نظامی


تانک تایگر یکی از معروفترین و در عین حال هولناک ترین تانک های جنگ جهانی دوم بود و یکی از شاهکار های مهندسی نازی ها در مورد اسم این تانک باید گفت که تانک تایگر هم در واقع از سری تانک های میانوزن پانزر بود اسم PzKpfw VI Tiger I مخفف Panzerkampfwagen VI Ausf. E Tiger I  است در آلمان با نام Sonderkraftfahrzeug 181 یا بطور مخفف SdKfz 181 مشهور بود
طراحی و تولید تایگر به 1941 بر میگردد با وجودی که تانک های پانزر3 و4 از نظر اقتصادی و نیز برتری در نبرد به صرفه بودند ستاد ارتش آلمان برای تانکی سنگین تر اعلام نیاز نمود
بر این اساس طراحی و تولید این تانک به سه شرکت پورشه . دایملر بنز . MAN سپرده شد برنامه بر اساس تانکی با وزن حداقل 35 تن و با توپ 75 میلیمتری قرار بود ساخته شود امر دیگری که به تولید تایگر سرعت بخشید ورود تانک های سنگین T-34 شوروی به جبهه های شرقی بود که کار را برای یگان های زرهی آلمان سخت میکرد زره T-34 از تمام پانزر های در خدمت نیروی زمینی آلمان ضخیم تر بود و پایایی بیشتر در میدان نبرد داشت این تانک 45 تن وزن داشت و از یک توپ 88 میلیمتری بهره میبرد  (همانطور که میدانید شوروی یکی از بزرگترین تولید کنندگان تانک بود و هست) البته برای مقابله با این تانک تا پیش از این از تانک های سنگین Panther tank, استفاده میشد که چندان مورد علاقه نبودند و کیفیت بالایی نداشتند سر انجام در 20 آوریل 1942 در سالگرد تولد آدولف هیتلر اولین تانک تایگر رسما وارد خدمت شد البته ارسال آن به جبهه ها تا 1943 بدلیل پاره ای اصلاحات بطول انجامید تانک تایگر پس از ورود به میادین نبرد به کابوسی برای متفقین بدل شد تایگر بر تمامی تانک های انگلیسی و تانک های شرمن انگلیسی برتر بود از نظر نظر و توپ بر تانک های سنگین T-34 شوروی نیز سر بود تایگر بخاطر طزه مستحکم خود بخصوص برای جنگ های شهری مناسب مینمود بیشتر آنتی تانک های آن زمان توان تخریب بدنه ی تایگر را نداشتند که این خود برتری بی چون چرا برای تایگر بحساب می آمد
زره تایگر در بخش بدنه به 80 میلیمتر و در برجک و قسمت جلو به 100 تا 120 میلیمتر میرسید با توان مقاومتی 25 درجه ی گرمایی به جدول زیر بدقت کنید
-----------------Front  ------------------------------------   Side    --------- Rear    
Gun Mantlet  120 mm @ 0°---- ----------- Turret  80 mm @ 0°  --------Turret  80 mm @ 0° 
Turret  100 mm @ 10° -- ----Superstructure  80 mm @ 0°-----------  Hull  80 mm @ 0° 
Superstructure  100 mm @ 9°----------  Hull  60 mm @ 0°       
Hull  100 mm @ 25°    

همچنین زره تایگر در برابر توپ های 76 میلیمتری با فاصله ی بیش از 800 متر مقاوم بود
تایگر در جبهه های جنگ بسیار موفق نشان داد تنها در 23 جون 1944 بیش از 109 تانک شرمن شکار تایگر شد درحالی که تنها 17 تانک تایگر از دست رفت با این وجود تایگر تنها جنگ را بدرازا میکشاند چرا که با تمام برتری بسیار دیر به جبهه اعزام شده بود و سرنوشت جنگ پس از نرماندی جایی برای امید نداشت(یکی از دلایل آن گرانی بیش از اندازه ی تایگر بود که باعث شده بود بیشتر نقش تانک فرماندهی را به عهده گیرد کمتر یگانی بطور کامل با تایگر مجهز شده بود بیشتر یگانها از تعداد زیادی پانزر با پشتیبانی تایگر تکمیل شده بودند
تایگر ابتدا به یک توپ 88 میلیمتری ضد تانک با 92 گلوله مجهز بود که بعد ها با توپ های 122 میلیمتری تعویض شد توپ 88 میلمیتری KwK 36 L/56  مجهز به گلوله های ضد زره بر روی تایگر بسیار موفق نشان داد و مدتها توپ اصلی این تانک باقی ماند
با فشار های هیتلر تایگر پیش از موعد مقرر وارد جبهه های شرق شد و برای اولین بار در 1942 در نبرد لیننگراد شرکت کرد(این تانک با این وجود تا 1943 بطور کامل تکمیل نشد) نتیجه فاجعه بار بود  تعداد زیادی از تایگر ها گرفتار یگانهای آنتی تانک فلک 36 شده و نابود شدند و یک تایگر به دست روسها افتاد که منجر به اصلاح بسیاری از تانک های روسی بر اساس تایگر شد
گویی روند دیر رسیدن یا اشتباهات فرماندهان در گزینش مناطق مناسب برای تسلیحات پایانی نداشت سرانجام تایگر به آفریقا نزد رومل نیز ارسال شد اما هم بسیار دیر و هم بسیار نامناسب از این رو که این تانک ابدا مناسب شنزار نیود چراکه بسیار سنگین و کند بود سرعت این تانک در بهترین حالت به 36 کیلومتر در ساعت میرسید که این بسیار کند تر از تانکهای معمول پانزر 3 و 4 بود و این مشکل به همراه مشکلات خدماتی بخصوص کمبود تجهیزات در نوامبر 1943 خود را بخوبی نشان داد و یک فروند تایگر نیز بدست انگلیسی ها افتاد
اما همیشه هم این طور نبود در 7 جولای 1943 یک تانک تایگر از گردان سیزدهم پانزر مستقر در پالتون با یک گروه 50 تایی T-34  در جنوب Kursk درگیر شد نتیجه ی درگیری شگفت انگیز بود تانک مذکور پس از انهدام 22 دستگاه تانک بدون هیچ آسیبی به پایگاه خود بازگشت
اما نبرد نرماندی خطر این تانک را به متفقین یاد آور کرد تایگر ها در نرماندی به آسانی روزانه تعداد زیادی تانک ام 4 شرمن آمریکایی را شکار میکردند بگونه ای که هر تایگر بیش از 5 شرمن را هدف قرار میداد(اگر پشتیبانی هوایی و همچنین برتری هوایی نبود نیروی زمینی متفقن در اولن ساعات براحتی مذمحل میگشت) در نرماندی در تنها 6 هفته 227 تانک متفقین هدف تایگر قرار گرفت و نابود گردید

در 14 آگوست 1944 یک فروند تایگر توانست یک تانک انگلیسی به همراه 15 تانک شرمن را منهدم کند
در کل کمتر 4000 تایگر تولید شد که بیشتر آنها تا پایان جنگ نابود شدند اما رقم خیره کننده ی 9850 شکار تانک در عوض از دست دادن 1700 تانک را بدست آوردند
در آخرین سال جنگ هیتلر نامیدانه از تایگر های باقی مانده که امکان تهیه لوازم یدکی برای آن بود برای دفاع از اطراف برلین استفاده کرد با وجود تعداد کم بسیار قوی ظاهر شدند و مشکل زیادی برای تایگر ها ایجاد کردند حتی تانک های ام10 موسوم به tank destoryer هم حریف تایگر نشد تنها ضد هوایی های فلک 36 که بعنوان آنتی تانک استفاده میشد دشمن واقعی این تانک زیبای آلمانی بود

مشخصات:
ابعاد:طول 6.3 متر عرض 3.7 متر ارتفاع 3 متر
وزن 57 تن
زره 100 تا 120 میلیمتر
تسلیحات:
یک توپ 88 میلیمتری KwK 36 L/56 با 92 گلوله ر 2 تیر بار 7.92 میلیمتری MG34 با 4800 گلوله
برد:120 کیلومتر

نویسنده:محمد حسین جهان پناه

مذهب

امام رضا

زادگاه

هشتمين پيشواي شيعيان امام علي بن نوسي الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود.

  لقبها
رضا، صابر، زكي، ولي، فاضل، وفي، صديق، رضي، سراج الله، نورالهدي، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفوالملك، كافي الخلق، رب السرير، و رئاب التدبير

  مشهورترين لقب
مشهورترين لقب آن حضرت «رضا» است و در سبب اين لقب گفته اند: «او از آن روي رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودي پيامبران خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده : از آن روي كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سر انجام، گفته شده است: از آن روي او رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.»

  مادر امام
در روايتهاي مختلفي كه به ما رسيده است نامها و كينه ها و لقبهاي ام البنين، نجمه، سكن، تكتم، خيزران، طاهره و شقرا، را براي مادر آن حضرت آورده اند.

  زاد روز
درباره روز، ماه و سال ولادت و همچنين وفات آن حضرت اختلاف است.
ولادت آن حضرت را به سالهاي (148 و 151 و 153ق) و در روزهاي جمعه نوزدهم رمضان، نيمه همين ماه، جمعه دهم رجب و يازدهم ذي القعده.

  روز شهادت
روز وفات آن حضرت را نيز به سالهاي (202 و 203 و 206ق) دانسته اند.
اما بيشتر بر آنند كه ولادت آن حضرت در سال (148ق) يعني همان سال وفات امام صادق عليه السلام بوده است، چنان كه مفيد، كليني، كفعمي، شهيد، طبرسي، صدوق، ابن زهره، مسعودي، ابوالفداء، ابن اثير، ابن حجر، ابن جوزي و كساني ديگر اين نظر را برگزيده اند.
در باره تاريخ وفات آن حضرت نيز عقيده اكثر عالمان همان سال(203ق) است.
بنابر اين روايت، عمر آن حضرت پنجاه و پنج سال مي شود كه بيست و پنج سال آن را در كنار پدر خويش سپري كرده و بيست سال ديگر امامت شيعيان را بر عهده داشته است.
اين بيست سال مصادف است با دوره پاياني خلافت هارون عباسي، پس از آن سه سال دوران خلافت امين، و سپس ادامه جنگ و جدايي ميان خراسان و بغداد به مدت حدود دو سال، و سر انجام دوره اي از خلافت مأمون.

  فرزندان
گرچه كه نام پنج پسر و يك دختر براي او ذكر كرده اند، اما چنان كه علامه مجلسي مي گويد: حداكثر تنها از جواد به عنوان فرزند او نام برده اند.
به دسيسه مامون و با سم او به شهادت رسيد و پيكر مطهر او را در طوس در قبله قبه هاروني سراي حميد بن قحطبه طايي به خاك سپردند و امروز مرقد او مزار آشناي شيفتگان است.

زندگى و شخصيت امامان شيعه، دو جنبه ارزشى متمايز و با اين  حال مرتبط با هم دارد:

  اول : شخصيت عملى و علمى و اخلاقى و اجتماعى آنان كه در طول زندگى ايشان، در منظر همگان شكل گرفته است و فهم و ادراك آن نياز به پيش زمينه‏  هاى اعتقادى و مذهبى خاص ندارد، بلكه هر بيننده فهيم و داراى شعور و انصاف مى‏تواند، ارزش ها و امتيازهاى آنان را دريابد و بشناسد.

  دوم : شخصيت معنوى و الهى آنان كه ريشه در عنايت ويژه خداوند نسبت به ايشان دارد.  شناخت اين بعد از شخصيت اهل بيت نياز به معرفت هاى پيشين  دارد؛ يعنى نخست بايد به رسالت پيامبر(ص) ايمان داشت و براساس رهنمودهاى آن حضرت، ولايت عترت را پذيرفت و براى شناخت جايگاه عترت به  روايات و راويان معتبر اعتماد كرد و كوتاه سخن اين كه بينش هاى مذهبى مختلف، مى‏تواند مانع شناخت اين بعد از شخصيت اهل‏ بيت عليهم السلام باشد.

تاریخی

نگاهی به قوم یهود
یهودیان هماره در طول تاریخ با مشکلات فراوانی روبرو بوده اند. چه زمان بنی اسرائیل و در زمان پیامبر خودشان حضرت موسی، چه بعد از آن، جهانشمولی و یکدستی اسلام و مسیحیت را نداشته اند. تحریف از آموزه ها و عقاید اصیل و الهی حضرت موسی در روش و عقیده یهودیان، مسئله مهمی است که کمتر قابل تشکیک است و تلمود وعهد قدیم و فرمان های دهگانه (الواح) و...همه مملو از عقایدی است که در نگاه امروزی کمتر، انسانی و عقلانی به نظر می رسد! از جمله دعایی منسوب به موسی که می گوید: «متبارك است خدايى كه مرا يهودى خلق كرد، مرا يك زن نيافريد و مرا بى سواد به وجود نياورد.»  جدا از این مسئله، برخورد آنان با مسیحیان و مسلمانان نیز در طول تاریخ مناسب نبوده است. آنها به آزار و اذیت فراوان در مورد عیسی مسیح و پیروان او روی آوردند و به عقیده مسیحیان، همین یهودیان او را کشتند و هنوز هم مسیحیان افراطی، یهودیان را به بازگشت مسیح تهدید می کنند! نبی ما محمد (ص) نیز کم از یهودیان رنج و محنت تحمل نکرد! در قرآن نیز مذمت کمی از یهودیان نشده است و به هرحال در طول تاریخ، یهودیان سابقه درخشانی نداشته اند. بر این مبنا تعداد آنان نیز اندک بوده است و هرگز قابل قیاس با ادیان جهانی دیگر نیست. اما علیرغم این مسئله، از یک سو یهودیان در علم و دانش و ثروت، به نسبت رشد زیادی داشته اند، اندیشمندان بزرگ جهانی، فلاسفه، و بنگاه ها و شرکت های سرمایه گذاری بزرگی در جهان، یهودی هستند. از دیگر سو، عقیده یهودیان مبتنی بر این که قوم برگزیده و مقدس و از نسل ابراهیم هستند که خدا آنان را برگزیده است، موجب شده در نظر و عمل، نقش مهمی در امروز جهان داشته باشند. خصوصا بعد از بنیان صهیونیسم که توسط یهودیان افراطی از دهه ۴۰ میلادی ایجاد شد، یهودیان به فکر ایجاد کشور مستقل، آزادی، اتحاد و پایان دادن به مشکلات و مصائب تاریخی شان افتاده اند که این امر در سال ۱۹۴۷ با خروج انگلستان از منطقه فلسطین اتفاق افتاد، آن زمان که قسمتی از منطقه به یهودیان و قسمتی به مسلمانان تعلق یافت و بیت المقدس نیز تحت نظارت سازمان ملل قرار گرفت و بر همین مبنا در ۱۴ می ۱۹۴۸ کشور مستقل اسرائیل به پایتختی تل آویو اعلام موجودیت کرد و به سرعت توسط کشورهای غربی، آمریکا و ایران به رسمیت شناخته شد.

 هولوکاست

هولوکاست

اما یکی از وقایعی که به مظلوم نمایی و حق طلبی یهودیان کمک شایانی کرد، واقعه هولوکاست Holocaust است که شکی در مورد وجود آن نیست اما در کم و کیفش بحث است.این لغت که ریشه یونانی دارد از دو بخش Holos به معنای همه و Kaustos به معنای سوزاندن تشکیل شده است. پس هولوکاست همه سوزی و قتل عام توسط آتش است که امروزه تنها در معنای خاصی به عنوان همه سوزی یهودیان در واقعه جنگ جهانی دوم اشاره دارد. 

ماجرا از کجا آغاز شد؟ ماجرا در نهایت به هیتلر مربوط است. فردی دیوانه و ماجراجو و متعصب و بنیادگرا! هیتلر تحت تاثیر افکار کشیش متعصبی به نام ((جورج لانز)) معتقد بود که نژاد آریایی برتر از دیگر نژادهاست و بقیه اقوام خصوصا یهودیان حق حیات ندارند، باید بمیرند و کشته شوند تا نژاد برتر تنها درجهان باقی بماند. او مدتی که قبل از حکومت در زندان به سر می برد، در کتابی به نام ((نبرد من)) این عقاید را نوشت و اجمالا مورد تمسخر دیگران قرار گرفت. اما وقتی با تاسیس حزب نازی در آلمان و شوراندن مردم در حمایت از خود به حکومت رسید، به تدریج این عقیده را عملی کرد. بعد از برپا کردن جنگ جهانی دوم، هیتلر در هر فرصتی به کشتار غیر آریایی ها خصوصا یهودی ها می پرداخت اما یکی از جبهه های مهم، لهستان بود که در بعضی متون تاریخی ذکر شده،۹۰ درصد مردم آن یهودی بودند و به عنوان کشوری یهودی شناخته می شد،  بعد از تصرف لهستان توسط ارتش نازی آلمان، بین سال های ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵ مردم در وضع بدی به سر می بردند و خصوصا یهودی ها از هیچ گونه حقوقی برخوردار نبودند و به تدریج در این سالها  در اردوگاه های مختلف خصوصا اردوگاه ((آشویتس))، شکنجه شده و کشته می شدند.  واقعه هولوکاست، اما مسئله ویژه ای بود ، طبق اسنادی که در دادگاه جنایت جنگی موجود بود، هیتلر دریک جلسه خاص برای کاهش زمان و هزینه کشتار یهودیان به ((چاره نهایی)) متوسل شد، یعنی کشتن هر کس که خون یهودی دارد توسط گاز Zyklon به شکل عریان و بعد سوزاندن آنها! این اقدام حیوانی و غیر انسانی صدها هزار انسان (به ادعای غرب و یهودیان ۶ میلیون نفر) را از حق حیات محروم کرد و به بدترین وضع به کشتن داد. تاریخ آن زمان بی شک، شاهد پست ترین اقدامات از سوی انسان است! انسانی که عقل و احساس و عاطفه دارد، به واسطه مسخ شدن توسط یک ایدئولوژی خاص به چه جنایاتی که دست نزد! 

Holocaust

 درباره وجود هولوکاست طبق عکس ها و اسناد و ادعای شاهدان، هیچ شکی روا نیست. اما نکته اینجاست که اولا تمامی کشته شدگان یهودی نبوده اند، و تعداد زیادی از اسلاوها، کولی ها، معلولین، همجنس گراها، کمونیست ها و... که یهودی نیز نبوده اند کشته شده اند. ثانیا در مورد تعداد کشته شدگان شک وجود دارد واغلبا کسانی که  در این مسئله شک کرده اند نیز به کشته شدن ۱ تا ۵/۱ میلیون نفر در واقعه هولوکاست اذعان دارند. ثالثا نکته مهم تر سوء استفاده صهیونیست ها و مظلوم نمایی اسرائیل از این واقعه است که گهگاه بر این اساس برای خود حقوقی قائل می شوند. اما فارغ از این مسئله کشته شدن حتی یک نفر بی جهت و بدون هر گناهی، امری حیوانی است، چه برسد شکنجه، عریان کردن، کشتن توسط گاز و سوزاندن صد ها هزار انسان ، مرد ، زن، کودک، پیر، جوان و... همه توسط انسان، اشرف مخلوقات خدا!

حواشی

همانطور که اشاره کردم، اسرائیل و صهیونیست ها ضمن این که واقعه دردناک هولوکاست را برای خود مصادره کرده اند، در ۵۰ سال گذشته از آن استفاده های فراوانی برده اند. یکی از توجیهات مهاجرت به منطقه خاورمیانه (اسرائیل) همین موضوع بوده است. آنان که در این سالها خود حقوق بشر را با وقاحت تمام زیرپا گذاشته اند، همواره از موضوع هولوکاست دم می زنند. رد هولوکاست

بنابراین اسرائیل افکار عمومی جهانی را در این موضوع با خود همراه کرده اند که اگر تنها به یاد قربانیان این فاجعه بود، نیک نیز به نظر می رسید، اما انحراف افکار عمومی و بهره برداری سیاسی از آن خطا به نظر می رسد. آنان در سالهای اخیر ۱۰ سال زمان و هزینه زیادی صرف ساخت موزه هولوکاست کردند  و با حضور رهبران ده ها کشور جهان و دبیرکل سازمان ملل آن را افتتاح کردند. سال گذشته با رای ۹۰ کشور توانستند در سازمان ملل روزی جهانی را به عنوان روز یادبود هولوکاست اختصاص دهند. (روز ۲۷ ژانویه - ۷ بهمن به یاد آزادی اردوگاه آشویتس توسط ارتش سرخ روسیه در سال ۱۹۴۵). حتی صهیونیست ها با همکاری دول غربی این موضوع را به صورت یک امر تابو درآورده اند که بحث  و بررسی آن را با مشکل مواجه کرده است و در چند ساله اخیر هر تحقیق در تشکیک هولوکاست با مشکلات زیادی مواجه شده است کتابی در تشکیک این موضوع حق چاپ ندارد و نمایندگان مجلس نیز در این مورد، حق مصونیت خویش را از دست می دهند و مورخین زیادی بوده اند که به واسطه همین مسئله از دانشگاه اخراج شده اند یا مجازات شده اند. در سال ۱۹۸۵، انکار این مسئله در آلمان جرم قابل مجازات تشخیص داده شد! در فرانسه در ژوئیه ۱۹۹۰ قانونی وضع شد که هرگونه تردید درباره هولوکاست را جرم اعلام شده و مجازاتی نه چندان کم برای آن در نظر گرفته شده است! قانون اتريش در اين باره حتی سرسختانه‌تر است. به طور مثال ”ديويد ايروينگ“ از تاريخ‌دانان اين كشور كه ”هولوكاست“ را انكار كرد ممكن است با ۲۰ سال حبس مواجه شود ! که این مسئله نیز بسیار متناقض و نامطلوب به نظر می رسد در مهد آزادی و دموکراسی که رد خدا و ادیان و تمسخر انبیا و نفی اخلاقیات و ارزشهای پذیرفته شده جهانی و... جرم محسوب نمی شود، تردید درباره یک واقعه تاریخی جرم است و جزا دارد!!! این مسئله برای من که هیچ وجهه عقلانی و منطقی ندارد و باید از وضع کنندگان چنین قانونی در این باره سوال های زیادی کرد! 

در نهایت به نظر میرسد هولوکاست واقعه جنایتکارانه تاریخی  است که به هیچ وجه نباید در کل آن (نه جزئیات) شک کرد و حساسیت بین المللی در این زمینه را برانگیخت. این جریان واقعه ای است از جنس اقدامات مغول و دیگر خونخواران تاریخ که توسط هر انسانی باید محکوم شود!  اما بهره برداری های اسرائیل از آن و نیز نفی هرگونه سوالی درباره آن نیز پذیرفتنی نیست.

چند لینک

معرفی چند سایت درباره هولوکاست

سایتی مرجع درباره هولوکاست

چند مقاله فارسی  درباره هولوکاست

عکس هایی درباره هولوکاست

کشتار میلیون ها یهودی تاریخ است نه افسانه

رهبر اخوان المسلمین: هولوکاست افسانه ای بیش نیست!

مطلبی در وبلاگ فانوس

مذهب

یا مَن هُوَ فی عَهدِه وَفی

       یا مَن هُوَ فی وَفائِه قوی

              یا مَن هُوَ فی قُوَّتِه عَلی

                    یا مَن هُوَ فی عُلِوِّه قَریب

                           یا مَن هُوَ فی قُربِه لَطیف

                                  یا مَن هُوَ فی لُطفِه شَریف

                                          یا مَن هُوَ فی شَرَفِه عَزیز

                                                   یا مَن هُوَ فی عَزِّه عَظیم

                                                        یا مَن هُوَ فی عَظَمَتِه مَجید

                                                                  یا مَن هُوَ فی مَجدِه حَمید

ای آنکه او در عهد خود با وفاست.

               ای آنکه او در وفای خود تواناست.

                             ای آنکه او در توانایی خود بلند مرتبه است.

                                             ای آنکه او در بلندیش نزدیک است.

                                                        ای آنکه او در نزدیکی اش درک نشدنی است.

ای آنکه او در لطف خود شریف است.

             ای آنکه او در شرف خود عزیز است.

                           ای آنکه او در عزیزی خود بزرگ است.

                                          ای آنکه او در بزرگیش بزرگوار است.

                                                     ای آنکه او در بزرگواریش پسند شده است.

فصل 36 ام دعای جوشن کبیر

 

مذهب

نگاهی به سیره های پیامبر اعظم

مقدمه : ظهور نور

شب یخبندان زمین بود جهان راغباری از جهل ونومیدی فرا گر فته بود واندیشه های گمراه در زمین روان بود ند بت ها در هیبت های گوناگون سر بلند میکردند انسان ها بسان رمه های بی شبان در کج راهه های بی مقصود زمین سر گردان بودندبیش از همه سر زمین سوخته حجاز بود که در اتش ایین های پوسیده جاهلی می سوخت اسمان را خورشیدی دو باره می بایست تا ذوب کند یخبندان زمین را کی خواهد امد ان پیام اور اخلا ق وسعادت تا جان های تشنه را با فرمان های زلال اسمانیش سیراب کند همان رسولی که پیامبران پیشین وعده امدنش را داده بودند وشب در راه رسیدن به طلوع صبح جمعه 17 ربیع اول بود مصادف با همان سالی که اصحاب فیل قصد ویرانی کعبه کردند وبه سنگ سجیل معذب شدند که ناگهان زمین لرزید جهان تیره وتار شد گویی زمین خسته از ستم در تلاتم تولدی بزرگ بود ابلیس قصد رفتن بکرد تا خبر از این دگر گونی بگیرد که باشهاب تیر هابی نورانی رانده شد وندا امد که دیگر جایی در هیچ اسمانی ندارد ابلیس که پس از تولد حضرت عییسی ع به هفت اسمان میرفت پس از تولد ان حضرت از سه اسمان منع شده بود به یارانش گفت بگردند در زمین وعلی ن دگر گونی را که باعث منع او ا زچهار اسمان شده بود بیابند چون برفتند وبی خبر باز گشتند خود در پی ان حادثه بزرگ رفت ودر ان صبح در خشان بود که بت ها در هر جای زمین به رو افتادند ایوان کسرا بلرزید و14 کنگره ان سر نگون شد اتشکده فارس از پس 1000 سال افروختن به خاموشی گرایید دریاچه ساوه که دوران درازی مورد پرستش بود فرو رفت وخشکید وادی خشک وبرهوت "سماوه" را اب گرفت پادشاهان اقالیم زمین لال شدند وتخت هایشان واژگون شدند علم کاهنان سر نگون شد سحر ساحران باطل وندای از اسمان در گوش زمینیان طنین انداخت (جاء الحق وذهق الباطل انم الباطل کان ذهوقا ) وسر انجام چشم انتظاری به سر رسید و محمد (ص) پایان پیامبران برگزیده متولد شد شب یخ بندان زمین از خورشید وجودش گرم شد اندیشه های یخین ذوب شدند وملائک مهربان هستی پراکنده های زمین راجمع کردند تا شان انسانی در چاه جاهلیت سقوط نکند

ادامه نوشته

سیاسی

سخنرانی احمدی‌نژاد با لباس كردی در سنندج

دكتر محمود احمدی‌نژاد، رییس‌جمهور كشورمان در جمع مردم سنندج حضور یافت و در حالی كه لباس كردی به تن داشت، با مردم این دیار درباره مسائل مختلف از جمله تبیین شرایط بین‌المللی و اهمیت ساختن ایران اسلامی گفت‌وگو كرد.

به گزارش ایسنا، رییس‌جمهور در ابتدای سخنانش در بیست و یكمین سفر استانی با ابراز خوشحالی و خرسندی از حضور در جمع مردم سنندج و با برشمردن افتخارات مردم این سرزمین، اظهار داشت: مردم كردستان، مردمی با ایمان، پاك و شرافتمند و در پایداری و سرافرازی زبانزد هستند.

رییس‌جمهور در ادامه با اشاره به نام‌گذاری سال 85 به عنوان سال پیامبر اعظم (ص) گفت: مردم كردستان عاشق پیامبر(ص) هستند.

وی با بیان این‌كه امسال سال سازندگی، مجاهدت، عزت و پیشرفت كشور است، گفت: پیامبر اكرم به ما مسلمانان عشق و محبت را یاد داد.

به گزارش ایسنا، در ادامه، رییس‌جمهور با بیان این‌كه برخی از كشورها از راه پیامبران دور شده‌اند و ظلم و ستم می‌كنند، اظهار داشت: متاسفانه این افراد از تاریخ عبرت نمی‌گیرند. ما به آنها نمی‌گوییم بروند مثلا از دوهزار سال قبل عبرت بگیرند. ما می‌گوییم از همین اتفاقات دوران اخیر عبرت بگیرند، از سرنوشت كشورهای استعمارگر مانند انگلیس و پرتغال.

وی گفت: متاسفانه برخی از كشورهای زورگو از تاریخ عبرت نمی‌گیرند و هرچه شكست می‌خورند گستاخ‌تر می‌شوند. در چند سال اخیر آمریكا و انگلیس وارد منطقه شده‌اند و برای مردم دو كشور افغانستان و عراق جنگ و ویرانی و نفرت و خشونت را به ارمغان آورده‌اند.

رییس‌جمهور گفت: به عراق نگاه كنید! وقتی صدام كنار گذاشته شد، همه‌ی مردم منطقه خوشحال شدند؛ چرا كه صدام یك جنایتكار بالفطره بود و فقط به خونریزی فكر می‌كرد، ولی ما همه می‌دانیم صدام در زمان حكومتش مورد حمایت كشورهای استكبارگر مانند آمریكا و انگلیس و در جنگ با ایران نیز از حمایت‌های بی‌دریغ آنها برخوردار بود.

وی گفت: به تازگی مسوولان عراقی گزارش داده‌اند كه از موقعی كه آمریكایی‌ها و انگلیسی‌ها به عراق آمده‌اند بیش از 150 هزار نفر از مردم عراق كشته شده‌اند.

رییس‌جمهور گفت: آمریكا و انگلیس هرجا می‌روند فساد و تباهی به همراه می‌برند. می‌بینید كه در قضیه‌ی هسته‌یی چگونه برخورد می‌كنند. آنها می‌خواهند این فن‌آوری را به صورت انحصاری در اختیار خود داشته باشند و خواسته‌های خود را بر دیگران تحمیل كنند، اما وقتی می‌بینند جوانان ایرانی با دست خالی و همت‌های بلند و اندیشه‌های عمیق به این فن‌آوری دست پیدا كرده‌اند، عصبانی و ناراحت می‌شوند و فحاشی می‌كنند.

رییس‌جمهور با بیان این‌كه آنها نمی‌خواهند مردم ایران پیشرفت كنند، گفت: این افراد به دروغ می‌گویند ما مخالف جنگ هستیم؛ در صورتی كه هرجا جنگی هست، پای آنها نیز در میان است.

وی با بیان این‌كه مردم ایران عاشق بشریت هستند، ولی زیر بار زور نیز نمی‌روند، گفت: جوانان سنندجی نشان داده‌اند كه افرادی استوار و اهل مقاومت هستند. (مرگ بر آمریكای جمعیت).

به گزارش ایسنا، احمدی‌نژاد در ادامه به مردم كردستان گفت: شما با زبان كردی خواسته‌ی ملت ایران را بیان كردید. حال من از شما می‌خواهم به زبان فارسی بار دیگر خواسته‌ی ملت ایران را بیان كنید و بگویید كه ملت ایران تا آخر در جهت دفاع از حق خود ایستاده است.

وی با بیان این‌كه دشمنان در تلاش هستند جلو پیشرفت ما را بگیرند، گفت: همگی باید بدانیم كه زمان به نفع ملت ایران در حال پیشرفت است و هر روز كه می‌گذرد دشمنان ما مجبور می‌شوند یك قدم به عقب برگردند و بر حق ملت ایران تاكید كنند.

رییس‌جمهور گفت: ملت ایران به سرعت به سمت قله‌های پیروزی پیش می‌رود و ان‌شاءالله همان‌طور كه اعلام كردم، تا قبل از پایان سال، جشن پیروزی هسته‌یی خود را برپا می‌كند.

وی در ادامه با اشاره انتخابات كنگره‌ی آمریكا اظهار داشت: آنها در تلاش هستند با تبلیغات پیچیده بگویند در این انتخابات جرج بوش و حزب او شكست خورده است؛ در صورتی كه ما می‌گوییم ملت آمریكا از سیاست‌های این كشور خسته شده و آمریكا در حال حاضر شاهد شكست سیاست‌های خود در جهان است؛ شكست سیاست تجاوز، دخالت‌های بی‌جا، زورگویی و خودخواهی.

رییس‌جمهور هم‌چنین گفت: ما به كسانی كه اخیرا در انتخابات آمریكا پیروز شده‌اند، نصیحت می‌كنیم مراقب باشید و به آنها می‌گوییم اگر شما اقدامات جرج بوش را انجام دهید بدانید كه همین سرنوشت در انتظارتان خواهد بود و مردم شما را نیز كنار می‌گذارند. به كسانی كه در حال حاضر به صورت نیمه‌كاره در این كشور مشغول فعالیت هستند نصیحت می‌كنیم از فرصت باقی‌مانده برای خدمت به مردم آمریكا استفاده كنند.

وی خطاب به دولتمردان آمریكایی گفت: شما به مردم فلسطین و عراق چه‌كار دارید؟ نیروهای خود را جمع و به مردم خود خدمت كنید. شما با تجاوز و چپاول به جایی نخواهید رسید و بدانید اگر از این سیاست‌ها دست برندارید سرنوشت زورگویان عالم در انتظارتان خواهد بود.

به گزارش ایسنا احمدی‌نژاد در ادامه‌ی سخنانش درباره اهمیت ساختن ایران اسلامی گفت: ما معتقدیم باید عدالت در سراسر ایران محقق شود تا فاصله‌ها برطرف شود. ما معتقدیم به مردم عزیزی كه سال‌ها از مرزها دفاع كرده‌اند باید توجه بیشتری شود.

وی گفت: ما می‌گوییم جوانان كردستانی باید مانند جوانان اصفهانی و تهرانی و شیرازی، فرصت پیشرفت داشته باشند؛ چرا كه كردستان حق بزرگی بر گردن استقلال ایران دارد و هر موقع در طول تاریخ مرزهای ما مورد تجاوز قرار گرفته، شاهد بودیم كه مردم غیور این سرزمین چگونه از آنها دفاع كردند.

احمدی‌نژاد هم‌چنین گفت: دولت در راستای ساختن ایران اسلامی مصمم و معتقد است با كمك شما می‌تواند كردستانی در خور شأن مردم كردستان ایجاد كند.

وی گفت: یكی از مشكلات بزرگ كشور ما به‌ویژه كردستان، بیكاری جوانان است. ما برای رفع بیكاری و ایجاد اشتغال در این منطقه برنامه‌هایی داریم و به سهمیه‌بندی و توزیع تسهیلات ارزان‌قیمت در بین جوانان مبادرت خواهیم كرد.

احمدی‌نژاد هم‌چنین خبر داد كه 650 میلیارد تومان اعتبار برای ایجاد اشتغال جوانان این استان اختصاص داده شده است.

وی در ادامه گفت: البته این 650 میلیارد تومان شاید برای یك سال رقم خوبی باشد ولی من از استاندار می‌خواهم این اعتبارات را به صورت عادلانه توزیع كند؛ چرا كه در این‌جا با افتخار اعلام می‌كنم جوانان كردستانی از باهوش‌ترین، پاك‌ترین، مومن‌ترین و شجاع‌ترین جوانان ایران اسلامی هستند.

رییس‌جمهور با بیان این‌كه ما برای ساختن ایران به افكار و همت‌های بلند جوانان نیازمندیم، به اعلام برخی از برنامه‌های دولت برای سنندج پرداخت و گفت: ما سعی داریم در این منطقه بیمارستان فوق تخصصی راه‌اندازی كنیم و برای توسعه‌ی استان و شهرستان سنندج، فرودگاه آن را توسعه دهیم تا به عنوان یك خط هوایی فعالیت كند.

وی گفت: هم‌چنین دولت در ارتباط با ایجاد مجموعه‌ی پتروشیمی در سنندج برنامه‌های خوبی دارد. از سویی با توجه به جاذبه‌های گردشگری استان می‌خواهیم سرمایه‌گذاری مناسبی بكنیم.

وی هم‌چنین گفت: دولت درصدد است هرچه زودتر استادیوم 15 هزار نفری سنندج را گسترش دهد و هم‌چنین یك ورزشگاه مجهز و پیشرفته برای دختر خانم‌ها و آقا پسرها بسازد.

احمدی‌نژاد در ادامه گفت: البته دولت برنامه‌های دیگری نیز برای این شهرستان دارد كه اخبار آن را بعد از جلسه‌ی هیات دولت خواهید شنید.

رییس‌جمهور هم‌چنین درباره مشكل مسكن مردم این منطقه نیز گفت: دولت برای حل مشكل مسكن برنامه‌هایی را دارد و ان‌شاءالله برای توسعه‌ی دانشگاه و مراكز آموزشی این استان نیز تلاش‌هایی انجام خواهد داد.

احمدی‌نژاد در این مراسم هم‌چنین دقایقی را به زبان كردی با مردم این شهرستان سخن گفت و اظهار داشت: مدتی در این شهرستان مشغول فعالیت بودم و این مدت جزو بهترین دوران زندگی من بود.

بنا بر این گزارش، پیش از سخنان رییس‌جمهور، مقامات محلی استان نیز از جمله استاندار، نمایندگان به بیان مشكلات آن پرداختند


مذهب

امام صادق علیه السلام فرمودند:

اثافى الاسلام ثلاثة: الصلوة و الزكوة و الولایة،لا تصح واحدة منهن الا بصاحبتیها
سنگهاى زیربناى اسلام سه چیز است: نماز، زكات و ولایت كه هیچ یك از آنها بدون دیگرى درست نمى‏ شود.

(كافى جلد2، ص 18)

ان من تمام الصوم اعطاء الزكاة یعنى الفطرة كما ان الصلوة على النبى (ص) من تمام الصلوة
تكمیل روزه به پرداخت زكاة یعنى فطره است، همچنان كه صلوات بر پیامبر (ص) كمال نماز است

(وسائل الشیعه، ج 6 ص 221)

الـرغبه فـى الـدنیـا تـورث الغم و الحزن والزهـد فـى الدنیا راحه القلب و البـدن.
رغبت و تمایل به دنیا مایه غم و اندوه و زهد و بـى میلى به دنیا سبب راحتى قلب و بدن است.

(تحف العقول، ص 358)

اَحبّ اخوانى الى من اهدى الى عیوبى
محبـوبتـرین بـرادرانـم نزد من، كسـى است كه عیبهایـم را به من اهدا كنـد.

(تحف العقول،ص366)

لا ینْبَغی لِلْمُؤْمِنِ أنْ یجْلِسَ مَجْلِساً یعْصَی اللهُ فیهِ وَ لا یقْدِرُ عَلیَ تَغْییرِهِ.
سزاوار نیست مؤمن در مجلسی بنشیند كه در آن معصیت خدا می‌شود و او نمی‌تواند آن وضع را تغییر دهد.

(بحارالأنوار، ج71، ص199)

مذهب

وصايای
اودر لحظه مرگ وصايایي چندي می نماید که برخي درامرامامت برخي درزمينه مسائل خانوادگي وبخشي درمورد عامه است.
- به فرزندان خود گفت: فَلا تَمُوتُنَّ اِلاُّ وَاَنتُم مُسلِموُن  بکوشيد که جز مسلمان نميريد.
- به کسان وخويشان فرمود: اِنَّ شَفاعَتَنَا لاتَنالُ مَستَخِفّاَ بِالصَّلاةِ. شفاعت ما به کسي که نماز راکوچک بشمارد نمي رسد 
- به خانواده خود وصيت کرد که پس ازمرگش تا چند سال درموسم حج درمني براي او مراسم عزاداري برپاکنند. 

دستور داد براي خويشان وکسان هديه اي بفرستند، حتي هفتاد دينار براي حسن افطس از خويشان او. وحسن افطس همان کسي است که با خنجر به امام حمله کرده بود  ومي فرمود مي خواهد آيه قرآن رادرمورد صله رحم اجرا کند.
- درباره امام پس ازخود، امام کاظم(عليه السلام) رابراي چندمين بار منصوب کرد که او درآن هنگام براساس سندي بیست سال داشت. 
- بخشي از سفارشهاي او درباره غسل وکفن وقبر خود بود که احکام اسلامي دراين زمينه وجود دارد.
- وبالاخره بخشي از وصيت راجع به مردم بود که روؤس آن دعوت به وقار وآرامش، حفظ زبان، پرهيز ازدروغ وتهمت ودشمني، دوري ازتجاوز کار، پرهيز ازحسادت وترک معاصي و... بود.

 
 

 

لحظه مرگ
امام صادق(عليه السلام)درآخرين لحظات حيات که مرگ را نزديک ديد،دستور داد که تمام خانواده وخويشان نزديکش برسربالينش جمع گردند وپس از آنکه همه آنان درکنار امام حاضر شدند، چشم بگشود وبه صورت يکايک آنها نظرافکند وفرمود:«ان شفاعتنا لاتنال مستخفاٌ بالصلوة» 
اين وصيت امام ، دليل آن است که درآئين اسلام،نماز جايگاهي مهم دارد ، طوريکه امام درآخرين لحظه هاي زندگي ازميان هزاران مسئله فقط نماز راسفارش مي کند و اين نيست جزبراي اينکه امام صادق(عليه السلام)هادي امت وپاسدار دين است ونماز ازاين ديدگاه ازاهميت فراواني برخوردار مي باشد.
به نظر من راز اينکه امام خويشاوندان نزديکش رابه نماز سفارش مي کند، آن است که مردم ازآنان انتظار ارشاد وراهنمائي دارند ، پس تبليغ وتوصيه اين فريضه اززبان آنان مؤثرتراست.نکته دوم آنکه نزديکان امام ومنسويان عترت نپندارند که به علت قرابت و داشتن نسبت با پيامبر ازشفاعت او واوصياي گرامي اش بهره مند خواهند بود،اگرچه درعمل به برخي از احکام سهل انگار باشند.
امام صادق(عليه السلام)بدين وسيله خواستند بيان کنند که خويشاوندي با پيامبر (صلي الله عليه وآله)اگر توأم با انجام فرائض وتکاليف ديني نباشد ،سودي به آنان نخواهد داشت ، بلکه اين نسبت مسؤوليت ايشان را سنگين ترخواهد ساخت.
ام حميده مادر امام موسي کاظم و همسر امام صادق(عليهماالسلام)ازاين حال امام و شگفت بوده که چگونه امام به هنگام وفات نيز ازاين فريضه بزرگ غفلت نداشته است و هرگاه اين حال امام رابه ياد مي آورده مي گريسته است.
ازکارهاي عجيب امام درساعت رحلتش آنکه دستور داد براي تمام خويشاوندان نزديکش صله وتحفه اي فرستاده شود وحتي براي حسن افطس مبلغ هفتاد دينار فرستاد.
سالمه کنيز وخدمتکارآن حضرت پرسيد:«چگونه به مردي که بادشنه وخنجر به شما حمله آورده وقصد قتل شمارا داشته است ،چنين مبلغي راعطا مي فرمائيد؟»
امام درپاسخ فرمود:«مي خواهي مشمول اين آيه قرآن نباشم که فرمود:«وَالَّذينَ يَصِلُونَ مااَمُرَاللهُ بِهِ يُوصَلَ وَ يَخَشونَ رَبَّهُم وَيَخافُونَ سُوءِ الحِسابِ»(وآنان که فرمان خدارا در مورد صله رحم و دلجوئي ازخويشاوندان اجرا مي کنند وازخدايشان مي ترسند وازمحاسبه بد فرجام بيمناکند).اي سالمه!خداوند بهشت رابيافريد وبوي آن رابسيار خوش و مطبوع گردانيد که ازفاصله اي به مسافت دوهزار ساله به مشام مي رسد، ليکن عاق و کسي که قطع رحم کرده بوي آن را احساس نمي کند و درنمي يابد.
اين وصيت امام نيز بيانگراهميت صله رحم است ورفتار خود امام هم اينگونه بوده که باارحامش پيوند داشته وحتي باآنان که بااو بريده وبه قصد کشتنش به طرف او حمله کرده بودند به طريق نيکو رفتار کرد و مبلغي صله فرستاد، وبراستي که اين ، خلق و خوي انبياء واولياء است.

 
 

درتاريخ وفات حضرت صادق(عليه السلام ) وذکر سبب وفات

حضرت صادق(عليه السلام ) درماه شوال سال يکصد و چهل وهشت به سبب انگور زهرآلوده که منصور به آن حضرت خورانيده بود، وفات کرد وبه شهادت رسید.
ودروقت شهادت از سن مبارکش شصت وپنج سال گذشته بود. درکتابهای معتبر معين نکرده اند که کدام روز ازشوال بوده است ولي صاحب کتاب جنات الخلود که محقق ماهريست بيست و پنجم آن ماه را گفته وبقولي دوشنبه نيمه رجب بوده . واز مشکوة الأنوار نقل شده است که مردی از اصحاب آن حضرت، در زمان بیماری امام (که منجر به وفات آن حضرت گردید)، نزد ایشان رفت، آن حضرت را چنان لاغرو ضعیف یافت که گويا هيچ چیزازآن بزرگوار جز سر نازنيش باقی نمانده است، پس آن مرد از این حالت امام به گريه درآمد .
حضرت فرمود: براي چه گريه مي کني ؟ گفت گريه نکنم با آنکه شما را به اين حال مي بينم. فرمود: گریه نکن، همانا مؤمن به گونه ای است که هر چه براو وارد شود خير اواست واگراعضاي او بريده شود، براي او خيراست واگر مالک مشرق ومغرب نیزشود براي اوخيراست .
شيخ طوسي ازسالمه، کنيز حضرت صادق(عليه السلام ) روايت کرده که گفت، من در وقت احتضار نزد حضرت صادق(عليه السلام ) بودم که بیهوش شد و چون به هوش آمد فرمود: به حسن بن علي بن علي بن الحسين بن علي بن ابيطالب (عليه السلام ) معروف به افطس، هفتاد سکه طلا بدهيد به فلان وفلان، فلان مقدار بدهید، من گفتم: به مردي که برتو با کارد حمله کرد و مي خواست ترا بکشد، عطا مي کني ومی بخشی؟ فرمود: مي خواهي من ازآن کسانی که خدا ايشان را به صله رحم کردن ستایش نموده، نباشم. که دروصف ايشان فرموده: وَالَّذِین َ يَصِلُونَ ما اَمَرَ اللهُ بِهِ اَن يُوصَلَ وَيَخشَونَ رَبَهُّم وَيَخافُونَ سُوءَ الحِسَابِ . 
« وآنانکه پیوندهائی را که خداوند به آن امر کرده برقرار می نمایند(صله رحم می کنند) واز خدایشان می ترسند واز محاسبه بدفرجام بیمناکند»
پس فرمود:اي سالمه بدرستي که حق تعالي بهشت را خلق کرد وآنرا خوشبو گردانيد وبوي مطبوع آن از فاصله ای به مسافت دوهزار سال به مشام مي رسد و بوي آنرا کسی که عاق والدين شده و کسی که ارتباط خود را با خویشاوندان و رحم خود قطع نموده نمی شنود ودر نمی یابد.
شيخ کليني ازامام موسي کاظم(عليه السلام ) روايت کرده است که گفت: پدر بزرگوار خودرا دردوجامه سفيد مصري که درآنها احرام مي بست ودرپيراهني که مي پوشيد ودرعمامه اي که ازامام زين العابدين (عليه السلام ) به او رسيده بود ودربُرد يَمَني که به چهل دينار طلا خريده بود کفن کردم.
وهمچنین روايت کرده است که بعداز وفات حضرت صادق(عليه السلام ) حضرت امام موسي کاظم (عليه السلام ) مي فرمود: که هرشب در حجره اي که آن حضرت درآن حجره وفات يافته بود چراغ برافروزند. وشيخ صدوق ازابوبصير روايت کرده است که گفت: خدمت امّ حميده امّ ولد، همسر حضرت صادق(عليه السلام ) براي تسلیت گوئی مشرف شدم پس او گريست ومن نيز به جهت گريه او گريستم. پس از آن فرمود: اي ابو محمد اگر حضرت صادق(عليه السلام ) رادروقت فوت مي ديدي، هماناامرعجيبي را مشاهده مي کردي. چشمهاي خود را گشود وگفت: هرکسي که بين من واو قرابت وخويشي است، به نزد من بیاورید.
پس ما همه خويشان را به نزد او آوردیم، آن حضرت نگاهی به سوی آنها انداخت وفرمود :
اِنَّ شَفاعَتَنالا تَنالُ مُستَخِفّاً بِالصَّلوةِ . « شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمارد نمی رسد.»
مسعودي گفته که آن حضرت را دربقيع نزد پدروجدش دفن کردند وسن آن حضرت شصت وپنج سال بود .
وگفته شده که آن حضرت را زهر دادند ودرقبور ايشان درآن موضع از بقيع، سنگ مرمری است که برآن نوشته اند :
بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحِيمِ اَلحَمدُ لِلّهِ مُبيدِ الاُمَمِ وَمُحيي الرِّمَمِ هَذَا قَبرُ فَاطِمَةِ بِنتِ رَسُولِ اللهِ صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَاِلِه وَسَلَّمَ سَيِّدَةِ نِساءِالعَالَمينَ وَقَبرُ الحَسَنِ بنِ عَلَيِّ بنِ اَبيطالبٍ وَعَليِّ بنِ الحُسينِ بنِ عَلِيِّ بنِ اَبيطالبٍ وَمُحَمَّدٍ بنِ عَليٍّ وَجَعفرَ بنِ مُحَمَّدٍ رضِيِ اللهُ عَنهُم، انتهي و من می گویم صَلَواتُ اللهِ عَلَيهم اَجمعَين .
درتاریخ آمده که قبر اميرالمؤمنين (عليه السلام ) اززمان وفاتش تا زمان حضرت امام صادق(عليه السلام ) پنهان ومخفي بود وکسي جز اولاد و اهل بيت آن حضرت از محل آن اطلاعی نداشت.
امام زين العابدين وامام محمد باقر(عليه السلام ) مکرر بزيارتش مي رفتند وبسياری از اوقات کسی همراه آنها نبود، ولی درزمان حضرت صادق(عليه السلام )، شیعیان قبر آن حضرت را شناختند وبه زیارتش مشرف مي شدند. سببش آن بود که حضرت صادق (عليه السلام ) در روزگاری که درحِيره بود، مکرر بزيارت آن قبر شريف مي رفت وغالباً بعضي ازاصحاب خاص و ممتاز خودرا همراه مي برد ومدفن اميرالمؤمنين (عليه السلام ) را به ايشان نشان می داد تا اینکه در دوران خلافت هارون رشيد که يک باره قبر مبارک ظاهرشد و زیارتگاه همه اقشار مردم گشت.
روایت شده است که فردی به نام ابوجعفر پیک رسان اهل خراسان بود، جمعیتی از اهل خراسان نزد او آمدند واز او درخواست کردند، حمل اموال وکالاهائی را که باید به دست حضرت صادق(عليه السلام ) برسد برعهده بگیرد وآنها را باخود نزد حضرت ببرد وهمچنین مسائلی که نیاز به نظر خواهی بود، به آن حضرت انتقال دهد ونظر ایشان را جویا شود.
ابوجعفر آن اموال را باخود به کوفه برد، در آنجا منزل کرد وبه زیارت قبر امیرالمؤمنین(عليه السلام ) رفت.
درکنارقبر شیخی را دید که جماعتی دور او حلقه زده اند. همینکه از زیارت خود فارغ شد، به طرف ایشان رفت وفهمید که آنها از فقهای شیعه هستند وازآن شیخ فقه می آموزند.
ازآن گروه پرسید که این شیخ کیست؟ گفتند ابوحمزه ثمالی است وبعد نزد آنها نشست.
ابوجعفر، آن مرد خراساني ميگويد: دراين بين که ما نشسته بوديم مردي عرب، وارد شد وگفت :
من ازمدينه مي آيم وجعفربن محمد (عليه السلام ) وفات کرد ابوحمزه ازشنيدن اين خبر، دراثر وحشتی که به اودست داده بود فریادی کشید ودودست خود را برزمين زد. سپس ازآن مردعرب پرسید که آيا شنيدي چه کسی را وصي وجانشین خويش کرد؟
گفت: وصي خود را دوپسرش عبدالله وموسي (عليه السلام ) ومنصور خليفه عباسی را قرار داد. ابوحمزه گفت: سپاس خدا را که ما راهدايت نمود ونگذاشت که گمراه شويم !
دَلَّ عَلَي الصًّغير وَبَيَّنَ عَلَي الکَبير وَسَتَرَ الاَمَرَ العظيم.
پس ابوحمزه نزد قبر اميرالمؤمنين (عليه السلام ) رفت ومشغول به نماز شد. ما نيز مشغول به نماز شديم. سپس من نزد او رفتم وگفتم : اين چند کلمه ای که گفتي براي من تفسير کن.
واو نیز کلام خود را چنین تفسير نمود:
آشکار است که تعیین منصوربه عنوان وصي براي تقيه می باشد که وصي اورا بقتل نرساند وفرزند کوچک که امام موسي(عليه السلام ) است با فرزند بزرگتر که عبدالله است ذکر کرد تا مردم بدانند که عبدالله قابلیت امامت راندارد، زيرا که اگر فرزند بزرگ نقصی دربدن ودين نداشته باشد، بایستی که او امام باشد وعبدالله پایش مانند فيل پهن بود وپنجه نداشت ودينش نیزناقص بود وبه احکام شريعت جاهل بود واگر این نواقص را نمي داشت به او اکتفا مي کرد. پس ازاین تفسیر دانستم که حضرت موسي بن جعفر(عليه السلام ) امام بر حق است ومعرفی آن چند نفر به عنوان وصی تنها براي حفظ امام بعدی از شرّ منصور واز روی مصلحت بوده است .
شيخ کليني وشيخ طوسي وابن شهرآشوب ازابوايوب جوزي روايت کرده اند که گفت:نیمه های شبي منصور دوانيقي مرا طلبید، به حضورش رفتم ، دیدم روی صندلی نشسته ودر کنارش شمعی روشن است ونامه ای دردست دارد ومي خواند، وقتی به او سلام کردم، آن نامه را به طرف من انداخت وگريه کرد وگفت اين نامه محمدبن سليمان (والی مدینه) است که نوشته، جعفر بن محمد(عليه السلام ) وفات نموده است سپس سه بار گفت: اِنُّا لِلُهِ وَاِنَّا اِلَيهِ راجِعُونَ . وگفت: کجا مانند جعفر(عليه السلام ) یافت می شود؟ سپس گفت: برای محمد بن سلیمان بنويس که اگر به شخص معینی وصیت کرده ، اورا احضار کن وگردنش را بزن. بعد از چند روز جواب نامه رسيد که پنچ نفر را وصي خود قرار داده است . خليفه (خود منصور) ومحمد بن سليمان والي مدينه ودو پسر خود عبدالله وموسي(عليه السلام ) وحميده مادر موسي (عليه السلام ).
چون منصور نامه را خواند گفت: اينها را نمي توان کشت .
علامه مجلسي (ره) گفته است که چون حضرت به علم امامت، مي دانست که منصور چنين تصمیمی خواهد گرفت، آن افراد را بحسب ظاهر دروصيت شريک کرده بود که اول هم نام منصور را نوشته بود ودرباطن امام موسي کاظم(عليه السلام ) را به عنوان وصي انتخاب نموده بود. وازاين وصيت نيزاهل علم مي دانستند که وصايت وامامت مخصوص آن حضرتست چنانچه ازروايت ابوحمزه که گذشت معلوم گشت .

شهادت امام صادق (ع)

اینکه امام در چه ماهی وفات یافته ، روایات مختلف است. برخی بیست وپنجم شوال وبرخی نیمه رجب را روایت کرده اند اما روایت بیست وپنجم شوال مشهورتر است.ولی مورخان شیعه وسنی اتفاق نظر دارند که سال وفات امام ، 148 هجری بوده است .
همچنین نویسندگان وتاریخدانان شیعه متفقاً اعتقاد دارند که والی مدینه از سوی منصور عباسی امام را بوسیله زهر مسموم و شهید کرده است .(کفعمی) در کتاب مصباح روایت کرده که امام با انگوری زهرآگین مسموم وشهید شده است در این میان برخی محققان اهل سنت نیز شهادت امام را بوسیله زهر روایت کرده اند که از جمله مؤلفان کتابهای اسعاف الراغبین ، نورالابصار ، تذکرة الخواص ، الصواعق المحرقه را می توان نام برد.

آمَنتُ بِاللهِ، وَکَفَرتُ بِالطَّاغُوتِ، اللّهمَّ احفَظني فِي مَنامي وَيَقظَتي 
به خداي ايمان دارم، به طاغوت کفر مي ورزم، خداوندا مرا درخواب وبيداري (قيامت) حفظ فرما. سال وفات او را سال 148 هجري وسن اورا 65 سال ذکر کرده اند. ولي در اين زمينه اختلافاتي درتاريخ هاست از جمله 68سال ،71سال هم نوشته اند  روز وفات او 25شوال است و برخي اول شوال و15رجب هم نوشته اند. مدت امامت اورا 31 سال وبرخي34 سال هم نوشته اند.  زمان وفات او دوازدهمين سال حکومت منصور بود.
البته تشييع جنازه فوق العاده اي از امام صورت گرفت که تا آن تاريخ درزندگي امامان ديده نشده بود. مسلمان وکافرو شيعه و سني درآن شرکت داشتند.

 
 

امام صادق

نام او
او را جعفر نامگذاري كرده اند و در اين نامگذاري از سخن رسول خدا در بيش از هفتاد سال قبل از او الهام گرفته اند . از رسول خدا در مورد نام و لقب او سخنها و رواياتي است. از جمله اين سخن است كه فرمود:
خداوند از صلب امام باقر (عليه السلام) فرزندي پديد مي آورد كه كلمه حق و زبان صدق و راستين اسلام است.  و هم از وی نقل شده است كه فرموده:
آنكس كه دوست ميدارد خداي را ملاقات كند در حاليكه كتاب عمل او در دست راست او باشد بايد جعفربن محمد الصادق (عليه السلام) را دوست بدارد 
برخي از اسناد ها گزينش نام او را به پيامبر (صلي الله عليه و‌ آله) نسبت ميدهد و ميگويند او بود كه نام او را جعفر صادق عليه السلام گذارد.

القاب او 

در دنياي عرب رسم بود كه صفت برجسته اي از فرد را مشخص كرده او را بدان صفت بخوانند و چنين صفت را لقب مي گفتند. اين اسم در بسياري از جوامع گذشته و حال سابقه داشته و تقريباََ در بسياري از نقاط جهان امروز نيز ساري و جاري است.
براي امام ششم ما القاب متعدد و متنوعي است كه هر كدام بنحوي و نوعي صفت و حقيقتي را از او نشان مي دهند.
معروفترين لقب او صادق است به معني راستين و راستگو كه ما در مورد علت اين نامگذاري نظراتي را عرضه مي داريم .
و از ديگر القاب او عبارتند از :
ـ فاضل (داراي فضيلت و برتري از جهات مختلف)
ـ قائم (به معني ثابت و پايدار ، قيام كننده ،برپا و استوار)
ـ كامل ( و او كسي است كه از عيبها منزه و دور و بركنار است )
ـ منجي ( نجات بخش و رستگار كننده ، عامل رستگاري و نجات )
ـ كلمه الحق ( سخن حق ، بدور از آلودگي ، منزه از خبائث ظاهر و باطن و ...)
ـ لسان الصدق ( زبان راست ، و راستگوي در سخن ، گوياي راستي و ...)
ـ صابر (بردبار، متحمل ، مقاوم ، در برابر دشواريها ، استوار و پايدارو ...)
صادق كه از آن بحث شده و ذيلا به شرحش مي پردازيم.

چرا صادق؟

چرا او را صادق ناميدند؟ مگر ديگر پيشوايان از اين صفت دور و بر كنار بوده اند؟ چرا آنها را صادق نناميده اند؟ در پاسخ آن بايد گفت اولاََ اثبات صفتي در باره فردي مايه نفي آن از ديگران نيست . ثانياََ در لابلاي توجيهاتي كه كه براي ذكر اين لقب جهت امان از سوي بزرگان مطرح شده است حقايقي ديگر از اين نامگذاري بدست مي آيد:
پيامبر (صلي الله عليه و‌ آله) فرمود ه : بهنگامي كه پسرم جعفر بن محمد بدنيا آمد او را صادق بخوانيد بدان خاطر كه در تداوم امامت ، فرزندي به دنيا مي آيد كه به همين نام ( جعفر) موسوم مي شود ، بدون حقي دعوي امامت ميكند و او را جعفر كذاب مينامند  و نمونه اين سخن از حضرات معصومين اندك نيستند.
_ او را صادق ناميده اند بخاطر صدق مقالت او. 
ـ او را صادق خوانده اند بخاطر صدق حديث و سخنش
ـ ديگران چون سيوطي ، از پيشوايان و بزرگان اهل سنت نيز همين سخن را سروده اند.
ـ بعضي از بزرگان نوشته اند اين لقب را بدان خاطر به او داده اند كه همه پيش بيني ها و اضهار نظر هاي او راست در مي آمد و هرچه ميگفت درست بود . ويا گفته اند او را از اين بابت صادق خوانده اند كه جز حق نگفت و جز راست و درست به مردم ابلاغ نكرد .
لقب صادق را حتي دشمنانش نيز در باره او معمول ميداشتند و اين لقب چندان مشهور بود كه هر كس آن را مي شنيد همان را بر زبان جاري مي كرد ، حتي منصور عباسي دشمن كينه توز و سر سخت امام (عليه السلام) و سرانجام قاتل او .

كنيه او

لقب و كنيه در رسوم عرب تقريباََ همان نقش را ايفا مي كردند كه نام خانوادگي در زبان فارسي ما و هم كنيه نشانه اي از احترام و در مواردي هم سببي براي تحقير بود و انتخاب كنيه ها از سوي خانواده ، خود شخص و در مواردي هم مردم بود.
او را كنيه هاي متعددي بود كه هر كدام را به مناسبتي در باره او بكار ميبردند. معروفترين آنها عبارتند از : ابا عبد الله كه در زبان روايات و احاديث منقول از سوي او بدان بسيار بر ميخوريم.
از ديگر كنيه هاي او عبارتند از ابا اسماعيل ، ابا موسي ، و اين كنيه به اعتبار فرزندان امام بود كه اين اسامي را دارا بودند.

روش ساخت ویلاگ

روش هاي متعددي براي ساخت وبلاگ وجود دارد. ما ميتوانيم براي ايجاد وبلاگ از خدمات مجاني سايت هاي سرويس

 دهنده وبلاگ استفاده كنيم و يا فضا و دامين براي خود خريداري كرده و اين كار را روي سايت اختصاصي خود انجام دهيم.

 ابتدا از سرويس هاي رايگان شروع مي كنيم. معروفترين اين سرويسها بلاگر (http://www.blogger.com ) و پرشين

 بلاگ (http://www.persianblog.com ) مي باشند. البته سرويسهاي مجاني ديگري نيز در اينترنت وجود دارد. مثل

 http://www.blogsky.com http://www.blogsky.com . http://www.persianlog.com . ولي دو سرويس فوق الذكر از

 بقيه آسان تر و پر طرفدار تر هستند. ابتدا سرويس سايت blogger را بررسي مي كنيم. اين سايت سرويس وبلاگ را به

 دو صورت در اختيار ما قرار مي دهد. سرويس مجاني ( كه در اين حالت تبليغات سايت در بالاي وبلاگ ما نمايش داده مي

 شود)، و سرويس پولي يا blogger pro كه در اين سرويس تبليغي نمايش داده نمي شود و امكاناتي بيش از سرويس

 مجاني دارد.

ادامه نوشته

مهدویت و جهانی شدن

طرح‌ مساله‌
مهدویت‌ و جهانی‌ شدن، هر دو از جمله‌ مباحث‌ مهم‌ و دغدغه‌های‌ روزگار ماست. اعتقاد به‌ ظهور منجی‌ و مهدویت‌ در معنای‌ عام‌ خود، یک‌ باور دینی‌ فراگیر در بین‌ انسانها بوده‌ است. در ادیان‌ مختلف‌ چنین‌ اعتقادی‌ به‌ نحو ملموس‌ و بارزی‌ تجلی‌ یافته‌ است‌ و منجی‌ با تعابیر مختلفی‌ چون‌ «کالکی» در آیین‌ هندو، «مسیحا» در یهود و مسیحیت، «سوشیانت» در زرتشت‌ و در نهایت، «مهدی(عج») در فرهنگ‌ اسلامی‌ یاد شده‌ است...

ادامه نوشته

زندگی نامه مارکز

زندگی نامه مارکز

 مارکز بزرگترین نویسنده کلمبیا و نام‌آورترین نویسنده جهان و برنده جایزه ادبی نوبل سال 1982 ،در ششم ماه مارس 1928 میلادی در دهکده آراکاتاکا در منطقه سانتاماریای کلمبیا متولد شد و تا سن هشت سالگی در این دهکده نزد مادربزرگش زندگی می‌کرد.
در سال 1935 به قصد زندگی با والدینش به شهر بارانکیا رفت و تحصیلات ابتدایی خویش را در مدرسه سیمون بولیوار به اتمام رساند.

 

 

در سال 1941 اولین نوشته هایش در روزنامه‌ای به نام خوونتود که مخصوص شاگردان دبیرستانی بود ، منتشر شد.تحصیلات دبیرستانی او با وقفه روبه‌رو گشت و مارکر ، یک سال به سوکو رفت.
در سال 1943 پس از پایان سال تحصیلی ، ساحل آتلانتیک را جهت رفتن به بوگوتا ترک کرد ودر این شهر در کنکوری جهت گرفتن بورسیه شرکت کرد.
گارسیا مارکز در آن روزگار که در دبیرستان زیپاکوئیرا به تحصیل مشغول بود ، با انتشار مجله ای به نام لیتراتورا قدرت ادبی خویش را به سایر همکلاسیهایش بازشناساند ، ولی متاسفانه نشریه فوق بعد از یک شماره توقیف شد.
در سال 1947 مارکز تحصیل در رشته حقوق را در دانشگاه بوگوتا آغاز کرد.بی آن که نوشته ای را منتشر کند، مسئولیت ضمیمه دانشگاهی مجله هفتگی رازون را به عهده گرفت و با پیلینو مندوزا و کامیلو تورس آشنا شد.
در سپتامبر همان سال ، اولین نوول خود را در ضمیمه ادبی ال اسپکتادو منتشر کرد و در ماه دسامبر ، مارکز امتحانات سال اول حقوق را گذراند.
در ژانویه سال 1950 ، گارسیا مارکز مقله نویس روزنامه ال ارالدوی بارانکیا شد.
نوشتن کتاب "برگ‌ریزان" را همان سال اغاز کرد.
در سال 1951 ، مارکز به کارتاخنا ، جایی که والدینش در آن مستقر شده بودند ، برگشت.
اما در سال 1952 ، دوباره به بارانکیا برگشت و دست‌نویس برگ‌ریزان به انتشارات لوسادای بوینس آیرس داد ، اما رد شد.با این حال او همچنان به خواندن ،سیر و سفر کردن و نوشتن و نوشتن ادامه دادو سرانجام در سال 1955 کتاب برگ ریزان منتشر شد.
در ژانویه سال 1957 ، مارکز نوشتن "کسی به سرهنگ تامه نمی نویسد" را تمام کرد. در ماه مه همراه مندوزا به آلمان شرقی رفت.در ژوئیه ، باز به همراه پلینیو مندوزا ، به شوروی سفر کرد و از آنجا ، به مجارستان رفت در ماه اکتبر ، به پاریس برگشت و گزارشی طولانی درباره ممالک بلوک شرق نوشت.
مارکز در مارس 1958 ، در جریان یک سفر کوتاه به کلمبیا ، با نامزدش مرسدس بارکاپاردو ازدواج کرد.در همان سال سردبیر مجله ونزوئلا گرافیکا شدوکتاب"کسی به سرهنگ نامه نمی‌نویسد" را منتشر کرد.همچنین بسیاری از قصه های کتاب مراسم تدفین مادربزرگ . رمان ساعت شوم را به پایان رساند.
در آوریل 1961 ،"کسی به سرهنگ نامه نمی نویسد" مجددا چاپ شد.در همین سال به مکزیک رفت و با زن و فرزند دو ساله‌اش زندگی کرد.برایفیلمهای سینمایی فیلمنامه نوشت.همچنین دستنویس داستان ساعت شوم را به مسابقه ملی رمان که در بوگوتا توسط شرکت نفت اسو ترتیب یافته ، فرستاد و جایزه اول آن را از آن خود کرد.
در سال 1962 کتاب"کسی به سرهنگ نامه نمی‌نویسد" وی در مکزیک منتشر شد.همچنین ترجمه همان کتاب در پاریس.اولین روایت پاییز پدرسالار را هم در همین سال نوشت.در سال 1965 ، نوشتن صد سال تنهایی ، را آغاز کردو در آوریل 1968 ، صد سال تنهایی در بوینس آیرس منتشر شدو به موفقیتی فوری و چشمگیر رسید طوری که کتاب به طور مداوم تجدید چاپ می‌شد.
در سال 1969 ، صد سال تنهایی ، جایزه فرانسوی بهترین کتاب خارجی را نصیب خود کرد.
در سال 1970 در بارسلون سرگذشت یک غریق چاپ شد.مارکز پس لز اینکه پست "سفیر" بودن در بارسلون را رد کرد ، به سفر طولانی در کشورهای کاراییب پرداخت.
انتشار نوول های کتاب داستان غم‌انگیز و باورنکردنی ارندییرای ساده‌دل و مادربزرگ سنگ‌دلش ، باعث شد که جایزه رومولوگایه‌گوس را در مورد بهترین رمان به دست آورد.
در سال 1976 ، پاییز پدرسالار منتشر شد.
در فوریه سال 1981 ، اولین مجموعه آثار روزنامه نگاری‌اش در بارسلون چاپ شد.در ماه مارس همان سال ارتش کلمبیا او را تهدید کرد فورا کشورش را ترک کند و او هم ناچار به مکزیک بازگشت.
در سال 1982 ، کتاب چشمان آبی رنگ سگ را منتشر کرد و نیز در همین سال موفق به اخذ جایزه ادبی نوبل گردید.
کتاب عشق سالهای وبا را در 1986 منتشر کرد.
انتشار کتاب ژنرال در هزار توی خویش در سال 1989 در سطح جهانی جنجال آفرید.
در 1992 ، کتاب از عشق و شیاطین دیگر ،1996انتشار پرونده یک گروگانگیری ، 1998 کارگاه سناریو نویسی و فرهنگ جامع اصطلاحات آمریکای لاتین،1999 سرزمین کودکان و برای آزادی و در سال 2000 دو عنوان کتاب به نام یاداشت‌ها و خانه بزرگ از او منتشر شد.
تا همین اواخر ، مارکز با همسر ، دو فرزند ، عروس و نوه شش‌ساله‌اش در شهر نیومکزیکو زندگی می‌کردند ، اما با وخامت اوضاع جسمانی و سرطان روبه‌پیشرفت ،همچنین با احساس نزدیکی مرگ ، به سرزمین خود بوگوتا رفت.از چندی پیش ، عنوان بزرگ‌ترین مرد و مرد سال 1999 آمریکای لاتین رسما به وی داده شد.
آخرین کتابی که از مارکز در ایران چاپ شد"زیستن برای بازگفتن" بود.
در میان آثار گوناگون مارکز ،صد سال تنهایی ، پاییز پدر سالار ، عشق در سالهای وبا ، کسی برای سرهنگ نامه نمی نویسد و ژنرال در هزارتوهای خود ، اهمیت و ارزش ویژه‌ای دارند