر ظهور كنند تا قلب مظلومین جهان شاد گردد.

¤ به نظر شما شاگرد اولها در روز عید چه سیمایی دارند؟

در سوره واقعه سیمای متقین به خوبی توصیف شده است. آنها چهره ای نورانی دارند و نهایت آرزوی شان ظهور آقا امام زمان(عج) است.

¤ خوشمزه ترین چیزی كه دوست داری در ابتدای روز عید تناول كنی چیست؟

(باخنده) شیرینی خامه ای؛

¤ سنت فطریه دادن در خانواده شما چگونه اجرا می شود؟

مقدار پولی را كه تعیین كرده اند توسط مادرم دست به دست اعضای خانواده می چرخد و سپس آن را به صندوق مسجد محل تحویل می دهیم.

¤ در ماه رمضان چطور از احوال همسایه ها مطلع می شدید؟

خوب، الان شرایط به گونه ای است كه ارتباطات محدود شده است. در ماه رمضان معمولا همسایه ها به نذوراتی كه به هم تعارف می كنند، به هم نزدیكتر می شوند.

تقوایی كه از بركت رمضان جوانه می زند

صدیقه پوراحمد خمینی از قراء نمونه مدرسه، معتقد است كه زیبایی عیدفطر بی نهایت است. اما به شرط آنكه در تمام طول سال حس و حال رمضانی بودن در قلبمان جاری باشد، تنها اینگونه است كه می توانیم تأثیر یك ماه عبادت و روزه داری را بین ایام زندگی مان تقسیم كنیم و نتایج فوق العاده ای بدست آوریم.

رمضان

¤ آیا خانواده تا به حال از تو روزه خریده است؟[به مفهوم در نظر گرفتن هدیه ای تشویقی]

بیشتر هدیه معنوی دریافت كرده ام تا مادی. به طول مثال تشویق زبانی از جانب مادرم.

¤ صبحانه عیدفطر چه مزه‌ای دارد؟

خوشمزه است. به شرط آنكه خوبیهای رمضان را در مابقی ایام سال نیز به همراه داشته باشیم.

خوشحالم! به ویژه به خاطر عیدی ها!

نرگس آل اسحاق 17 ساله دانش آموز پیش دانشگاهی تجربی تأكید خاصی دارد كه باید در حفظ دستاوردهای این ماه مبارك كوشا باشیم. پرهیز از گناه فقط مخصوص ماه رمضان نیست. بلكه در رمضان تمرین می كنیم كه از گناه دوری كنیم تا در مابقی ایام سال نیز نتیجه این ممارستها بر صفحه ذهنمان پایدار و حك شده باقی بماند.

¤ در آخرین شب ماه مبارك چه احساسی با توست؟

خوب، انتظار شنیدن خبر عیدفطر با من است و در كنار این انتظار مروری بر اعمال و رفتار یكماهه خود خواهیم داشت تا ببینیم آیا درست عمل كرده ام یا خیر؟

اگر درست عمل كرده باشم بالطبع شادم و اگر خدای نكرده روزه دار واقعی نبوده باشم، غمگین و پر از حسرت خواهم بود.

¤ صبحانه عیدفطر چه مزه‌ای دارد؟

مزه نان و پنیر.

¤ اولین چیزی كه در روز عید می خوری چیست؟

همین صبحانه است.

¤ به جز اقامه نماز عیدفطر و فطریه دادن چه مراسم خاص دیگری را دنبال می كنید؟

معمولا به دیدن مادربزرگم می رویم و همین طور به ترتیب سایر اعضای فامیل.

¤ در روز عید وقتی در جمع فامیل و در كنار مادربزرگت هستی، حس و حالت چگونه است؟

خوشحالم. بویژه به خاطر عیدی ها!

شاگرد اول رمضان بودن خیلی هنر می خواهد

مربی تربیتی دبیرستان لیلا خانم شكرا... را از بچه های درسخوان مدرسه معرفی می كند.

ما نیز از او سؤال می كنیم كه:

¤ خوب، لیلا خانم شاگرد اول درس كه هستی، حالا برایمان بگو شاگرد اول های ماه رمضان چه ویژگی هایی دارند؟

اینكه آدم بتواند شاگرد اول ماه رمضان باشد خیلی هنر می خواهد. آخر تنها یكماه فرصت است. ما باید بتوانیم نهایت استفاده را ازاین ایام ببریم. چون فقط در شبهای قدر است كه می توانیم تا این حد به خدا نزدیك شویم. این كار مشكلی است و خودسازی را می طلبد.

رمضان

¤ آیا در این ایام از احوال همسایگان باخبر بودی؟

در اصل یكی از حسن های ماه رمضان این است كه به واسطه شركت در مراسم شبهای قدر و حضور در سر سفره های افطاری به صورت دسته جمعی از احوال یكدیگر باخبر شویم.

¤ شما كمكهای خود را چطور به دست افراد مستحق و نیازمندان واقعی می رسانید؟

ما د رمحله خود جلساتی داریم كه در این جلسات بیشتر خانمها دورهم جمع می شوند و ضمن ختم قرآن برای افراد نیازمند نیز اقدام به جمع آوری كمكهای نقدی می كنند.

ما نیز از همین طریق اقدام می كنیم.

¤ خوشمزه ترین چیزی كه دوست داری در روز عید بخوری چیست؟

حقیقتش را بخواهید چون بعد از یكماه برای اولین بار در جمع خانواده به خوردن صبحانه مشغول می‌شوی خودش لذت خاصی به همراه دارد. البته خیلی خوب است كه در صبح عید با خرما دهان را شیرین كنیم.

¤ با ماه مبارك چطور خداحافظی می كنی؟

من با رمضان خداحافظی نمی كنم چون می خواهم تا رمضان دیگر یاد روزها و شبهای خوبش در دلم زنده باشد.

 

¤ در صبح عید دوست فاطمه دلیر حسینی نیا 16 ساله دوم انسانی اگر چه كوتاه پاسخ گوی سؤالاتمان است ولی او نیز مثل سایر دوستانش بر حفظ اتحاد مسلمین تأكید زیادی دارد.

 

¤ روز عید دوست داری با چه چیز دهان را شیرین كنی؟

زولبیا.

¤ بزرگترین آرزویی كه در روز عید دردل داری؟

فرج آقا امام زمان(عج)

¤ مهمترین دستاورد این ایام مبارك برای تو چه بوده است؟

سالهای گذشته در صفوف به هم پیوسته نماز عیدفطر شركت كنند. و اتحاد مسلمین را به جهانیان نشان دهند.

به خدا محاله كه خدا جوابمون نده!

فاطمه وفایی سال سوم تجربی به شما بچه های خوب مدرسه یكی از شعرهایش را عیدی می دهد. قبل از خواندن شعرش كمی درمورد اعمال نیك ماه مبارك برایمان می گوید.

¤ از كارهای خوبی كه در این ماه انجام دادی برایمان بگو.

رمضان

خداوند متعال آنچنان مهربان است كه هركار درست و شایسته ما را حتی هرچند كوچك در ردیف كارهای خیر و خوب قرار می دهد. در این ایام بیشتر سعی كردم در درونم به تزكیه بپردازم و اعمال نیك را در خود تقویت كنم.

¤ بهترین سعادتی كه در این ایام نصیب شما شده است چیست؟

اولاً اینكه در كار ختم قرآن كریم به طور جدی تری شركت داشتم و دوماً این كه توانستم شعری باتوجه به حال و هوای ماه مبارك بسرایم.

¤ شعرتان را به بچه های مدرسه هدیه می دهید؟

البته. بعضی از ابیاتی را كه د رخاطرم هست قرائت می كنم:

عزیزا بیاین با هم دعا كنیم

همگی خالصونه حضرتش رو صدا كنیم

همگی دعا كنیم كه فقر و زشتی بمیره

حق مظلوم رو خدا خودش از ظالم بگیره

اگر یه قدم براش ما برداریم

ما همه نشون بدیم بنده و فرمانبرداریم

اگر كاری كنیم كه از بدی مون بگذره

با بزرگیش، خدامون از خطای ما بگذره

به خدا محاله كه خدا جوابمون نده

از بزرگیش به دوره كه جوابمون رونده

سخن آخر

خانم فارسی مربی تربیتی دبیرستان درمورد مراسم برپایی نماز عید خاطره ای در ذهن دارد. خاطره ای كه كمی تا قسمتی تلخ است. در همان اولین سال كه ماه رمضان با فصل تابستان مصادف شده بود نماز عید نیز در گرمای تابستان اقامه شد. خانم فارسی كه آنزمان دختری 9ساله بودند به زحمت خود را میان صف نمازگزاران جادادند. گرما طاقت فرسا بود. یك لحظه احساس ناتوانی برایشان غلبه می كند و مجبور به نشستن می شوند.اما نشستن همان و بعد از اتمام نماز تحمل اعتراضات و اوقات تلخی نمازگزاران همان.

خانم فارسی می گوید: در آن لحظه هر خانمی از كنارم رد می شد شاكی بود كه بواسطه نشستن من، صف نماز به هم ریخته و نمازشان اشكال پیدا كرده است.

در آن لحظات بغض سنگینی گلویم را می فشرد. چادرم را محكم روی صورتم گرفتم و اشك ریزان به خانه برگشتم.

از نمازگزاران می خواهم كه هوای بچه ها را در صفهای نماز داشته باشند.

یه مسجد وسط دو تا مثلث اسیره

مقدمه

فلسطين سرزميني است مقدس كه به لحاظ مقام و موقعيت مذهبي خاصي كه در ميان مسلمانان و مسيحيان و يهوديان داشته و دارد ، به‏عنوان سرزميني مقدّس مطرح شده و همواره در ميان پيروان اين اديان از اهميّت ويژه‏اي برخوردار بوده است. اما اين سرزمين به‏ويژه شهر بيت‏المقدس كه به بركت وجود اماكن مقدسه‏ي بسيار در آن، قداست ويژه‏اي يافته است ، بيت‏المقدس يا قدس شريف، سرزميني است كه در بين سه دين از اديان بزرگ معاصر يعني اسلام، مسيحيت و يهوديت كه داراي پيروان كلان در جهان هستند، اهميت بسيار زيادي دارد و مقدس شمرده مي‏شود. ويژگي كه براي بيت‏المقدس به لحاظ ديني مي‏توان برشمرد اين است كه هيچ نقطه‏اي در جهان از لحاظ تقدس مثل قدس نمي‏باشد حتي جايي مانند مكه يا مدينه، علي‏رغم همه تقدس و اهميتي كه دارند، باز تنها در نزد پيروان اسلام محترم شمرده مي‏شود. در حالي كه قدس براي هر سه دين بزرگ آسماني داراي تقدس بوده و از اهميت طراز اول در نزد آنان برخوردار است

اين سرزمين و علي الخصوص شهر قدس تاكنون متحمل رنج و دشواري فراواني شده است كه اين قداست و همچنين اين رنجهايي كه مي كشد به نوعي باعث مي گردد پيروان اديان مختلف و علي الخصوص اسلام با اين شهر و اماكن مختلفي كه قداست دارند آشنا بشوند .

در اين مقاله بر آن شديم تا ابنيه ي مقدسي كه در حرم الشريف واقع شدند را از لحاظ وضعيت بنا و همچنين تاريخ و چگونگي ساخت آن مورد بررسي قرار دهيم .

شهر قدس

شهر قدس در كشور فلسطين كنوني در طول 35 درجه و سيزده دقيقة شرقي گرينويچ و عرض 31 درجه و 47 دقيقة شمالي قرار دارد كه از اهميت خاص براي مسلمانان جهان برخوردار است .

به لحاظ تاريخی، قدس از کهن ترين شهرهای جهان به شمار می رود بطوريکه عمر آن از (45) قرن فراتر است و مهد سه آئين آسمانی يهودیت، مسيحیت و اسلام محسوب مي شود .

قدس در ادوار و اعصار به نام های متعددی شناخته شده و معروفترين آن، يبوس، إيليا، کابتولينا، ، بيت المقدس، القدس، القدس الشريف است.

شهر بيت القدس به سه قسمت بيت المقدس شرقي ، بيت المقدس غربي و شهر قديمي تقسيم مي شود كه حرم الشريف در جنوب شرقي ترين قسمت شهر قديمي قرار دارد .

حرم الشریف

در جنوب شرقي ترين قسمت شهر قديمي منطقه اي ذوزنقه شكل مشاهده مي گردد.

در داخل اين محوطه اماكني همچون قبة الصخره و مسجدالاقصي و ساير تاسيسات اسلامي بنا شده است كه آن منطقه حرم الشريف ناميده مي شود . و تمامي صحن آن مأمن و حرم الهي محسوب مي گردد .

 

ابعاد حرم الشريف بدين شرح است :

ضلع شمالي به طول 333 متر

ضلع شرقي به طول 486 متر

ضلع غربي به طول 560 متر

ضلع جنوب به طول 286 متر

مساحت حرم شريف بالغ بر 144هزار متر مربع است كه معادل يك ششم شهر قديمي بيت المقدس مي باشد . ديواز ضلع شرقي و همچنين قسمتي از ديوار ضلع جنوبي حرم الشريف همان حصار شهر قديمي بيت المقدس مي باشد .

در ضلع غربي حرم الشريف دروازه هاي زير قرار دارند :

 باب المغاربه ــ دروازه مغربی هاـ (به دروازه نبی نيز معروف است) ، باب السلسله (به دروازه داوود هم موسوم است) ،باب المتوظأ ـ دروازه وضو دار ـ ( دروازه مطهر نيز گفته می شود ) ، دروازه القطاطين ،باب الحديد ، باب الناظر (به نامهای باب علاء الدين بصيری، باب ميکائيل، باب الحبس و باب المجلس نيز شناخته می شود) ، باب الغوانمه ( باب الخليل و باب الوليد هم ناميده می شود)

در ضلع شمالي حرم نيز دروازه هاي باب العتم (معروف به دروازه شرف الانبياء،‌ داووديه و فيصل)، باب الحطه و باب الاسباط قرار دارد .

دروازه ي شرقي حرم الشريف نيز معروف به دروازه ي طلايي در ديوار شرقي حرم شريف واقع شده و حرم الشريف را به كوه زيتون (يا كوه طور) متصل مي نمايد

 اكثر مسلمانان جهت نماز گزاردن از درب هاي شمالي و يا باب المغاربه وارد حرم الشريف مي شوند .

تمام ديوارهاي  چهار طرف حرم الشريف با ارتفاع متوسط 10 متر و قطر زياد از سنگ هاي بزرگ و سفيد تراشيده شده اند .

مسجدالاقصی- فلسطین

در خارج از حرم قسمت شمالي محل سكونت مسلمانان بوده ، شمال غربي محله ي مسيحيان و در جنوب غربي حرم يهوديان سكونت گزيده بودند كه البته در سال هاي اخير و با غصب رژيم صهيونيستي اين موازنه و تقسيم بهم خورده و قسمت عمده ي بيت المقدس را يهوديان تشكيل مي دهند و فقط در قسمت شرقي شهر بيت المقدس مسلمين ديده مي شوند .

درب هاي ورودي حرم شريف كه توسط پادشاهان و سران ممالك اسلامي ساخته و اهداء مي شده از چوب و آهن بسيار محكم و قطور با زنجير و پاشنه هاي گردان و كندكاري و نجاري بسيار با شكوه و هنرمندانه پرداخته شده اند كه در برخي هنوز پا برجا مانده است به عنوان مثال درب بزرگ باب السلسه چهارمتر پهنا و هشت متر ارتفاع دارد و جلوي ان ساختمان يك سقاخانه ي سنگي با يك معماري هنرمندانه ساخته شده است كه بر بالاي آن يك لوحه سنگي سياه با يك خط عالي كنده كاري ديده مي شود .

 حرم شريف داراي چهار مأذنه (گلدسته) به شرح ذيل مي‎باشد:

•         گلدسته باب‎المغاربه واقع در گوشه جنوب غربي حرم شريف

•         گلدسته باب‎السلسله واقع در گوشه ضلع غربي حرم شريف و نزديك به باب السلسه.

•         گلدسته باب‎الغوانمه  واقع در گوشه و كنج غربي حرم شريف.

•         گلدسته باب‎الاسباط واقع در گوشه ضلع شمالي حرم شريف.

در محوطه ي حرم الشريف درختان سرو تنومندي قرار دارند كه از چاه هاي آب حرم تغذيه مي شوند .

امور اداری ومالی حرم شريف امروزه توسط سازمان اوقاف اسلامی تابع وزارت اوقاف و امور اماکن متبرکه اسلامی مستقر در امًان اداره می شود. دفاتر و مؤ سسات اداره اوقاف اسلامی چون، موزه اسلامی، کتابخانه مسجد الاقصی، مدارس علوم دينی الاقصی و دار القرآن کريم و حديث شريف نبوی و……، که در محوطه حرم احداث شده اند، به محدوده حرم شريف ملحق شدند.

در منطقه ي حرم الشريف بناها و اماكن مقدس ديگري همچون مسجدالاقصي ، قبة الصخره ، قبةالسلسه و... وجود دارد كه سعي شده است در اين مطلب بيشتر به وضعيت اماكن درون حرم الشريف بپردازيم 

 اولين مكاني كه در محوطه ي حرم الشريف چشمان را به خود خيره كرده توجهات را جلب مي كند قبة الصخره نام دارد .

 

مسجدالاقصی- فلسطین

برای خواندن ادامه مقاله روی ادامه مطلب کلیک کنید.

نویسنده: مصطفی آهنگر

منابع :

كتاب :

بيت المقدس ، مولف : مرتضي اسعدي  ، انتشارات : بنياد دايرة المعارف اسلامي، 

بيت المقدس در اسلام ، مولف : محمود معين احمد  ، انتشارات : كتابخانه مركزي

تاريخ اورشليم (بيت المقدس) ، مولف : سيد جعفر حميدي  ، انتشارات : امير كبير

فلسطين آزاد مي شود  ، مولف : محمود حكيمي  ،  انتشارات : شفق،  قم

مسجدالاقصي و بيت‏المقدس‏ ، مولف :مهندس جميل موحدخوئي ، انتشارات : نمايشگاه و نشر كتاب

انتفاضةالاقصي قيام دوزخيان سرزمين مقدس ، مولف :مجيد صفاتاج انتشارات : جمعيت دفاع از ملت فلسطي

ادامه نوشته

وصیت های امیرالمومنین علی علیه السلام

این وصیت، گرچه خطاب به حسنین - علیهما السلام - است ولى در حقیقت‏براى تمام بشر تا پایان عالم است. این وصیت را عده‏اى از محدثان ومورخانى كه قبل از مرحوم سید رضى وبعد از او مى‏زیسته‏اند با ذكر سند نقل كرده‏اند.(1) البته اصل وصیت‏بیشتر از آن است كه مرحوم سید رضى در نهج البلاغه آورده است. اینك قسمتى از آن را مى‏آوریم:

اوصیكما بتقوى الله و ان لا تبغیا الدنیا و ان بغتكما و لا تاسفا على شي‏ء منها زوی عنكما و قولا بالحق و اعملا للاجر و كونا للظالم خصما وللمظلوم عونا.

شما را به تقوى وترس از خدا سفارش مى‏كنم واینكه در پى دنیا نباشید، گرچه دنیا به سراغ شما آید وبر آنچه از دنیا از دست مى‏دهید تاسف مخورید. سخن حق را بگویید وبراى اجر وپاداش (الهى) كار كنید ودشمن ظالم ویاور مظلوم باشید.

اوصیكما وجمیع ولدی واهلی و من بلغه كتابی بتقوى الله و نظم امركم وصلاح‏ذات بینكم، فانی سمعت جدكم صلى الله علیه و آله و سلم یقول:«صلاح ذات البین افضل من عامة الصلاة والصیام‏».

من، شما وتمام فرزندان وخاندانم وكسانى را كه این وصیتنامه‏ام به آنان مى‏رسد به تقوى وترس از خداوند ونظم امور خود واصلاح ذات البین سفارش مى‏كنم، زیرا كه من ازجد شما صلى الله علیه و آله و سلم شنیدم كه مى‏فرمود:اصلاح میان مردم از یك سال نماز وروزه برتر است.

الله الله فی الایتام فلا تغبوا افواههم ولا یضیعوا بحضرتكم.والله الله فی جیرانكم فانهم وصیة نبیكم.ما زال یوصی بهم حتى ظننا انه سیورثهم.

خدا را خدا را در مورد یتیمان; نكند كه گاهى سیر وگاهى گرسنه بمانند; نكند كه در حضور شما، در اثر عدم رسیدگى از بین بروند.

خدا را خدا را كه در مورد همسایگان خود خوشرفتارى كنید، چرا كه آنان مورد توصیه وسفارش پیامبر شما هستند. وى همواره نسبت‏به همسایگان سفارش مى‏فرمود تا آنجا كه ما گمان بردیم به زودى سهمیه‏اى از ارث برایشان قرار خواهد داد.

والله الله فی القرآن لا یسبقكم بالعمل به غیركم.و الله الله فی الصلاة فانها عمود دینكم.و الله الله فی بیت ربكم لا تخلوه ما بقیتم فانه ان ترك لم تناظروا.

خدا را خدا را در توجه به قرآن; نكند كه دیگران در عمل به آن از شما پیشى گیرند. خدا را خدا را در مورد نماز، كه ستون دین شماست. خدا را خدا را در مورد خانه پروردگارتان; تا آن هنگام كه زنده هستید آن را خالى نگذارید، كه اگر خالى گذارده شود مهلت داده نمى‏شوید وبلاى الهى شما را فرا مى‏گیرد.

والله الله فی الجهاد باموالكم وانفسكم و السنتكم فی سبیل الله. وعلیكم بالتواصل والتباذل وایاكم والتدابر و التقاطع. لا تتركوا الامر بالمعروف و النهی عن المنكر فیولى علیكم شراركم ثم تدعون فلا یستجاب لكم.

خدا را خدا را در مورد جهاد با اموال وجانها وزبانهاى خویش در راه خدا. وبر شما لازم است كه پیوندهاى دوستى ومحبت را محكم كنید وبذل وبخشش را فراموش نكنید واز پشت كردن به هم وقطع رابطه برحذر باشید. امر به معروف ونهى از منكر را ترك مكنید كه اشرار بر شما مسلط مى‏شوند وسپس هرچه دعا كنید مستجاب نمى‏گردد.

سپس فرمود:

اى نوادگان عبد المطلب، نكند كه شما بعد از شهادت من دست‏خود را از آستین بیرون آورید ودر خون مسلمانان فرو برید وبگویید امیرمؤمنان كشته شد واین بهانه‏اى براى خونریزى شود.

...الا لا تقتلن بی الا قاتلی. انظروا اذا انا مت من ضربته هذه فاضربوه ضربة بضربة، و لا تمثلوا بالرجل، فانی سمعت رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم یقول:«ایاكم و المثلة و لو بالكلب العقور».(2)

آگاه باشید كه به قصاص خون من تنها قاتلم را باید بكشید. بنگرید كه هرگاه من از این ضربت جهان را بدرود گفتم او را تنها یك ضربت‏بزنید تا ضربتى در برابر ضربتى باشد. و زنهار كه او را مثله نكنید(گوش وبینى واعضاى او را نبرید)، كه من از رسول خدا شنیدم كه مى‏فرمود:«از مثله كردن بپرهیزید، گرچه نسبت‏به سگ گزنده باشد».

منبع: كتاب فروغ ولایت ص‏778 آیت الله شیخ جعفر سبحانى

 

آخرین وصایاى امام على (علیه السلام)

قاضى محمد بن سلامه معروف به قضاعى متوفاى 405 هجرى در مجموعه‏اى از سخنان على كه آن را دستور معالم الحكم نامیده،این وصیت را از امام آورده است.چون پسر ملجم او را ضربت زد، امام حسن گریان بر او درآمد.پرسید:

-«پسرم چرا گریه میكنى؟»

-«چرا نگریم كه تو در نخستین روز آن جهان و آخرین روز این جهانى.»

-«پسرم!چهار چیز را كه به تو میگویم به خاطر بسپار و به كار دار،و چهار چیز را كه اگر بدان كار نكنى اندك زیانى به تو نمیرساند.»

-«پدر آن چهار چیز كه باید به كار دارم چیست؟»

-«خرد برترین توانگرى است و بدترین تهیدستى نادانى است و خودبینى وحشتناك‏ترین وحشت و خوشخوئى گرامى‏ترین حسب.»

-«این چهار خصلت،آن چهار دیگر را هم بگو»-«از دوستى احمق بپرهیز كه او خواهد تو را سود رساند لیكن به زیانت كشاند.از دوستى با دروغگو كه دور را به تو نزدیك و نزدیك را دور نماید.و از دوستى بخیل كه چیزى را كه بدان سخت نیازمندى از تو دریغ میدارد.و دوستى تبهكار كه تو را به هنگام سود خود میفروشد.»(3)

و هم این وصیت را در مجموعه خود آورده است:

چون امیر مؤمنان ضربت‏خورد كسان او و گروهى از یاران خاص او گرد وى فراهم آمدند.امام فرمود:

«سپاس خداى را كه اجل‏ها را مدت نهاده است و روزى بندگان را مقدر داشته،و براى هر چیز حدى گذارده و در كتاب خود از چیزى كوتاهى نفرموده.كه گوید:

هر جا باشید مرگ شما را درمى‏یابد هر چند در برجهاى استوار برافراشته باشید.(4)

و خداى عز و جل گفت:

اگر در خانه‏هاى خود مانید،آنان كه سرنوشتشان كشته شدن است‏به كشتنگاه خود مى‏روند.(5)

و پیمبر خود را گفت:

به معروف امر كن و از منكر بازدار و بدانچه به تو مى‏رسد شكیبا باش كه این از كارهاست كه در آن عزم راسخ بایسته است.(6)

حبیب خدا و بهترین آفریده او كه راستگو است و راستگویى او گواهى شده است مرا از این روز خبر داد،و سفارش كرد و گفت على چگونه‏اى اگر میان مردمى بمانى كه در آنان خیر نیست. مى‏خوانى و پاسخت نمیدهند،اندرز میدهى،یاریت نمیكنند.یارانت از تو به یكسو مى‏شوند و خیرخواهانت‏خود را ناشناس مى‏نمایانند و آن كه با تو میمانداز دشمنت‏بر تو سخت‏تر است.چون از آنان خواهى(به یاریت)برخیزند روى بر میگردانند و اگر پاى بفشارى،گریزان پشت میكنند. چون تو را ببینند كه فرمان خدا را بر پا میدارى و آنانرا از دنیا باز میگردانى آرزوى مردنت را میكنند.از آنان كسى است كه آنچه را در آن طمع بسته بود از او بریده‏اى،و او خشم خود را مى‏خورد و كسى كه خویشان او را كشته‏اى و او كینه‏خواه تو است و مرگ تو را انتظار مى‏برد،و بلاها كه روزگار بر سرت آورد.سینه همه‏شان پر كینه است و آتش خشمشان افروخته.و پیوسته میان آنان چنین به سر خواهى برد تا تو را بكشند یا گزندى به تو رسانند و بدان نام‏ها كه مرا نامیدند بنامند،و گویند كاهن است و گویند جادوگر است و گویند دروغگو است و دروغ بندنده[افترا زننده].پس شكیبا باش كه تو باید به من اقتدا كنى و خدا چنین فرموده است كه گوید:

همانا رسول خدا براى شما سرمشق خوبى است.(7)

على!خداى عز و جل مرا فرموده است تو را نزدیك خویش آرم و دور نگردانم.تو را بیاموزم و وانگذارم و با تو بپیوندم و بر تو ستم نرانم.

این وصیت رسول خداست و عهد اوست‏با من،پس من،اى گروهى كه به فرمان خدا برپائید و دین او را پاسدارى مى‏نمائید و در گرفتن حق یتیمان و درویشان پابرجایید،شما را پس از خود به تقوى وصیت میكنم و از فریفته شدن به زر و زیور آن مى‏پرهیزانم كه دنیا كالاى فریب است.

از راه دل‏بستگان به دنیا به یكسو شوید،آنان كه غفلت‏بر دلهاشان پرده افكنده است تا آنكه آنرا كه گمان نمى‏بردند(عذاب الهى)به سویشان آمد،حالى كه آگاه نبودند گرفتار شدند.

بیش از شما مردمى بودند كه پیمبران خویش را پیروى نمودند،اگر پى آنان را گیرید و اقتدا به ایشان كنید گمراه نخواهید شد.همانا پیمبر خدا،كتاب خدا و عترت خویش را میان شما نهاده است.علم آنچه مى‏كنید و یا از آن مى‏پرهیزید نزد آنان است.آنان راه پیدا و روشنائى هویدایند، وپایه‏هاى زمین و بر پا دارندگان عدل.از نور آنان روشنى جویند و در پى آنان راه پویند از درختى كه رستنگاه آن به بار است و ریشه‏اش پایدار و شاخه‏اش رفته به آسمان.و میوه آن خوشگوار رسته در سرزمین حرم و سیراب از آب كرم.پالوده از خس و خاشاك و چیزهاى ناپاك.گزیده از پاكترین زاده مردمان،از بهترین خاندانهاى آدمیان.از آنان مبرید تا از هم نبرید و از آنان به یكسو مشوید تا پراكنده نشوید.

با آنان باشید تا راه را بیابید و رستگار شوید.و پاس جانشینى رسول خدا را هر چه نیكوتر درباره آنان رعایت كنید.چرا كه او فرمود:«كتاب خدا و اهل بیت از هم جدا نشوند تا بر من در حوض(كوثر)درآیند.»

شما را به خدایى مى‏سپارم كه امانتهاى خود را ضایع نخواهد كرد.خدا شما را بدانچه در آرزوى آنید برساند و از آنچه از آن بیم دارید نگه دارد به دوستان و جانشینان من سلام برسانید.

خدا شما را نگهدارد و حرمت پیمبرتان را در میان شما حفظ فرماید.و السلام.»(8)

منبع: كتاب على از زبان على یا زندگانى امیرالمومنین(ع) صفحه 168 دكتر سید جعفر شهیدى

 

پى‏نوشت‏ها

1- ابو حاتم سجستانى، المعمرون والوصایا، ص‏149; تاریخ طبرى، ج‏6، ص 85; تحف العقول، ص‏197; من لا یحضره الفقیه، ج‏4، ص 141; كافى، ج‏7، ص 51; در مروج الذهب، (ج‏2، ص 425) قسمتى از آن نقل شده است; مقاتل الطالبیین، ص 38.

2- نهج البلاغه، نامه شماره‏47.

3- طبقات ج 3 - ص 90-89.

4- نساء،78.

5- آل عمران،154.

6- القمان،17.

7- احزاب،21.

8- همان كتاب،ص 89-85.

نگاهی گذرا به زندگی امیر المؤمنین (ع)

شهادت حضرت علی بر شیعیان واقعی ایشان تسلیت باد.

ابو الحسن، على بن ابى طالب بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصى بن كلاب، نخستین امام از ائمه اثنى عشر، دومین معصوم از چهارده معصوم (ع) و در نظر اهل سنت خلیفه چهارم از خلفاى راشدین است.

آن حضرت دومین شخص عالم اسلام(پس از رسول اكرم (ص))و وصى و ولى مطلق هستند و اعتقاد به امامت و وصایت و ولایت آن حضرت و یازده فرزند بزرگوارش یكى از اصول مذهب امامیه است. اما عده‏اى از پیروان و معتقدان آن حضرت به ملاحظه كثرت فضایل و كرامات ایشان از جاده اعتدال منحرف شده و اعتقاداتى فوق اعتقادات شیعه امامیه درباره ایشان پیدا كرده‏اند. این عده به غلات یعنى غلو كنندگان معروف شده‏اند و هم در نظر اهل سنت و هم در نظر شیعه از جاده هدایت به دور افتاده‏اند و از اهل بدعت و ضلال محسوب مى‏گردند.

ابو طالب نام پدر ایشان بود و این كنیه‏اى بود به جهت پسر بزرگترش كه طالب نام داشت و این كنیه بر نام واقعى او كه عبد مناف بود غالب آمد و در تاریخ اسلام هیچگاه او را عبد مناف نخوانده‏اند و فقط با ابو طالب از او یاد كرده‏اند.

حضرت على (ع) به جز كنیه ابو الحسن به ابو تراب نیز معروف بود و این كنیه را حضرت رسول (ص) به او داده بود و آن هنگامى بود كه او را بر روى خاك خوابیده دیده بود و او را بیدار كرده و گرد و خاك از پشت او برافشانده و فرموده بود تو ابو تراب هستى. آن حضرت این كنیه را چون از جانب رسول اكرم (ص) به او داده شده بود بسیار دوست مى‏داشت و آن را بر كنیه‏ها و القاب دیگر ترجیح مى‏داد. اما بنى امیه و دشمنان حضرت در این كنیه نوعى تحقیر و توهین مى‏دیدند و به كسان خود دستور داده بودند كه آن را همچون دشنام و ناسزایى درباره او بكار برند. زیاد بن ابیه و پسرش عبید اللّه بن زیاد و حجاج بن یوسف ثقفى این كنیه را درباره او بسیار بكار مى‏بردند.

مى‏گویند مادرش او را حیدره نام نهاده بود، اما پدرش ابو طالب نام او را به على تغییر داد. در رجزى كه به آن حضرت منسوب است و آن را در غزوه خیبر در برابر مرحب خیبرى خوانده است تصریح به این معنى است، زیرا حضرت در این رجز فرموده است: أنا الذی سمتنی أمی حیدرة (من كسى هستم كه مادرم مرا حیدره نامید).

مادر آن حضرت فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف بن قصى است و بنا به گفته علماى انساب نخستین زن هاشمى است كه به ازدواج یك مرد هاشمى (ابو طالب) درآمده است و صاحب فرزند شده است. این بانو را یازدهمین كسى گفته‏اند كه اسلام آورده و حضرت رسول (ص) بر جنازه او نماز خواند و فرمود كه پس از ابو طالب هیچكس درباره من بیشتر از او نیكى نكرده است.

برگرفته از سایت آوینی برای خواندن ادامه مقاله روی ادامه مطلب کلیک کنید.

ادامه نوشته

واقعه‌‌اي در شب نوزدهم در مسجد كوفه

امام علي عليه السلام

سال 40 هجري قمري: ضربت خوردن حضرت علي عليه السلام در مسجد كوفه.

عبدالرحمن بن ملجم مرادي، از گروه خوارج و از آن سه نفري بود كه در مكه معظمه با هم پيمان بسته و هم سوگند شدند، كه سه شخصيت مؤثر در جامعه اسلامي، يعني امام علي بن ابي طالب عليه السلام، معاويه بن ابي سفيان و عمرو بن عاص را در يك شب واحد ترور كرده و آن ها را به قتل رسانند.

هر كدام به سوي شهرهاي محل مأموريت خويش رهسپار شدند و عبدالرحمن بن ملجم مرادي به سوي كوفه رفت و در بيستم شعبان سال 40 قمري وارد اين شهر بزرگ شد. [ نگاه كنيد: بيستم شعبان سال 40 هجري قمري ]

وي به همراهي شبيب بن بجره اشجعي، كه از همفكران وي بود و هر دوي آن ها از سوي "قطام بنت علقمه" تحريك و تحريث شده بودند، در سحرگاه شب نوزدهم ماه مبارك رمضان سال 40 قمري در مسجد اعظم كوفه كمين كرده و منتظر ورود اميرمؤمنان علي بن ابي طالب عليه السلام شدند.(1) هم چنين قطام، شخصي به نام "وردان بن مجالد" را كه از افراد طايفه اش بود، به ياري آن دو نفر فرستاد.(2)

أشعث بن قيس كندي كه از ناراضيان سپاه امام علي عليه السلام و از دو چهرگان و منافقان واقعي آن دوران بود، آنان را راهنمايي، پشتيباني و تقويت روحي مي نمود.(3)

حضرت علي عليه السلام در شب نوزدهم ماه مبارك رمضان، مهمان دخترش ام كلثوم(س) بود و در آن شب حالت عجيبي داشت و دخترش را به شگفتي درآورد.

روايت شد كه آن حضرت در آن شب بيدار بود و بسيار از اتاق بيرون مي رفت و به آسمان نظر مي كرد و مي فرمود: به خدا سوگند، دروغ نمي گويم و به من دروغ گفته نشده است. اين است آن شبي كه به من وعده شهادت دادند.(4)

به هر روي، آن حضرت به هنگام نماز صبح وارد مسجد اعظم كوفه شد و خفته گان را براي اداي نماز بيدار كرد. از جمله، خود عبدالرحمن بن ملجم مرادي را كه به رو خوابيده بود، بيدار و خواندن نماز را به وي گوش زد كرد.

هنگامي كه آن حضرت وارد محراب مسجد شد و مشغول خواندن نماز گرديد و سر از سجده اول برداشت، نخست شبيث بن بجره با شمشير برّان بر وي هجوم آورد، وليكن شمشيرش به طاق محراب اصابت كرد و پس از او، عبدالرحمن بن ملجم مرادي فريادي برداشت: "لله الحكم يا علي، لا لك و لا لأصحابك"! و شمشير خويش را بر فرق نازنين حضرت عليعليه السلام فرود آورد و سر مباركش را تا به محل سجده گاهش شكافت.(5)

حضرت علي عليه السلام در محراب مسجد، افتاد و در همان هنگام فرمود: بسم الله و بالله و علي ملّه رسول الله، فزت و ربّ الكعبه؛ سوگند به خداي كعبه، رستگار شدم.(6)

نمازگزاران مسجد كوفه، برخي در پي شبيب و ابن ملجم رفته تا آن ها را بيابند و برخي در اطراف حضرت علي عليه السلام گرد آمده وبه سر و صورت خود مي زدند و براي آن حضرت گريه مي نمودند.

حضرت علي عليه السلام، در حالي كه خون از سر و صورت شريفش جاري بود، فرمود: هذا ما وعدنا الله و رسوله؛(7) اين همان وعده اي است كه خداوند متعال و رسول گرامي اشت به من داده اند.

حضرت علي عليه السلام كه توان ادامه نماز جماعت را نداشت، به فرزندش امام حسن مجتبي عليه‌السلام فرمود كه نماز جماعت را ادامه دهد و خود آن حضرت، نمازش را نشسته تمام كرد.

روايت شد، كه در هنگام ضربت زدن عبدالرحمن بن ملجم بر سر مطهر حضرت علي عليه السلام، زمين به لرزه در آمد و درياها مواج و آسمان ها متزلزل شدند و درهاي مسجد به هم خوردند و خروش از فرشتگان آسمان ها بلند شد و باد سياهي وزيد، به طوري كه جهان را تيره و تاريك ساخت و جبرئيل امين در ميان آسمان و زمين ندا داد و همگان ندايش را شنيدند. وي مي گفت: تهدمت و الله اركان الهدي، و انطمست أعلام التّقي، و انفصمت العروه الوثقي، قُتل ابن عمّ المصطفي، قُتل الوصيّ المجتبي، قُتل عليّ المرتضي، قَتَله أشقي الْأشقياء؛(8) سوگند به خدا كه اركان هدايت درهم شكست و ستاره هاي دانش نبوت تاريك و نشانه هاي پرهيزكاري بر طرف گرديد و عروه الوثقي الهي گسيخته شد. زيرا پسر عموي رسول خدا شهيد شد، سيد الاوصيا و علي مرتضي به شهادت رسيد. وي را سياه بخت ترين اشقياء، (يعني ابن ملجم مرادي) به شهادت رسانيد.

بدين گونه پيشوايي شايسته، امامي عادل، خليفه اي حق جو، حاكمي دلسوز و يتيم نواز، كامل ترين انسان برگزيده خدا و جانشين بر حق محمد مصطفي صلي الله عليه و آله، به دست شقي ترين و تيره بخت ترين انسان روي زمين، يعني ابن ملجم مرادي ملعون، از پاي درآمد و به سوي ابديت و لقاء الله و هم نشيني با پيامبران الهي و رسول خدا صلي الله عليه و آله رهسپار گرديد و امت را از وجود شريف خويش محروم نمود.

پي‌نوشت‌ها:

1- الارشاد (شيخ مفيد)، ص 20؛ الجوهره في نسب الامام علي و آله (البري)، ص 112 .

2- وقايع الايام (شيخ عباس قمي)، ص 41؛ تاريخ ابن خلدون، ج2، ص 184 .

3- الارشاد، ص 21؛ وقايع الايام، ص 41؛ منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج1، ص 171 .

4- منتهي الآمال، ج1، ص 172 .

5- الارشاد، ص 23؛ منتهي الآمال، ج1، ص 172؛ الجوهره في نسب الامام علي و آله، ص 113؛ وقايع الايام، ص 41 .

6- منتهي الآمال، ج1، ص 174 .

7- همان .

8- همان .

حقيقت شب قدر

شب قدر

«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏گيرى است.(1) «تقدير» نيز به معناى اندازه‏گيرى و تعيين است.(2) اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ويژگى هستى و وجود هر چيز و چگونگى آفرينش آن(‏3) به عبارت ديگر، اندازه و محدوده وجودى هر چيز، «قدر» نام دارد. (4)

بنابر ديدگاه حكمت الهى، در نظام آفرينش، هر چيزى اندازه‏اى خاص دارد و هيچ چيزى بى‏حساب و كتاب نيست. جهان حساب و كتاب دارد و بر اساس نظم رياضى تنظيم شده، گذشته، حال و آينده آن با هم ارتباط دارند.

استاد مطهرى در تعريف قدر مى‏فرمايد: « ... قدر به معناى اندازه و تعيين است... حوادث جهان ... از آن جهت كه حدود و اندازه و موقعيت مكانى و زمانى آنها تعيين شده است، مقدور به تقدير الهى است.»(5) پس در يك كلام، «قدر» به معناى ويژگى‏هاى طبيعى و جسمانى چيزهاست كه شامل شكل، حدود، طول، عرض و موقعيت‏هاى مكانى و زمانى آنها مى‏گردد و تمام موجودات مادى و طبيعى را در برمى‏گيرد.

اين معنا از روايات استفاده مى‏شود؛ چنان كه در روايتى از امام رضا عليه السلام پرسيده شد: معناى قدر چيست؟ امام فرمود: «تقدير الشى‏ء، طوله و عرضه»؛ «اندازه‏گيرى هر چيز اعم از طول و عرض آن است.» (6) و در روايت ديگر، اين امام بزرگوار در معناى قدر فرمود: «اندازه هر چيز اعم از طول و عرض و بقاى آن است.»(7)

در اين شب تمام حوادث سال آينده به امام هر زمان ارائه مى‏شود و وى از سرنوشت خود و ديگران با خبر مى‏گردد. امام باقر عليه السلام مى‏فرمايد: «انه ينزل فى ليلة القدر الى ولى الامر تفسير الامور سنةً سنةً، يؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به‏ ولى امر (امام هر زمان) تفسير كارها و حوادث نازل مى‏شود و وى درباره خويش و ديگر مردمان مأمور به دستورهايى مى‏شود.»

بنابراين، معناى تقدير الهى اين است كه در جهان مادى، آفريده‏ها از حيث هستى و آثار و ويژگى‏هايشان محدوده‏اى خاص دارند. اين محدوده با امورى خاص مرتبط است؛ امورى كه علت‏ها و شرايط آنها هستند و به دليل اختلاف علل و شرايط، هستى، آثار و ويژگى‏هاى موجودات مادى نيز متفاوت است. هر موجود مادى به وسيله قالب‏هايى از داخل و خارج، اندازه‏گيرى و قالب‏گيرى مى‏شود. اين قالب، حدود، يعنى طول، عرض، شكل، رنگ، موقعيت مكانى و زمانى و ساير عوارض و ويژگى‏هاى مادى آن به شمار مى‏آيد. پس معناى تقدير الهى در موجودات مادى، يعنى هدايت آنها به سوى مسير هستى‏شان است كه براى آنها مقدر گرديده است و در آن قالب‏گيرى شده‏اند. (8)

اما تعبير فلسفى قدر، اصل عليت است. «اصل عليت همان پيوند ضرورى و قطعى حوادث با يكديگر و اين كه هر حادثه‏اى تحتّم و قطعيت ضرورى و قطعى خود و نيز تقدّر و خصوصيات وجودى خود را از امرى يا امورى مقدم بر خود گرفته است.

(9) اصل عليت عمومى و نظام اسباب و مسببات بر جهان و جميع وقايع و حوادث جهان حكمفرماست و هر حادثى، ضرورت و قطعيت وجود خود و نيز شكل و خصوصيت زمانى و مكانى و ساير خصوصيات وجودى‏اش را از علل متقدمه خود كسب كرده است و يك پيوند ناگسستى ميان گذشته و حال و استقبال ميان هر موجودى و علل متقدمه او هست.»(10)

اما علل موجودات مادى تركيبى، فاعل و ماده و شرايط و عدم مانع است كه هر يك تأثير خاص بر آن دارند و مجموع اين تأثيرها، قالب وجودى خاصى را شكل مى‏دهند. اگر تمام اين علل و شرايط و عدم مانع، كنار هم گرد آيند، علت تامه ساخته مى‏شود و معلول خود را ضرورت و وجود مى‏دهد كه از آن در متون دينى به «قضاى الهى» تعبير مى‏شود. اما هر موجودى با توجه به علل و شرايط خود قالبى خاص دارد كه عوارض و ويژگى‏هاى وجودى‏اش را مى‏سازد و در متون دينى از آن به «قدر الهى» تعبير مى‏شود.

شب قدر

با روشن شدن معناى قدر، امكان فهم حقيقت شب قدر نيز ميسر مى‏شود. شب قدر شبى است كه همه مقدرات تقدير مى‏گردد و قالب معين و اندازه خاص هر پديده، روشن و اندازه‏گيرى مى‏شود.

به عبارت روشن‏تر، شب قدر يكى از شب‏هاى دهه آخر ماه رمضان است. طبق روايات ما، يكى از شب‏هاى نوزدهم يا بيست و يكم و به احتمال زيادتر، بيست و سوم ماه مبارك رمضان است.(11) در اين شب - كه شب نزول قرآن به شمار مى‏آيد - امور خير و شر مردم و ولادت، مرگ، روزى، حج، طاعت، گناه و خلاصه هر حادثه‏اى كه در طول سال واقع مى‏شود، تقدير مى‏گردد.(12) شب قدر هميشه و هر سال تكرار مى‏شود. عبادت در آن شب، فضيلت فراوان دارد و در نيكويى سرنوشت يك ساله بسيار مؤثر است.(13) در اين شب تمام حوادث سال آينده به امام هر زمان ارائه مى‏شود و وى از سرنوشت خود و ديگران با خبر مى‏گردد. امام باقر عليه السلام مى‏فرمايد: «انه ينزل فى ليلة القدر الى ولى الامر تفسير الامور سنةً سنةً، يؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به‏ ولى امر (امام هر زمان) تفسير كارها و حوادث نازل مى‏شود و وى درباره خويش و ديگر مردمان مأمور به دستورهايى مى‏شود.»(14)

پس شب قدر شبى است كه:

1. قرآن در آن نازل شده است.

2. حوادث سال آينده در آن تقدير مى‏شود.

3. اين حوادث بر امام زمان - روحى فداه - عرضه و آن حضرت مامور به كارهايى مى‏گردد.

بنابراين، مى‏توان گفت شب قدر، شب تقدير و شب اندازه‏گيرى و شب تعيين حوادث جهان ماده است.

اين مطلب مطابق آيات قرآنى نيز مى‏باشد؛ زيرا در آيه 185 سوره مباركه «بقره» مى‏فرمايد: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ»؛ ماه رمضان كه در آن قرآن ‏نازل شده است.» طبق اين آيه، نزول قرآن (نزول دفعى) در ماه رمضان بوده است. و در آيات 3 - 5 سوره مباركه دخان مى‏فرمايد: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ* فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ* أَمْراً مِنْ عِنْدِنا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ.» اين آيه نيز تصريح دارد كه نزول [دفعى‏] قرآن در يك شب بوده است كه از آن به شب مبارك تعبير شده است. همچنين در سوره مباركه قدر تصريح شده است كه قرآن در شب قدر نازل شده است.

«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏گيرى است. «تقدير» نيز به معناى اندازه‏گيرى و تعيين است. اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ويژگى هستى و وجود هر چيز و چگونگى آفرينش آن به عبارت ديگر، اندازه و محدوده وجودى هر چيز، «قدر» نام دارد.

پس با جمع آيات سه گانه بالا روشن مى‏شود:

1. قرآن در ماه رمضان نازل شده است.

2. قرآن در شبى مبارك از شب‏هاى ماه مبارك رمضان نازل شده است.

3. اين شب، در قرآن شب قدر نام دارد.

4. ويژگى خاص اين شب بر حسب آيات سوره مباركه دخان دو امر است:

الف. نزول قرآن.

ب. هر امر حكيمى در آن شب مبارك جدا مى‏گردد.

شب قدر

اما سوره مباركه قدر كه به منزله شرح و تفسير آيات سوره مباركه «دخان» است، شش ويژگى براى شب قدر مى‏شمارد:

الف. شب نزول قرآن است (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ).

ب. اين شب، شبى ناشناخته است و اين ناشناختگى به دليل عظمت آن شب است ( وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ).

ج. شب قدر از هزار ماه بهتر است. (لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ).

د. در اين شب مبارك، ملائكه و روح با اجازه پروردگار عالميان نازل مى‏شوند (تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ) و روايات تصريح دارند كه آنها بر قلب امام هر زمان نازل مى‏شوند.

ه. اين نزول براى تحقق هر امرى است كه در سوره «دخان» بدان اشاره رفت (مِنْ كُلِّ أَمْرٍ) و اين نزول - كه مساوى با رحمت خاصه الهى ‏بر مومنان شب زنده‌دار است - تا طلوع فجر ادامه دارد (سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ).

و. شب قدر، شب تقدير و اندازه‏گيرى است؛ زيرا در اين سوره - كه تنها پنج آيه دارد - سه بار «ليلة القدر» تكرار شده است و اين نشانه اهتمام ويژه قرآن به مسئله اندازه‏گيرى در آن شب خاص است.

مرحوم كلينى در كافى از امام باقر عليه السلام نقل مى‏كند كه آن حضرت در جواب معناى آيه «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ» فرمودند: «آرى شب قدر، شبى است كه همه ساله در ماه رمضان و در دهه آخر آن، تجديد مى‏شود. شبى كه قرآن جز در آن شب نازل نشده و آن شبى است كه خداى تعالى درباره‏اش فرموده است: «فيها يفرق كل امر حكيم؛ در آن شب هر، امرى با حكمت، متعين و ممتاز مى‏گردد.» آنگاه فرمود: «در شب قدر، هر حادثه‏اى كه بايد در طول آن سال واقع گردد، تقدير مى‏شود؛ خير و شر، طاعت و معصيت و فرزندى كه قرار است متولد شود يا اجلى كه قرار است فرارسد يا رزقى كه قرار است برسد و ... .»(15)

 

پى‏نوشت‌ها:

1- قاموس قرآن، سيد على اكبر قرشى، ج ‏5، ص 246 و 247 .

2- همان، ص 248.

3- الميزان، سيد محمد حسين طباطبايى، ج‏12 ص 150 و 151.

4- همان، ج‏ 19، ص 101.

5- انسان و سرنوشت، شهيد مطهرى، ص 52.

6- المحاسن البرقى، ج‏1، ص 244.

7- بحار الانوار، ج ‏5، ص 122.

8- الميزان، ج ‏19، ص 101 - 103

9- انسان و سرنوشت، ص 53

10- همان، ص 55 و 56

11- اقبال الاعمال، سيد بن طاووس، تحقيق و تصحيح جواد قيومى اصفهانى، ج‏1، ص 312 و 313 و 374 و 375 .

12- الكافى، كلينى، ج ‏4، ص 157 .

13- المراقبات، ملكى تبريزى، ص، 237 - 252

14- الكافى، ج‏1، ص 248

15- الميزان فى تفسير القرآن، ج 20، ص، 382/ بحث روايى ذيل سوره مباركه قدر.

 

منبع:

ماهنامه پرسمان، 1382، سيد سعيد لواسانى .

تصاویر ویژه شبهای قدر











 تصاوير ويژه شبهاي قدر 
 تصاوير ويژه شبهاي قدر 
 تصاوير ويژه شبهاي قدر 
 تصاوير ويژه شبهاي قدر 
 تصاوير ويژه شبهاي قدر 
 تصاوير ويژه شبهاي قدر 
 تصاوير ويژه شبهاي قدر 
 تصاوير ويژه شبهاي قدر 
 تصاوير ويژه شبهاي قدر 
 تصاوير ويژه شبهاي قدر 
 تصاوير ويژه شبهاي قدر 
 تصاوير ويژه شبهاي قدر 
 تصاوير ويژه شبهاي قدر 
 تصاوير ويژه شبهاي قدر 

رابطه شب قدر با امام عصر ارواحنا فداه

شب قدر

خداوند متعال در چهارمين آيه سوره مباركه قدر مي‌فرمايد:

تنزّل الملائكة و الرّوح فيها بإذن ربهّم من كلّ أمرٍ؛ فرشتگان و روح، در آن شب به دستور پروردگارشان با هر فرماني (براي تقدير هر كاري) فرود آيند. (1)

فعل مضارع «تنّزل» دلالت بر تكرار و بقاء «ليلةالقدر» دارد، و در آيات سوم و چهارم سوره دخان نيز:

فيها يفرَق كلّ أمرٍ حكيم(2) ؛ در آن شب، هر فرماني، بر حسب حكمت صادر مي‌شود.

دلالت بر تجدد و دوام دارد. زيرا هيأت نحوي باب «تفعّل» دلالت بر پذيرش يا تكلف يا هر دو مي‌نمايد. ظاهر اين فعل‌ها، خبر از تفريق و تنزل امر در ليلةالقدرهاي آينده مي‌دهد.

اين امر كه در زمان رسول خدا به آن حضرت نازل مي‌شده‌است، و در هر شب قدر ديگر، بايد بر كسي نازل و تبيين و تحكيم يا كشف شود كه به افق نبوت نزديك و پيوسته باشد.

قبول اصل وصايت رسول اكرم صلي الله عليه و آله و امامت، ناشي از اين معني و مبتني بر همين اساس است.

امام سجاد عليه السلام فرموده‌اند:

اي گروه شيعه، با سوره «انا انزلناه في ليلة القدر» با مخالفين امامت ائمه معصومين عليهم السلام مخاصمه و مباحثه (و اتمام حجت) كنيد تا كامياب و پيروز شويد، به خدا كه آن سوره، پس از پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله حجت خداي تبارك و تعالي است بر مردم، و آن سوره آقاي دين شماست و نهايت دانش و آگاهي ماست. اي گروه شيعه، با «حم و الكتاب المبين؛ انا انزلناه في ليلة مباركة انا كنا منذرين» مخاصمه و مناظره كنيد، زيرا اين آيات مخصوص واليان امر امامت بعد از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله است.

كسي قرآن را به عنوان كلام خدا پذيرفت به اين معني است كه همه سوره‌ها و آيات آن را پذيرفته است و يك مسلمان واقعي هم كسي است كه تسليم همه آيات قرآن باشد، پس هر مسلماني الزاماً بايد سوره قدر، و از آن سوره، شب قدر، و استمرار آن را تا قيامت بپذيرد و لازمه پذيرفتن آن، آيه (تنزّل الملائكة...) كه هر فرد با ايماني ناگزير از قبول آن است. بايد بپذيرد كه در شب قدر فرشته‌ها و روح از جانب پروردگار با هر امري فرود مي‌آيند و اين امر يك متولي و وليّ مي‌خواهد كه متولي و وليّ آن امر باشد. اين كه خداوند در آيات سوم و چهارم سوره دخان مي‌فرمايد:

در آن شب هر فرماني، بر حسب حكمت صادر مي‌شود. فرماني از جانب ما، و ما همواره فرستنده آن بوده‌ايم.

دلالت بر تكرار و تجديد و ارسال در آن شب دارد و به اين معنا كه آن شب، فرشتگان و روح، در هر سال، دائماً نازل مي‌شوند؛ پس بايد به طور مدام شخصي به عنوان «وليِّّ» اين امر باشد كه به سوي او نازل و ارسال گردند كه او همان وليّ جهان و جهانيان خواهد بود؛ و هم اوست كه اطاعتش بر همگان واجب است.

به همين سبب، هر كس ادعا كرد كه من وليّ امر هستم، بايد ثابت كند كه اين امر توسط فرشتگان و رو ح بر او نازل شده و مي‌شوند، و چون هيچ كس جز پيامبر و اوصياء معصوم عليهم السلام نمي‌توانند مدعي اين امر باشند و اساساً هم نيستند، بايد از اوصياء و پيامبر همواره كسي باشد كه در شب قدر توسط روح و فرشتگان از جانب يزدان هر امري بر او نازل شود.

شب قدر

آيه مورد بحث، يكي از مستدل‌ترين آيات قرآن كريم بر ضرورت وجود هميشگي يك ولي امر از جانب خداست كه امين بر حفظ و اجزاء و اداء امر الهي باشد، و آن همان امام معصوم است.

و هر كس نزول پيوسته فرشتگان و روح را در شب قدر بپذيرد كه اگر به قرآن ايمان دارد بايد بپذيرد، ناگزير بايد ولي امر را هم بپذيرد وگرنه كافر به بعضي از آيات قرآن خواهد بود، كه در آن صورت چنين كسي بنابر بيان خود قرآن كريم كافر واقعي است.

از رسول اكرم صلي الله عليه و آله نقل شده است، كه به اصحابشان فرموده‌اند:

به شب قدر ايمان بياوريد، زيرا آن شب براي علي بن ابي‌طالب عليه السلام و يازده نفر از فرزندان او پس از من خواهد بود.

چنان كه خداوند در آيات 150 و 151 سوره نساء مي‌فرمايد:

"إنّ الّذين يكفرون بالله و رسله و يريدون ان يفرّقوا بين الله و رسله و يقولون نؤمن ببعض و نكفر ببعض و يريدون أن يتّخذوا بين ذلك سبيلاً ٭ أولئك هم الكافرون حقّاً و أعتدنا للكافرين عذاباً مهينا؛ كساني كه به خدا و پيامبران خدا كافر شده‌اند و مي‌خواهند بين خدا و رسولانش جدايي اندازند و مي‌گويند به برخي ايمان مي‌آوريم و به بعضي كافر مي‌شويم و مي‌خواهند در اين ميان (بينابين) اتخاذ كنند، اينان حقا كافرند و ما براي كفركيشان عذاب خواركننده‌اي مهيا كرده‌ايم.

و مي‌بينيد كه خداوند، كساني را كه پاره‌اي از آيات خدا را بپذيرند و برخي را نپذيرند، كافر حقيقي مي‌داند.

بنابراين مؤمن حقيقي كسي است كه هم استمرار ليلةالقدر را تا قيامت پذيرا باشد و هم وجود حجت زمان و وليّ امر، و امام معصومي كه امر الهي را دريافت مي‌كند و امين بر آن در جهت پاسداري، به ‌كار بستن و اداء باشد، قبول كند؛ يعني همان بزرگواري كه در زمان وجود مقدس بقيةالله الاعظم حضرت مهدي(عج) مي‌باشد و به همين سبب پيامبر خاتم صلي الله عليه و آله بنابر آنچه شيعه و سني از آن حضرت نقل كرده‌اند، فرمودند:

"من أنكر المهدي فقد كفر (3) ؛ كسي كه وجود مهدي را انكار كند، رهسپار ديار كفر شده است."

و در كتب شيعه، از اين قبيل احاديث فراوان است، و از آن جمله، از امام صادق عليه السلام و آن حضرت از پدر ارجمندشان و از آن طريق از جدّ عاليقدرشان و از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله نقل شده كه فرموده‌اند:

"القائم من ولدي اسمه إسمي و كنيته كنيتي و شمائله شمائلي و سنّته سنتي يقيم النّاس علي ملتّي و شريعتي و يدعوهم إلي كتاب الله عزّوجلّ، من أطاعة أطاعني و من عصاه عصاني، و من أنكره في غيبته فقد أنكرني، و من كذبه فقد كذّبني، و من صدّقه فقد صدّقني، إلي الله اشكو المكذّبين لى فى أمره، و الجاهدين لقولي والمضلّين لأمتّي عن طريقته و سيعلم الذين ظلموا ايّ منقلبٍ ينقلبون(4)؛

قائم از فرزندان من است اسم او اسم من «محمد» و كنيه او، كنيه من «ابوالقاسم» و سيماي او سيماي من و سنت او سنت من است، دين و آيين و ملت و شريعت مرا در بين مردم بر پا مي‌دارد و آنان را به كتاب خداي عزوجل فرامي‌خواند. كسي كه او را طاعت كند، مرا پيروي ‌كرده و كسي كه او را نافرماني كند، مرا نافرماني كرده است و كسي كه او را در دوران غيبتش انكار كند، تحقيقاً مرا انكار كرده و كسي كه او را تكذيب كند هر آينه مرا تكذيب كرده و كسي كه او را تصديق كند، هر آينه مرا تصديق كرده است. از آنها كه مرا درباره او تكذيب كرده و گفتار مرا در شأن او انكار مي‌كنند و امت مرا از راه او گمراه مي‌سازند، به خدا شكايت مي‌برم. به‌ زودي آنها كه ستم كردند و مي‌دانند كه بازگشتشان به كجا است و سرنوشتشان چگونه است (و چگونه در دگرگوني‌ها، مجازات ستمگري‌هاي خود را در دنيا و آخرت خواهند ديد."

در اين حديث شريف انكار و تكذيب امام عصر، اروحنا فداه، انكار و تكذيب پيامبر به حساب آمده است، و در نتيجه همه پيامبران را انكار كرده، كه همان رهسپاري به وادي كفر خواهد بود.

علي بن ابراهيم قمي در تفسيري درباره نزول فرشتگان و روح، در شب قدر مي‌گويد:

 فرشتگان و روح القدس، در شب قدر، بر امام زمان(عج) نازل مي‌شوند و آنچه را از مقدرات سالانه بشر، نوشته‌اند، به او تقديم مي‌دارند.

و همين محدث مورد وثوق از حضرت امام باقر عليه السلام نقل كرده، كه وقتي از حضرتش پرسيدند: آيا شما مي‌دانيد كه ليلة القدر كدام شب است؟ حضرت فرمودند:

چگونه ندانيم، و حال آن‌كه در شب قدر فرشتگان بر گِرد ما طواف مي‌كنند. (5)

از حضرت صادق عليه السلام نقل شده كه فرموده‌اند:

«ما قرآن را در شب قدر فرو فرستاديم»، «شب قدر» فاطمه و «قدر» خداست، پس كسي كه فاطمه(عليهاالسلام) را آنگونه كه بايد، بشناسد، شب قدر را درك كرده است.

حضرت امام سجاد عليه السلام، در اين باره، مي‌فرمايند:

همانا سال به سال در شب قدر تفسير و بيان كارها، بر ولي امر (امام زمان) فرود مي‌آيد.

شب قدر

و نيز آن حضرت فرموده‌اند:

اي گروه شيعه، با سوره «انا انزلناه في ليلة القدر» با مخالفين امامت ائمه معصومين عليهم السلام مخاصمه و مباحثه (و اتمام حجت) كنيد تا كامياب و پيروز شويد، به خدا كه آن سوره، پس از پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله حجت خداي تبارك و تعالي است بر مردم، و آن سوره آقاي دين شماست و نهايت دانش و آگاهي ماست. اي گروه شيعه، با «حم و الكتاب المبين؛ انا انزلناه في ليلة مباركة انا كنا منذرين» مخاصمه و مناظره كنيد، زيرا اين آيات مخصوص واليان امر امامت بعد از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله است.

همچنين از رسول اكرم صلي الله عليه و آله نقل شده است، كه به اصحابشان فرموده‌اند:

به شب قدر ايمان بياوريد، زيرا آن شب براي علي بن ابي‌طالب عليه السلام و يازده نفر از فرزندان او پس از من خواهد بود.

از آنچه كه نگارش يافت، استفاده مي‌شود كه شب قدر تا قيامت باقي است و در هر شب قدر هم ولي امر و صاحب امري هست كه آن امر را دريافت دارد، كه در زمان ما صاحب آن امر صاحب بزرگوار ما حضرت حجة‌ بن الحسن المهدي، ارواحنا فداه است و براي آن‌ كه بهتر بدانيم كه ليلةالقدر بيانگر مقام شامخ ولايت اهل بيت عليهم السلام و امامت آنان تا روز رستاخيز مي‌باشد؛ حديثي را هم كه در بخش فضيلت‌هاي حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام است، ملاحظه مي‌كنيم كه در آن به طور كنايه از آن بانوي عظيم القدر تعبير به ليلةالقدر شده است و آن در تفسير فرات بن ابراهيم از حضرت صادق عليه السلام نقل شده كه فرموده‌اند:

«ما قرآن را در شب قدر فرو فرستاديم»، «شب قدر» فاطمه و «قدر» خداست، پس كسي كه فاطمه(عليهاالسلام) را آنگونه كه بايد، بشناسد، شب قدر را درك كرده است.

و اين اشاره به مقام ولايت آن بانوي معصوم نيز دارد.

و از طرفي، همان‌گونه كه در شب قدر امر حق بر امام به حق فرود مي‌آيد، نزول‌گاه نور پاك امامان معصوم نيز وجود مقدس فاطمه زهرا عليهاالسلام است؛ كه حقيقتاً هر كس آن بانو را شناخت و به عظمت مقام فرزندان معصومش و همسر مظلوم و معصومش پي‌ برد، شب قدر را درك كرده است.

 

پي‌نوشت‌ها:

1- برگرفته از تحقيقي درباره ليلةالقدر و رابطه آن با امام عصر ارواحنافداه، صص 149 ـ 132، با تلخيص .

2- سوره دخان (44)، آيه 4.

3- علامه مجلسي، بحار الأنوار، ج 51، ص 51 / منتخب الاثر، فصل 10، ب 1، جز 1، ص 492.

4- علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 51، ص 73 / منتخب الاثر، فصل2، ب 3، ح 4 ، ص 183.

5- امراء هستي، ص 190/ تفسير القمي، ص 731/ علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 97، ص 14، جز 23.

 

منبع:

ماهنامه موعود، ش 57 ، علي‌اكبر رضواني

جايگاه و اهميت شب قدر

شب قدر

چنان ‏كه درك شب قدر، كاري مشكل است، بيان جايگاه و «قدر» شب قدر عملي است دشوار كه تنها راه ‏يافتگان به آن شب عزيز مي‏توانند واقعيت و حقيقت آن را بيان دارند؛ چرا كه قرآن به پيامبر خدا فرمود: «و تو چه داني شب قدر چيست؟»

در وصف آن همين بس كه «از هزار ماه برتر است» و مسائلي بر قدر و منزلت اين شب افزوده است، از جمله:

 1- نزول قرآن

نزول جامع‏ترين، كامل‏ترين و ماندگارترين كتاب الهي بر عظمت و منزلت شب قدر افزوده است. قرآن خود مي‏گويد: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي اُنْزِلَ فيهِ الْقُرْانَ»(1)؛ «ماه [مبارك] رمضان ماهي است كه در آن قرآن نازل شده است.» اما در چه شبي از شب‌هاي آن ماه، قرآن نازل شده است؟ آيه ديگر بيان مي‏كند كه «اِنّا اَنْزَلْناهُ في لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ» (2)؛ «به راستي، آن [قرآن] را در شبي پر بركت نازل كرديم.» و اين شب مبارك را در سوره قدر مشخص فرموده كه «اِنّا اَنْزَلْناهُ في لَيْلَةِ الْقَدْرِ» (3)؛ «به حقيقت ما آن [قرآن] را در شب قدر فرود آورديم.» پس بايد گفت نزول قرآن در چنين شبي بر عظمت آن مي‏افزايد. اين نكته را هم اضافه كنيم كه اين نزول، نزول دفعي است بر قلب رسول گرامي اسلام، نه نزول تدريجي كه آغاز آن با آغاز بعثت يعني بيست و هفتم رجب همراه است.

2- تقدير امور

در نام‏گذاري شب قدر بيان‌هاي مختلفي وارد شده است: برخي آن را به معناي شبي با عظمت و بزرگ «لَيْلَةُ الْعَظَمَة» (4) گرفته‌‏اند؛ چرا كه قدر در قرآن به معناي منزلت و بزرگي خداوند آمده، در آيه‏اي مي‏خوانيم: «ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ»(5) ؛ «قدر ندانستند (و نشناختند) خدا را آنگونه كه حقّ عظمت او بود.»

«قدر» به معناي تقدير و اندازه‌‏گيري و تنظيم است. اين معني را هم لغت تأييد مي‏كند و هم قرآن و روايات. راغب اصفهاني مي‏گويد: «لَيْلَةُ الْقَدْرِ اَيْ لَيْلَةٌ قَيَّضَها لِأُمُورٍ مَخْصُوصَة » (6)؛ شب قدر يعني شبي كه (خداوند) براي [تنظيم و تعيين] امور مخصوصي آن را آماده [و مقرّر] نموده است.» و قرآن كريم مي‏فرمايد: در آن شب «يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكيمٍ» (7) «هر كاري بر طبق حكمت [خداوند] جدا (و تعيين و تنظيم) مي‏گردد.»

در بحارالانوار روايتي آمده كه: «هر كس در شب‏ قدر، از روي ايمان و محاسبه (و اخلاص) نماز گزارد، خداوند گناهان گذشته او را مي‏بخشد.»

و امام صادق عليه‏ السلام فرمود: «التَّقْديرُ في لَيْلَةِ الْقَدْرِ تِسْعَةُ عَشْرٍ، وَالاِْبْرامُ في لَيْلَةِ اِحْدي وَ عِشْرينَ وَالْاِمْضاءُ في لَيْلَةِ ثَلاثَ وَ عِشْرينَ (8)؛ « تقدير امور و سرنوشت‌ها در شب قدر، يعني شب نوزدهم، تحكيم آن در شب بيست و يكم، و امضا ‏آن در شب بيست و سوم صورت مي‏گيرد.»

و امام رضا عليه ‏السلام فرمود: «... يُقَدَّرُ فيها ما يَكُونُ في السَّنَةِ مِنْ خَيْرٍ اَوْ شَرٍّ اَوْ مَضَرَّةٍ اَوْ مَنْفَعَةٍ اَوْ رِزْقٍ اَوْ اَجَلٍ وَ لِذلِكَ سُمِّيَتْ لَيْلَةُ الْقَدْر (9)؛ در آن شب (قدر) آنچه كه در سال واقع مي‏شود، تقدير و اندازه‌‏گيري مي‏شود، از نيكي و بدي و سود و زيان و روزي و مرگ. به همين جهت نيز شب قدر شب اندازه‌گيري ناميده شده است.»

و طبق روايات فراواني (10) سرنوشت افراد براي سال بعد، مانند: رزق و روزي، مرگ و ميرها، خوشي و ناخوشي‌ها، حج رفتن و حوادث ديگر زندگي، بر اساس استعدادها و لياقت‌ها، رقم مي‏خورد، و اين تقدير حكيمانه هم، در انسان هيچ گونه «اجبار» و «سلب اختياري» به وجود نمي‌‏آورد. مي‏توان بين تمام اقوال اين گونه جمع كرد كه در اين شب با عظمت و بزرگ، با فرود ملائكه آسماني، تقديرات يك سال مشخص و بر قلب حجّت زمان عليه‏السلام عرضه مي‏شود.

شب قدر

3- سند امامت

شب قدر بزرگ‏ترين سند امامت و تداوم آن در طول زمان است. در روايات فراواني، وجود شب قدر را در هر زمان دليل لزوم امامت و بقاي آن دانسته ‏اند، لذا سوره قدر به منزله شناسنامه اهل‌بيت عليهم‏السلام شمرده شده است كه به برخي روايات اشاره مي‏شود:

از امام صادق عليه ‏السلام نقل شده است كه فرمود: علي عليه‏السلام زياد مي‏فرمود: هيچ‏ گاه تيمي و عدوي (ابوبكر و عمر) خدمت پيامبر جمع نشدند مگر آن كه آن حضرت سوره «اِنّا اَنْزَلْناهُ ...» را با خشوع و گريه مي‏خواند، سپس آن دو عرض مي‏كردند چقدر رقّت شما نسبت به اين سوره شديد است. پيامبر اكرم صلي ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله مي‏فرمود: به جهت آنچه چشمم ديده و دلم فهميده است و به جهت آنچه دل اين شخص [يعني علي عليه‏السلام ] پس از من خواهد ديد. آن دو مي‏گفتند: مگر شما چه ديده‌‏اي و او چه مي‏بيند؟

رسول اكرم فرمود: «هر كس كه از فيض شب قدر محروم گردد، از تمام خيرات محروم شده است و محروم نمي‌‌ماند از خيرات شب قدر، مگر كسي كه (با اعمال خويش) خود را محروم نموده باشد.»

فرمود: پيامبر اكرم صلي ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله براي آن دو نوشت «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فيها بِاِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ اَمْرٍ» ؛ «ملائكه و روح در آن شب با اذن پروردگارشان براي (تقدير) هر كاري نازل مي‏شوند.» آن‏گاه مي‏فرمود: آيا بعد از «كُلُّ اَمْرٍ؛ تمام امرها» كه خداوند مي‏فرمايد، چيزي باقي خواهد ماند؟ مي‏گفتند: نه. سپس حضرت مي‏فرمود: آيا مي‏دانيد آن كسي كه هر امري بر او نازل مي‏شود كيست؟ مي‏گفتند: تو هستي اي رسول خدا! آن‏گاه مي‏فرمود: بله ولي آيا شب قدر بعد از من هم ادامه دارد؟ مي‏گفتند: بله. مي‏فرمود: آيا [در شب‌هاي قدر] بعد از من هم آن امر نازل مي‏شود؟ مي‏گفتند: بله. سپس مي‏فرمود: بر چه كسي؟ مي‏گفتند: نمي‏دانيم. سپس آن حضرت از سر من (علي) مي‏گرفت (و دست را روي سر من قرار مي‏داد) و مي‏فرمود: اگر نمي‏دانيد بدانيد، آن شخص پس از من اين مرد است.

فرمود: پس آن گاه آن دو نفر هميشه اين‏گونه بودند كه شب قدر را بعد از پيامبر اكرم صلي ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله به سبب هراسي كه بر دل آن دو مي‏افتاد، مي‏شناختند.» (11)

و در جاي ديگر علي عليه ‏السلام فرمود: «به حقيقت شب قدر در هر سال وجود دارد و امر سال در آن شب نازل مي‏شود و به راستي براي آن امر صاحبان امري است. عرضه شد آنان چه كساني هستند؟ فرمود: «اَنَا وَ اَحَدَ عَشَرَ مِنْ صُلْبي اَئِمَّةً مُحَدَّثُونَ» (12)؛ من و يازده امام از نسل من كه همه اماماني محدَّث مي‏باشند ( ملائكه را نمي‏بينند ولي صداي آنها را مي‏شنوند). »

و در برخي روايات آمده كه خود ولايت علي عليه ‏السلام و ائمه عليهم‏السلام جزء تقديرات آن شب است (13) و دستور داده‌‏اند كه با مخالفان براي اثبات امامت و بقاي آن و زنده بودن مهدي عليه‏ السلام به شب قدر استدلال كنيد.(14) آري، بقاي شب قدر دليل محكمي است بر بقاي امامت و بقاي امامت اقتضا مي‏كند حيات و زنده بودن مهدي عليه ‏السلام را و حيات مهدي عليه ‏السلام نشانه حيات مذهب پيشتاز و هميشه در صحنه تشيّع است. لذا اسلام اصيل و قرآن تا ابد زنده است.

شب قدر

از اينجا روشن شد كه شب قدر، يعني شب ولايت و امامت (15) و معناي رواياتي كه شب قدر را به فاطمه زهرا عليه ا‏السلام تفسير نموده (16) است، روشن شد كه حقيقت شب قدر امامت و ولايت است و حقيقت ولايت و امامت زهراي مرضيه عليهاا‏السلام است.

امام صادق عليه‏ السلام فرمود: «التَّقْديرُ في لَيْلَةِ الْقَدْرِ تِسْعَةُ عَشْرٍ، وَالاِْبْرامُ في لَيْلَةِ اِحْدي وَ عِشْرينَ وَالْاِمْضاءُ في لَيْلَةِ ثَلاثَ وَ عِشْرينَ ؛ « تقدير امور و سرنوشت‌ها در شب قدر، يعني شب نوزدهم، تحكيم آن در شب بيست و يكم، و امضا ‏آن در شب بيست و سوم صورت مي‏گيرد.»

4- بخشش گناهان

يكي ديگر از ويژگي‌هاي شب قدر بخشش گناهان و عفو عاصيان و مجرمان است، لذا بايد تلاش نمود تا اين فيض عظماي الهي شامل حال انسان شود. واي به حال انساني كه در شب قدر مورد غفران الهي قرار نگيرد؛ چنان كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مي‏فرمود: «كسي كه شب قدر را درك كند، پس بخشيده نشود پس خدا او را (از رحمت خويش) دور مي‏سازد.» (17)

و در جاي ديگر فرمود: «هر كس كه از فيض شب قدر محروم گردد، از تمام خيرات محروم شده است و محروم نمي‌‌ماند از خيرات شب قدر، مگر كسي كه (با اعمال خويش) خود را محروم نموده باشد.» (18)

لذا بايد تلاش مضاعف نمود تا غفران الهي در اين شبِ بخششِ گناهان شامل حال انسان گردد.

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مي‏فرمود: «كسي كه در شب قدر به پاخيزد (و آن شب را)  از روي ايمان و محاسبه (و اخلاص ‏بيدار باشد) گناهان گذشته‌‏اش بخشوده مي‏شود.» (19)

در بحارالانوار در ذيل اين روايت اضافه شده: «هر كس در شب‏ قدر، از روي ايمان و محاسبه (و اخلاص) نماز گزارد، خداوند گناهان گذشته او را مي‏بخشد.» (20)

 

پي‌نوشت‌ها:

1- بقره/ 185 .

2- دخان/ 3 .

3- قدر/ 1.

4- تفسير نوين، محمدتقي شريعتي، ص275/ مجمع البيان، ابوعلي طبرسي، ج1، ص 518 .

5- حج/ 74 .

6- المفردات في غريب القرآن، دفتر نشر الكتاب، ص 395 .

7- دخان/ 4 .

8- وسائل الشيعه، حرّ عاملي، دار الاحياء التراث، ج 7، ص259/ تفسير نور الثقلين، ج 5، ص627/ البرهان في تفسير القرآن، ج 4، ص487 .

9- عيون اخبارالرضا، ج2، ص 116 .

10- تفسير نورالثقلين، ج5، ص631 / البرهان في تفسير القرآن، ج 4، ص 486/ بحار الانوار، ج94، صص 141 – 18 .

11- اصول كافي، محمد بن يعقوب كليني، ترجمه سيد جواد مصطفوي، تهران، كتابفروشي اسلاميه، ج1، ص 363 – 364 .

12- اثباة الهداة، شيخ حرّ عاملي، قم مطبعة العلمية، ج2، ص 256/ بحارالانوار (همان)، ج 94، ص15، ح26 .

13- همان، ص18 .

14- اصول كافي، ج1، ص 353 - 362 - 364، روايت 6 .

15- مبلغان عزيز توجه داشته باشند كه يكي از شب‌هاي قدر را حتما به صحبت و سخنراني در مورد امام زمان عليه ‏السلام اختصاص دهند كه هم تناسب دارد و هم لازم است و هم عناياتي را به دنبال دارد.

16- تفسير فرات كوفي، مؤسسه نشر، ص581 .

17- بحار الانوار، ج94، ص80، ح47 .

18- كنز العمّال، علي متقي هندي، بيروت، مؤسسه الرساله، ج8، ص534، ح28 . 24 .

19- وسائل الشيعه، ج10، ص 358، ح13601.

20- بحار الانوار، ج93، ص 366، ح 42 .

منبع:  

سايت سراج

تکلم قرآن به گویش همدانی!

قرآن

شخصی به زاهد باکرامت مرحوم آیت الله آخوند ملا علی معصومی همدانی (1274-1357ش) عرض کرد:

شما همدانی ها چرا هر چیزی را دو مرتبه می گویید مثلا می گویید:

نان مان، آب ماب، بشقاب مشقاب؟

ایشان در پاسخ فرمودند:

مگر نمی دانی که خداوند در قرآن فرموده است:

 "هاروتَ وماروتَ" *

---------------------------

پی نوشت:

*بقره/102، هاروت وماروت نام دو فرشته است.

----------------------------

منبع:

محمدی، محمد حسین، هزارو یک حکایت قرآنی، ص629.

كاري پر ثواب‌تر از روزه!

صدقه

قال الصادق عليه السلام

    صَدَقَةُ دِرهَمٍ اَفضَل مِن صِيامِ يَومٍ.

 

امام صادق عليه السلام فرمود

    يك درهم صدقه دادن از يك روز روزه مستحبى برتر و والاتر است.


وسائل الشيعه، ج 7 - ص 218 - ح 6

روزه در بیماری های گوارشی

دستگاه گوارشی

بسياري از افراد به دليل اندکي ناراحتي گوارشي، از روزه‌گرفتن اجتناب مي‌كنند، در حالي كه با رعايت چند نكته تغذيه‌اي مي‌توان اين عوارض را به حداقل خود رساند. دکتر مظهري به اين افراد توصيه مي‌کند مصرف مواد غذايي سرخ كرده، پر از ادويه، روغن و شكر بالا را کنار بگذارند.

به گفته اين متخصص تغذيه، از آنجا كه در هنگام روزه‌داري، اسيديته معده بالا مي‌رود، مصرف اين‌گونه مواد مي‌تواند احساس سنگيني در معده، ترش كردن و ديگر مشكلات گوارشي را به همراه داشته باشد. در عوض مواد غذايي حاوي فيبر نظير ميوه ‌‌و ‌‌سبزيجات مي‌توانند از توليد بيش از اندازه اسيد در معده جلوگيري کنند.

كساني كه هپاتيت مزمن دارند که به سيروز کبدي منجر شده، نبايد روزه بگيرند؛ زيرا كبد قادر به ساخت گلوكز از گليكوژن نيست و گرسنگي در اين افراد باعث مي شود قند خونشان به شدت پايين بيايد.

دكتر ناصر ابراهيمي درياني، فوق تخصص گوارش و عضو هيأت علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران هم در مورد كساني كه زخم معده و اثني عشر دارند، چنين مي‌گويد: «به هيچ عنوان ثابت نشده گرسنگي باعث ايجاد زخم پپتيك شود؛ گرچه در بيماراني که زخم فعال دارند يا پيش از اين دچار عوارض اين زخم‌ها،‌ مانند تنگي و خونريزي از معده و دستگاه گوارش شده‌اند، روزه گرفتن مخاطره‌آميز خواهد بود و نبايد روزه بگيرند.» دکتر درياني به افرادي كه سابقه زخم اثني عشری دارند که زخم آنها به خوبي ترميم شده، توصيه مي‌كند در سحر يا افطار يك عدد امپرازول يا يك عدد رانيتيدين مصرف كنند و روزه خود را بگيرند.

اين عضو هيأت علمي در مورد سوء هاضمه كه با عوارضي چون ترش كردن و سوزش پشت جناغ همراه است و همچنين رفلاكس (بازگشت اسيد معده به مري) راه‌هايي را پيشنهاد مي‌کند که با رعايت آنها به‌راحتي مي‌توان روزه داشت: «اين افراد بايد افطار و سحر كم ميل كنند و بلافاصله بعد از افطار به حالت درازكش نخوابند. ضمن اينکه بعد از افطار سيگار نكشند. همچنين افرادي که دچار اين مشکلات هستند، بايد از خوردن غذاهاي پرچرب و ادويه دار، سس (به خصوص سس گوجه و آب گوجه)، مركبات، شكلات، ترشي ها، قهوه و ... پرهيز كنند.»

مطالعات نشان داده براي كساني كه دچار كوليت و يبوست شديد هستند، بيماري‌اي که با عوارضي چون درد شكمي، احساس دفع (مدفوع شل يا سخت و تكه تكه) و تغيير در دفعات و قوام اجابت مزاج، نفخ زياد و گاه احساس پري همراه است، گرفتن روزه زيان‌آور است.

افرادي كه ناقل هپاتيت B هستند نيز دسته ديگري از بيماران‌ هستند که بايد در مورد بي‌خطر بودن روزه توجه لازم را به خرج دهند. دکتر درياني، درباره اين دسته از بيماران هم مي‌گويد: «در صورتي که آنزيم‌هاي کبدي اين بيماران بالا نباشد، به عبارتي بافت کبد آنها دچار مشکل نشده باشد، گرفتن روزه منعي ندارد.

اما كساني كه هپاتيت مزمن دارند که به سيروز کبدي منجر شده، نبايد روزه بگيرند؛ زيرا كبد قادر به ساخت گلوكز از گليكوژن نيست و گرسنگي در اين افراد باعث مي شود قند خونشان به شدت پايين بيايد.»

دکتر فرنوش صفوي‌فر

*مطالب مرتبط:

بيماري ريفلاکس و علل آن

تاثیر روزه بر بیماری های جسمی و روحی

توصیه های پزشكی بهداشتی در ماه رمضان

روزه در بیماران دیابتی و قلبی

رمضان در كنار پزشک