اگر چنانچه شیعیان ما که خداوند بر انجام طاعت خویش آنها را موفق گرداند در راه وفای به عهد و پیمانی که بر دوش دارند همدل می شدند میمنت دیدار ما از ایشان به تاخیر نمی افتاد و سعادت دیدن مازودتر نصیبشان می شد دیداری بر مبنای شناختی درست و صداقتی از انان نسبت به ما و ما را از شیعیان دور نگه نمی دارد مگر اعمال  بد آنان که به ما میرسد و برای ما ناخوشایند و دور از انتظار است.

 بحار الانوار جلد53 صفحه 177

+ نوشته شده توسط محمود در سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390 و ساعت 15:32 |

اشاره:

بیش از 120 آیه قرآن براساس روایات معتبر به وجود نازنین حضرت امام مهدی (عجل الله تعالی) و ویژگیهای آن شخصی (ع)باعظمت وهمچنین قیام و انقلاب جهانی آن حضرت، اشاره کرده است; و ما دراین مختصر برآنیم تا نمونه ای از آن آیات نورانی را همراه بادیدگاههای معصومین(علیهم السلام) به عاشقان حضرتش تقدیم داریم:2حکومت مهدی، خواسته الهی 2 در قرآن می خوانیم: اراده و مشیت ما بر این قرار گرفته که بر مستضعفان زمین که بر اثر ستم ستمکاران به ضعف کشیده شده اند منت نهیم (و ایشان را مشمول مواهب خویش نماییم.) و آنها را پیشوایان و وارثان زمین قرارداده و نیرومند و صاحب قدرت و حکومت گردانیم... (و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین و نمکن لهم فی الارض...) آیات فوق بشارتی است در موردپیروزی حق بر باطل و برچیده شدن بساط ظلم و تباهی. که نمونه های آن را می توان در پیروزی حضرت موسی(ع) و بنی اسرائیل بر فرعونیان و همچنین پیروزی و حکومت حضرت محمد(ص) جستجو کرداما نمونه کامل آن با ظهور حضرت امام مهدی(ع) تحقق می یابد.

حضرت امیرالمومنین(ع) در این زمینه فرموده اند: دنیا پس ازسرکشی، به ما (اهل بیت(علیهم السلام » روی می آورد. همچون شتری که از دادن شیر به دوشنده اش خودداری می کند و برای بچه خود آن را نگه می دارد. سپس آیه ونرید ان نمن ... را تلاوت فرمود.

در روایت دیگری نیز درباره همین آیه می فرماید: این گروه آل محمد(ص) هستند، خداوند مهدی آنها را بعد از زحمتهایی که برایشان تحمیل می گردد، مبعوث می کند و به ایشان عزت می دهد ودشمنان آنها را ذلیل می گرداند. از امام سجاد(ع) نیز این چنین نقل شده که: سوگند به کسی که محمد(ص) را به حق، بشارت دهنده و بیم دهنده قرار داد، نیکان از ما اهل بیت و پیروان آنها به منزله موسی(ع)و پیروان او می باشند و دشمنان ما و پیروان آنها به منزله فرعون و پیروان او هستند. (سرانجام، پیروزی از آن ماست. )امام مهدی(ع) نیز هنگام تولد، لب به سخن می گشاید و پس ازشهادت به وحدانیت الهی و نثار درود و سلام بر پیامبر اکرم وپدران پاک و معصوم خویش چنین می فرماید: (بسم الله الرحمن الرحیم و نرید ان نمن علی الذین استضعفوافی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین و...)

دیو چو بیرون رود فرشته در آید

در قرآن کریم می خوانیم: (و قل جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا) «بگو: حق فرا رسید و باطل نابود گشت، (چرا که) باطل نابودشدنی است.»

آرزوی بشر از دیرباز اجرای عدالت و برچیده شدن بساط ظلم وبی عدالتی بوده است، قرآن کریم نیز نوید بخش تحقق این آرزوی دیرین بوده و فرا رسیدن روزی را مژده داده است که در سرتاسرجهان حق حکومت کند و باطل نابود گردد.

بر اساس روایات معتبر و فراوان، این پیروزی نهایی و حکمفرمای عدالت در سرتاسر گیتی مربوط به قیام حضرت امام مهدی(ع) می شود.

حضرت امام باقر(ع) در توضیح و تفسیر «جاء الحق و زهق الباطل » فرمودند: این سخن الهی مربوط به قیام قائم (آل محمد(ص » می شود که دولت باطل برچیده خواهد شد. و بی جهت نیست که هنگام تولد حضرت مهدی(ع) بر بازوی نازنینش این آیه نقش بسته بود که (جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا) این وعده الهی که پیروزی نهایی حق در زمان حضرت مهدی(ع) به طور کامل محقق خواهد شد،بدان معنا نیست که در زمانهای قبل از حضرت مهدی(ع) هیچ نوع پیروزی نصیب حق نمی گردد; به عنوان نمونه حضرت رسول خدا(ص) درهنگام فتح مکه پس از ورود به مسجدالحرام در حالی که بتها رایکی پس از دیگری سرنگون می ساخت، آیه (جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا) را تلاوت می فرمود.

آری این یک سنت الهی است که اگر اهل حق بر خدا توکل کنند و دربرابر باطل و ظلم ایستادگی نمایند خداوند آنها را پشتیبانی می کند و به پیروزی و رستگاری نایل می گرداند. همچنان که ملت شهید پرور ایران توانستند با رهبری حضرت امام خمینی(ره) حکومت ستمشاهی را سرنگون و حکومت الله را برپا نمایند.

ذخیره خدا

در قران کریم می خوانیم: (بقیه الله خیرلکم ان کنتم مومنین...) ذخیره الهی برای شمابهتر است اگر مومن باشید...

چون آیه فوق اطلاق دارد، چنین معنایی از آن بدون اشکال است که بگوییم: بقیه الله از همه چیزهایی که شما حساب کنید، برایتان بهتر است و هیچ نعمتی به پای آن نمی رسد. هرچند که این آیه مربوط به داستان حضرت شعیب نبی(ع) می باشد، اما بر اساس روایات معتبر،این آیه با وجود نازنین حضرت ولی عصر(ع) تطبیق گشته است. امام باقر(ع) فرمودند: «قائم (آل محمد(ص » نخستین سخنی که پس ازقیام خویش بر زبان می آورند همین آیه است.

(بقیه الله خیرلکم ان کنتم مومنین) سپس می فرماید: من «بقیه الله » هستم و حجت خدا و خلیفه او بر شما می باشم. آنگاه هیچ کس بر او سلام نمی کند مگر اینکه می گوید: «السلام علیک یابقیه الله فی ارضه.» درباره تعبیر «بقیه الله » (ذخیره خدا)باید گفت: این عنوان به شخصی اطلاق می گردد که خدا به منظورخاصی او را نگهداری کرده است.

احمد بن اسحاق قمی (که از اصحاب و یاران امام عسکری(ع) بود.)به حضور حضرت امام عسکری(ع) می رسد، حضرت امام مهدی(ع) که حدودیکسال دارد، وارد می شود و با زبان عربی فصیح می گوید: «انا بقیه الله فی ارضه و المنتقم من اعدائه.» من ذخیره الهی در سرزمین او و انتقام گیرنده از دشمنان اویم.

پیروزی نهایی

در قرآن کریم می خوانیم: آنها (مخالفان اسلام) می خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش نمایند اما خداوند اراده کرده که این نور الهی را همچنان برگستره و کمالش بیفزاید (تا تمامی جهان را در برگیرد.) هرچندکافران را خوش نیاید.

و سپس چنین ادامه می دهد: خدا کسی است که رسول خویش را باهدایت و دین حق فرستاد تا وی را بر تمامی ادیان پیروز گرداند،هرچند مشرکان را خوش نیاید. آیا این پیروزی اسلام که در آیه فوق بدان اشاره شده منطقه ای و محدود است یاخیر؟ از آن جایی که هیچ قیدی در آیه وجود ندارد تا دلیل برمحدودیت این پیروزی باشد پس بدون شک روزی فرا خواهد رسید که این وعده الهی محقق گردد و در روی زمین دین اسلام، تنها دین پیروز باشد.

براساس روایات متعدد با ظهور حضرت امام مهدی(ع) اسلام فراگیر وجهانی خواهد شد، در تفسیر مجمع البیان از پیامبر اسلام(ص) چنین نقل شده است که: (در زمان ظهور حضرت امام مهدی(ع » بر روی زمین هیچ خانه ای باقی نمی ماند نه خانه هایی که از سنگ و گل ساخته شده و نه خیمه هایی که از کرک و مو بافته شده مگر آنکه خداوند نام اسلام را در آن وارد می کند.

در «کمال الدین »، تالیف شیخ صدوق نیز روایتی از امام صادق(ع) در مورد تفسیر آیه فوق، می خوانیم که ایشان فرمودند: به خدا سوگند این آیه تحقق نیافته است و تنها زمانی محقق می گردد که «قائم » خروج کند و در آن هنگام است که کافری پیدانخواهد شد.

در تفسیر مجمع البیان، همچنین از امام باقر(ع) چنین آورده است که: وعده ای که در این آیه است به هنگام ظهور مهدی (ع) محقق می گردد، پس در آن روز هیچ کس روی زمین باقی نخواهد ماند مگرآنکه به (حقانیت) محمد(ص) اقرار می کند. استاد شهید آیه الله مطهری می نویسد: «از مجموع آیات و روایات استنباط می شود که قیام مهدی موعود(ع) آخرین حلقه از مجموع حلقات مبارزات حق و باطل است که از آغاز جهان بر پا بوده است. مهدی موعود تحقق بخش ایده آل همه انبیا و اولیا و مردان مبارز راه حق است.»

سلام بر او از فجر تاریخ تا فجر قیامت.

پدیدآورنده: سید علیرضا جعفری

+ نوشته شده توسط محمود در سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390 و ساعت 15:24 |

آن که تاج سر من خاک کف پایش بود

از خدا می طلبم تا به سرم باز آید

 

گر نثار قدم یار گرامی نکنم

گوهر جان به چه کار دگرم باز آید

 

دست از طلب ندارم تا کام من بر آید

یا تن رسد به جانان یا جان ز تن بر آید

 

بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر

کز آتش درونم دود از کفن بر آید

 

بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران

بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید

 

جان بر لبست و حسرت در دل که از لبانش

نگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید

 

از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم

خود کام تنگ دستان کی زان دهن برآید

 

گویند ذکر خیرش در خیل عشق بازان

هر جا که نام مهدی در انجمن برآید

 

من با تمام هستی پا در رهم  نهادم

باقی نمیتوان گفت الا به جان گدازان

 

شعر از حافظ با تغییرات بنده

+ نوشته شده توسط محمود در سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390 و ساعت 15:22 |
امام زمان (عج) جمکران

در میان مجامع روایی شیعه و سنی، با احادیثی مواجه می‌شویم که از نقش پررنگ ایرانیان در زمینه سازی ظهور اکبر موعود (عج‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) آخرالزمان حکایت می‌کند. احادیث یاد شده، و اخبار بیش از آنکه مربوط به گذشته باشد، مربوط به آینده است و جالب از نظر فراوانی، این روایات در منابع حدیثی اهل سنت بیشتر از شیعه است. افزون بر ایرانیان، یمنی ها نیز در این انقلاب سترک نقش آفرینی می‌کنند.


قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، کشور ایران در تصور غربی‌ها پایگاهی حیاتی، آن هم در مرز شوروی و در قلب جهان اسلام به حساب می‌آمد و از دیدگاه مسلمان‌ها کشوری اسلامی و اصیل به شمار می‌رفت که شاه سر سپرده غرب و هم‌پیمان اسرائیل بر آن حکومت می‌کرد و برای خوش خدمتی به اربابانش، کشورش را دربست در اختیار و خدمت آنان قرار داده بود. علاوه بر آنچه که در تصور دیگران بود، در ذهن یک فرد شیعه مانند من، کشوری بود که در آن مرقد مطهر امام رضا، علیهالسلام، و حوزه علمیه قم وجود داشت، کشوری دارای تاریخی اصیل و ریشهدار در تشیع و علما و اندیشمندان شیعه و تالیفات گرانبها، زمانی که به روایات وارده در خصوص مدح و ستایش ایرانیان بر می‌خوریم و آن‌ها را بررسی میکنیم، به یکدیگر میگوییم: این روایات مانند روایت‌هایی است که مدح و ستایش و یا مذمت اهل یمن، و یا بنی‌خزاعه را مینماید. از این رو هر روایتی که مدح و ستایش و یا مذمت گروه‌ها و قبیله ها و بعضی کشورها را در بر دارد، نمیتواند بدون اشکال باشد. گرچه این روایات صحیح و درست میباشند، اما مربوط به تاریخ گذشته و احوال مختلف ملت‌های صدر اسلام و قرن‌های اولیه آن است. این طرز فکر رایج بین ما بود، که امت اسلامی در حالتی جاهلانه، فرمانبردار سلطه کفر جهانی و نوکران اوست، در بین ملت‌ها هیچ یک بر دیگری برتری ندارد و چه بسا همین ایرانیان مورد بحث، بدتر از سایر ملت‌ها بودهاند، به دلیل اینکه آنان طرفداران تمدنی کفر آمیز و برتری جویی‌های ملی و نژادی بودهاند که سر سپردگانی چون شاه و اربابان غربیاش برای ایجاد چنین تز و طرز فکری و تربیت مردم ایران، بر همین روش پافشاری میکردند... تا اینکه پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، مسلمانان را در سطح جهان غافلگیر کرد و قلب‌های غمگین آنان را چنان از خوشحالی و شادی سرشار نمود که در قرن‌های گذشته بیسابقه بود، بلکه بالاتر، آنان تصور چنین پیروزی را نداشتند. این سرور و خوشحالی همه کشورها و ملت‌های مسلمان را در بر گرفت، از جمله مظاهر خوشحالی مردم، این بود که همهجا صحبت از فضل و برتری ایرانیان و طرفداران سلمان فارسی بود، به طور مثال، یکی از صدها عنوانی که در غرب و شرق جهان اسلام منتشر و پخش شد، عنوان و تیتر مجله تونسی شناخت بود که در آن آمده بود: پیامبر، صلی الله علیه و آله، ایرانیان را جهت رهبری امت اسلامی برمیگزیند این نوشته ها، خاطرات ما را درباره ایرانیان تجدید کرد و دریافتیم روایاتی که از پیامبر، صلی الله علیه و آله، درباره آنان وارد شده است تنها مربوط به تاریخ گذشته آن‌ها نبوده، بلکه ارتباط به آینده نیز دارد... ما با مراجعه به منابع و تفسیر و بررسی روایات مربوط به ایرانیان، به این نتیجه رسیدیم که این روایات و اخبار بیش از آنکه مربوط به گذشته باشد، مربوط به آینده است و جالب اینکه اینگونه روایات در منابع حدیث اهل سنتبیشتر از شیعه وجود دارد. چه میتوان کرد، زمانی که در روایات مربوط به حضرت مهدی، علیهالسلام، و زمینه سازی حکومت آن بزرگوار، ایرانیان و یمنی‌ها دارای سهم بسزایی بوده و کسانی هستند که به مقام ایجاد زمینه مناسب برای ظهور آن حضرت و شرکت در نهضت وی نائل میشوند... و همچنین افراد شایستهای از مصر و مؤمنانی حقیقی از شام و گروه‌هایی از عراق... نیز از این فیض بهرهمند میشوند و همینطور سایر دوستداران آن حضرت که در گوشه و کنار جهان اسلام پراکنده هستند، از این موهبت برخوردار می‌شوند، بلکه آنان از یاران ویژه و وزرا و مشاورین آن حضرت، ارواحنافداه، میباشند. ما اینک، روایاتی را که پیرامون ایرانیان به طور عموم وارد شده است مورد بررسی قرار داده و سپس به نقش آنان در زمان ظهور میپردازیم:

اینک شما کسانی هستید که فراخوانده میشوید تا در راه خدا انفاق کنید، برخی از شما در انفاق بخل میورزد و کسی که بخل میکند و خداوند بی نیاز است و شما نیازمندید و اگر روگردان شوید خداوند گروهی را غیر از شما جایگزینتان مینماید و آنان مثل شما نیستند

آیات و اخبار در ستایش ایرانیان روایاتی که درباره ایرانیان پیرامون آیاتی که تفسیر به ایرانیان شده وارد گردیده است، تحت این نه عنوان است:

امام زمان (عج)

الف. طرفداران سلمان فارسی

ب. اهل مشرق زمین

ج. اهل خراسان

 د. یاران درفش‌های سیاه

 ه. فارسیان

 و. سرخ رویان

 ز. فرزندان سرخرویان

 ح. اهل قلم

 ط. اهل طالقان.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمود در پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390 و ساعت 1:1 |

ظهور نزديک است-ظهور بسيار نزديک است


براي ارائه نقدي منصفانه بر مستند «ظهور بسيار نزديک است», پيش از هر چيز به نقاط قوت اين برنامه پرداختيم و به  پنج نکته اشاره کرديم. حال نوبت به ارائه نقاط ضعف و کاستي هاي اين برنامه مي رسد که سعي بر آن داريم تا اين بخش را نيز با «بررسي دقيق و انديشمندانه» ارائه دهيم.


براي ارائه نقدي منصفانه بر مستند «ظهور بسيار نزديک است», پيش از هر چيز به نقاط قوت اين برنامه پرداختيم و به  پنج نکته اشاره کرديم. حال نوبت به ارائه نقاط ضعف و کاستي هاي اين برنامه مي رسد که سعي بر آن داريم تا اين بخش را نيز با «بررسي دقيق و انديشمندانه» ارائه دهيم.

بخش دوم: نقاط ضعف برنامه

کنکاش در محتواي اين برنامه نشان مي دهد که کاستي هاي آن را مي توان در دو قست «نقد بنيادي» و «نقد علمي» مطرح نمود. چرا که برخي از کاستي ها که ريشه اي و اساسي است، در بخش «نقد بنيادي» مطرح خواهد شد و برخي ديگر از کاستي ها که به محتواي علمي برنامه برمي گردد در بخش «نقد علمي» بررسي خواهد گرديد.

الف ـ نقد بنيادي

همانطور که گفته شد در اين قسمت به بررسي «کاستي هاي ريشه اي و اساسي» اين برنامه مي پردازيم. اين کاستي ها عبارتند از:

1ـ نداشتن تخصص لازم در موضوع بحث

همه ما بايد بياموزيم که تنها در حيطه اي که صلاحيت علمي آن را داريم، سخن بگوييم و اظهار نظر کنيم. ورود به عرصه اي که مباني آن را نمي دانيم و مقدمات آن را نياموخته ايم، هم از لحاظ عقلي شايسته نيست و هم از لحاظ ديني نکوهيده است. از امير مومنان علي عليه السلام نقل شده که مي فرمايد:

إيّاكَ و الكلامَ فيما لا تَعرِفُ طَريقَتَهُ و لا تَعلَمُ حَقيقَتَهُ؛ فإنّ قَولَكَ يَدُلُّ على عَقلِكَ و عِبارَتَكَ تُنْبئُ عَن مَعرِفَتِكَ. (آمدي, پيشين, ص 210, ح4060)؛ زنهار از سخن گفتن درباره آنچه كه راهش را نمى شناسى و حقيقتش را نمى دانى؛ زيرا سخن تو نشانگر خرد توست و بيان تو از شناخت تو خبر مى دهد.

گويا مقصود از «طريقت» و «حقيقت» دانش که در اين روايت بدان اشاره شده, همان تخصص و آگاهي نسبت به راه و رسم آن علم و نحوه ورود و خروج در آن دانش است.

نگاهي اجمالي به نکات علمي مطرح شده در اين مستند، نشانگر آن است که سازندگان آن از تخصص لازم در اين زمينه برخوردار نبوده اند. چرا که ايرادات علمي اين برنامه به قدري اساسي و ريشه اي است که هيچ گاه خبره اين فن اين چنين به دام چنين اشتباهاتي نخواهد افتاد. «استفاده از منابع غير معتبر يا مشکوک»، «خلط موضوع برخي از روايات با يکديگر» و همچنين «ارائه ترجمه هاي نادرست» (که به آنها در بخش نقد علمي اشاره خواهد شد) نمونه هايي است که مي تواند نشان دهنده خبره نبودن سازندگان اين فيلم، در موضوع سخن باشد.

ايرادات علمي اين برنامه به قدري اساسي و ريشه اي است که هيچ گاه خبره اين فن اين چنين به دام چنين اشتباهاتي نخواهد افتاد. «استفاده از منابع غير معتبر يا مشکوک»، «خلط موضوع برخي از روايات با يکديگر» و همچنين «ارائه ترجمه هاي نادرست» (که به آنها در بخش نقد علمي اشاره خواهد شد) نمونه هايي است که مي تواند نشان دهنده خبره نبودن سازندگان اين فيلم، در موضوع سخن باشد

شايد بتوان گفت که عمده ايراد اين برنامه ورود غير متخصصانه سازندگان آن است. اما جالب اينجا است که گروه سازنده اين فيلم با اينکه ادعايي بر خبره بودن در مسايل ديني ندارند اما گويا ورود در اين مساله را حق مسلم خود مي دانند و هيچ عيبي در چنين کاري نمي بينند که اين نشان از غفلت آنان از اين قاعده عقلي و شرعي است.

همانگونه که لازمه سخن گفتن در مورد مسايل پزشکي، روانشناسي، معماري و يا اقتصاد، داشتن تخصص در آن زمينه است، سخن گفتن در زمينه هاي ديني نيز تخصص ويژه خود را مي طلبد. البته بايد توجه داشت که ورود غير متخصصانه در زمينه هاي علوم ديني بسيار خطرناک تر از ورودي اين چنين در ديگر عرصه ها است. چرا که مسايل مربوط به دين، هم با دنياي انسان و هم با آخرت او در ارتباط است و ورودي اين چنين نابخردانه، هم دنيا و هم آخرت انسان را بر باد خواهد داد.

اما از اين خطرناک تر اين است که نتيجه برداشت غير متخصصانه خود را در اختيار عموم مردم قرار دهيم و افکار بسياري از آنان را آن هم به نام برداشت از روايات ديني، به کج راهه بکشانيم. امام باقر عليه السلام مي فرمايد:

مَن أفتَى الناسَ بغيرِ عِلمٍ و لا هُدىً، لَعَنَتهُ ملائكةُ الرَّحمَةِ و ملائكةُ العذابِ و لَحِقَهُ وِزرُ مَن عَمِلَ بِفُتياهُ (الكافي، ج 1، ص 42)؛ هر كس بدون علم و هدايت به مردم فتوا دهد، فرشتگان رحمت و فرشتگان عذاب بر او لعنت فرستند و گناه آن كه به فتواى او عمل كند دامنگيرش شود.

امام زمان حضرت مهدي (عج)

نتيجه اينکه بر فرض لزوم پرداختن به چنين موضوعاتي، براي ارائه محتواي علمي آن بايد از خبرگان علوم اسلامي به ويژه کارشناسان عرصه حديث استفاده مي شد که متاسفانه در اين مستند چنين اتفاقي نيفتاده است.

 

2ـ اظهار نظرهاي غير کارشناسانه

اگرچه معمولا ورود غير متخصصانه در هر علمي، به اظهار نظرهاي غير کارشناسانه مي انجامد، اما خطر آن را بايد جداگانه مورد بررسي قرار داد. چرا که ممکن است يک متخصص نيز در زمينه اي که تخصص دارد، بدون کنکاشي جدّي و متبحرانه اظهار نظري غير کارشناسانه ارائه دهد.

جداي از ورود غير متخصصانه سازندگان اين برنامه، اظهار نظرهاي سطحي و غير کارشناسانه آنها نيز جاي بسي تامل دارد که البته در بخش نقد علمي به برخي از آنها خواهيم پرداخت. «ارائه مستندات بي پايه»، «برداشت هاي سليقه اي از روايات» و «تطبيق هايي که کاملا با ديگر روايات در تعارض است» نشان دهنده اين نکته مي باشد که بسياري از اظهار نظرهاي اين برنامه سطحي است و در برخي از موارد کاملا اشتباه و در آميخته با خطاهاي فراوان است.

همه ما بايد بياموزيم که تنها در حيطه اي که صلاحيت علمي آن را داريم، سخن بگوييم و اظهار نظر کنيم. ورود به عرصه اي که مباني آن را نمي دانيم و مقدمات آن را نياموخته ايم، هم از لحاظ عقلي شايسته نيست و هم از لحاظ ديني نکوهيده است

امير مومنان علي عليه السلام از قول پيامبر چنين مي فرمايد:

فَلا تَسْتَعْمِلِ الرَّأْيَ فِيمَا لا يُدْرِكُ قَعْرَهُ الْبَصَرُ وَ لا تَتَغَلْغَلُ إِلَيْهِ الْفِكَرُ (نهج البلاغة, خطبه 87, ص 120)؛ در آنچه بينش به ژرفايش راه نمي برد و انديشه به آن دسترس ندارد، رأى خود را به كار نگيريد.

بنابراين حضرت, نظر دادن و سخن گفتن را به جايي محدود مي‌کند که انسان در آن موضوع و دانش, ژرف انديشيده و به کنه آن دستيابي داشته باشد.

البته جاي تحسين دارد که گروه سازنده در بيانيه اي که در تاريخ 22 فروردين 90 ارائه داده، به بخشي از اين کاستي ها اذعان داشته است. در بند 4 اين بيانيه آمده است:

«ما ضمن استقبال از نقد منصفانه، برخي از انتقادات نسبت به اين فيلم را وارد دانسته و مي پذيريم که مي بايد قبل از انتشار مستند، از نظرات برخي از محققين و بزرگان بيشتر استفاده مي کرديم. ذکر برخي از روايات ضعيف السند (هر چند بخش قابل توجهي از روايات فيلم قوي السند مي باشد)، بيان برخي شواهد غير برهاني به عنوان دليل، کم رنگ بودن احتمال بعضي از تعيين مصداق ها از اموري هستند که از جانب منتقدان دلسوز مطرح شده و درست به نظر مي رسد.»

اما با اين حال بايد توجه داشت که اظهار نظرهاي غير کارشناسانه آنها، آن هم درباره موضوعي به اين پراهميتي، به هيچ عنوان قابل چشم پوشي نيست. چرا که مسلما فيلمي با تيراژي اين چنين گسترده به دست بسياري از مردم رسيده و افکار فراواني را به خود معطوف داشته و تاثيرات نامطلوبي را به بار آورده است. امام كاظم عليه السلام مي فرمايد:

مَن تَكَلَّفَ ما ليسَ مِن عِلمِهِ ضَيَّعَ عَمَلَهُ و خابَ أمَلُهُ (بحارالانوار, ج 1, ص 218)؛ کسى كه خودش را در آنچه در حيطه علم او نيست به زحمت اندازد، كارش را تباه كرده و آرزويش به جايى نرسد.

بنابراين فعاليتي که عمق محتوا نداشته باشد و از غناي علمي برخوردار نباشد، سرانجامي شايسته نخواهد داشت و انسان را به هدف نهايي نخواهد رساند.

ادامه دارد ....

سيدمصطفي بهشتي

بخش مهدويت تبيان


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمود در چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390 و ساعت 23:53 |
آیت الله صافی گلپایگانی

آیت‌الله لطف‌الله صافی گلپایگانی از مراجع تقلید شیعیان جهان در پانزدهمین روز از سال جاری، غزلی با رویكرد مهدوی و با مطلع «ما را ز كورش و كی و جم اعتبار نیست» سروده است.

 

ما را ز كورش و كی و جم اعتبار نیست

فخری به داریوش و به اسفندیار نیست

مرده است دور رستم و سیروس و كی‎قباد

ما را به جاهلیت آن دوره كار نیست

در سایه محمد و آل محمدیم

برتر از این برای بشر افتخار نیست

ابنای دین و سوره توحید و كوثریم

بر دل ز كفر و شرك و شرارت غبار نیست

اسلام، اعتقاد و نظام و هویت است

هركس نداشت در دو جهان رستگار نیست

اندر دژ ولایت و حصن امامتیم

مانند این حصار به گیتی حصار نیست

ما امت عدالت و صلح و اخوتیم

در ما نفاق و شیطنت دیوسار نیست

از جاهلیت مجوس نگیریم رسم و راه

ما را به‏جز ولایت مهدی(ع) شعار نیست

اعلام «انّ اكرمكم» باشد این پیام

در كیش ما به رنگ و نژاد اعتبار نیست

گر مدعی تلاش به توهین ما كند

با او بگو كه از تو جز این انتظار نیست

تو باش و هفت خوان و خرافات و ترّهات

راهی كه می‌‏روی ره پروردگار نیست

زنده است دین احمد(ص) و قرآن و اهل بیت(ع)

اكمل از آن طریق سوی كردگار نیست

یا رب رسان امام زمان منجی جهان

فرّخ، زمان او كه در آن، كار عار نیست

پر می‌ كند ز عدل به ‏امر خدا زمین

بهتر ز عصر دولت او روزگار نیست

آیین دین‌مداری و تقوا شود رواج

رسم فساد و شرب مدام و قمار نیست

مؤمن عزیز گردد و كافر شود ذلیل

مرد خدا به دوره او خوار و زار نیست

بخش مهدویت تبیان

+ نوشته شده توسط محمود در چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390 و ساعت 23:40 |

 

امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف احياگر قرآن و سنت

اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب عليه السلام در فرازي از نهج البلاغه مي‌فرمايند:

او ـ امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ خواسته‌ها را تابع هدايت وحي مي‌كند، هنگامي كه مردم هدايت را تابع هوس‌هاي خويش قرار مي‌دهند، در حالي‌كه به نام تفسير، نظريه‌هاي گوناگون خود را بر قرآن تحميل مي‌كنند، او نظر‌ها و انديشه‌ها را تابع قرآن مي‌سازد… و كتاب خدا و سنت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را كه تا آن روز متروك ماندند، زنده مي‌كند.[1]

بيانات نوراني فوق بيان كننده يك حقيقت و يادآور خطري جدي براي همه مسلمانان به ويژه مردم اين زمان است، مشكل ما مسلمانان اين است كه براي درمان دردهاي پيدا و پنهان‌مان، به جاي دريافت صحيح از نسخه‌هاي شفابخش آيات قرآن گاهي چنان مقهور هوا و هوس مي‌شويم كه خواسته‌هاي نفساني‌مان را بر آن ترجيح داده و حتي تلاش مي‌كنيم قرآن را تابع خواسته‌هاي نادرست خود نمائيم. و اين همان خطري است كه اميرالمؤمنين عليه السلام ما را بدان هشدار مي‌دهد كه امروز ما آن را به نام «تفسير به رأي» مي‌شناسيم. البته اين امر ممكن است مصاديق مختلفي داشته باشد، زيرا تفسير به رأي، گاهي تفسير قرآن بر خلاف موازين علم لغت و ادبيات عرب و فهم اهل زبان و تطبيق دادن آن بر پندارها و خيالات باطل وتمايلات شخصي و گروهي مي‌شود[2] و گاهي ممكن است آيات قرآن را بر اساس نظر و عقيده خويش تفسير نمايند، نه بر اساس حقيقت كلام وحي، و حتي ممكن است مفهوم آيه‌اي را آن چنان كه قواعد ادبي و سنت اقتضا مي‌كند بپذيريم، ولي در تطبيق آن بر مصاديق مرتكب تحريف شويم و چيزي كه مصداق آن نيست، بر طبق سليقه شخصي خود مصداق قرار دهيم؛ همه اين‌گونه رفتارها تفسير به رأي تلقي مي‌شود كه قرآن ما را از آن نهي كرده است، (قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّي الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّهِ وَأَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ)[3]

و اين عمل در سيره معصومين عليهم السلام در روايات عديده نظير: «من فسر القران برأيه فليتبوأ مقعده من النار»[4] و «من فسر برأيه آيه من كتاب الله فقد كفر»[5] و يا «ما آمَنَ بي‌من فسّر برأيه كلامي»[6] مورد نكوهش قرار گرفته است.

در اين زمان كه عصر غيبت است، شاهد افزايش بدعت‌ها، تأويل‌ها و پيرايه‌ها هستيم كه مصداق «عطفوا القرآن علي الراي» است. امروزه انديشه‌هاي كهنه ابن تيميه‌ها را مي‌توان در قالب سلفي‌گري معاصر در حوزه‌هاي مختلف دين در برداشت‌هاي تحميلي و سطحي آنان از آيات نوراني قرآن و سنت نبوي به وضوح مشاهده كرد كه چگونه با قرائت‌هاي بي‌مبناي خود ويروس تفرقه و جدايي را بين امت مسلمان ايجاد كرده و بطوريكه هر روز شاهد فرقه‌هاي نوظهور انحرافي در جهان اسلام مي‌باشيم؛ امروز سرزمين وحي (مكه و مدينه) گرفتار اقليتي كج فهم كه هدفي جز احياي جاهليت نوين ندارند، شده است، كساني كه فقط به ظواهر قرآن و برداشت‌هاي بدعت آميز از سنت بسنده كرده‌اند و از حقيقت و روح تعاليم آسماني قرآن و سنت غفلت ورزيدند، آنان بسياري از واجبات دين نظير آيات جهاد و مبارزه عليه شرك و كفر و حمايت از مسلمانان، و مظلومان و محرومان را به فراموشي سپرده و در مقابل برخي از محرمات را با حيله‌هاي گوناگون و تأويل صوري جايز مي‌شمارند و احكام دين را به دلخواه تأويل مي‌كنند و از قرآن فقط به قرائت و تجويد و احترام ظاهري آن اكتفا مي‌نمايند.

در چنين حالتي بايد پرسيد، وظيفه عالمان روشن ضمير در عصر غيبت چيست؟ آيا عالمان دين ـ شيعه و سني ـ در قبال برداشت‌هاي غلط و تفسير به راي آنان مسئوليتي ندارند؟ چه كسي بايد گرد و غبار تفسير‌هاي هوس آلود آنان را از ساحت دين بزدايد؟ عالمان دين به عنوان سنگربانان حفظ ميراث اسلامي، وظيفه‌اي بس سترگ بر دوش دارند كه همان تفسير صحيح قرآن، احياي سنت نبوي و علوي، احياي ارزش‌هاي ديني و كرامت اخلاقي، حفظ وحدت مسلمانان و جلوگيري از بروز هرگونه عامل يا عوامل تفرقه، حفظ هويت ديني مسلمانان در پرتو بسط و گسترش تعاليم قرآني و... مي‌باشد. عالم دين هيچگاه نمي‌تواند در برابر سيطره بيگانگان بر منابع مادي و معنوي سكوت كند، او نمي‌تواند توجيه‌گر كارهاي خلاف شرع سلاطين و حكام جور باشد، او كتاب الهي را به عنوان وديعه الهي در دست بشر و مصباح هدايت مي‌بيند، او در درد و رنج برادران مسلمان خود آرام و قرار ندارد و در كلام آنان خود را شريك مي‌بيند، و… چنين عالمي را مي‌توان انساني بصير و با درايت و تدبير و بسترساز براي ظهور حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف دانست نه آنانكه مدعيان دروغين‌اند؛ او چراغ اميدواري را روشن نگاه مي‌دارد تا دل‌هاي مالامال از عشق به خدا همچنان اميدوار باشند تا وعده الهي محقق شود، چرا كه راه و روش او همسان پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم است. امام صادق عليه السلام در اين زمينه مي‌فرمايد:

«راه و روش او، چون پيامبر است، يعني هرچه پيش او باشد ويران مي‌كند، چنان كه پيامبر جاهليت را ويران ساخت و اسلام را از نو مي‌نماياند».[7] به اميد آن روز.

[1]. «يعطف الهوي علي الهدي، و يعطف الرأي علي القرآن اذا عطفوا القرآن علي الرأي… و يحيي ميّت الكتاب و السنة.» (نهج البلاغه، خطبه138، ص182).

[2]. راغب اصفهاني، المفردات، واژه رأي.

[3]. اعراف (7): 100.

[4]. طباطبائي، سيد محمد حسين، الميزان، ج3، ص75، (به نقل از رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم).

[5]. بحراني، سيدهاشم، برهان، ج1، ص19 (به نقل از امام صادق عليهم السلام).

[6]. حر عاملي، محمدبن الحسن، وسايل الشيعه، ج18، ص28، ح22 (رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم از خداوند متعال).

[7]. نعماني، محمد، الغيبة، ص231.

به نقل ازمجله انتظار موعود شماره۳۱
+ نوشته شده توسط مرتضی در سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390 و ساعت 9:40 |

پیوستن نیروهای مصر به سفیانی

قیام مصر

گفته شد که روایات رخدادهای مصر در دوران ظهور را می توان به هفت گروه تقسیم کرد و ترتیبی منطقی اما احتمالی برای این رخدادها ارائه نمود. در بخش گذشته به بررسی سه گروه از این رخدادها پرداختیم. این سه گروه عبارتند از:

1ـ حرکت انقلابی مردم علیه حاکمان در مصر و دیگر کشورهای عربی

2ـ کشته شدن فرمانروای مصر به دست مردم

3ـ هرج و مرج و نابسامانی در کشور به دلیل فقدان پیشوا


حال به مابقی رخدادهای مرتبط با ظهور در کشور مصر خواهیم پرداخت:

4ـ ورود نیروهای خارجی به مصر

یکی از نشانه های ظهور که در روایات مطرح شده، ورود نیروهای غربی یا مغربی به مصر است. شیخ طوسی در کتاب الغیبة، ص 463، از عمار یاسر نقل می کند که گفت:

دولت اهل بیتِ پیغمبر شما در آخر الزمان خواهد بود و ظهور آن دولت علاماتى دارد: (از آن جمله) ... غربیان به مصر حمله می آورند. وقتى آنها وارد مصر شدند، همین علامت آمدن سفیانى است.

بنابراین ورود این نیروها به مصر اندکی قبل از خروج سفیانی در شام است و با توجه به آنکه سفیانی چند ماه پیش از ظهور حضرت خروج می کند، پس ورود غربی ها به مصر در همان سال ظهور و یا اندکی پیش از آن خواهد بود.

نکته دیگر اینکه این نیروها پس از مصر و غلبه بر آن به سوی شام حرکت خواهند کرد. تبیع که یکی از راویان حدیث است می گوید: إذا دخلت الرایات الصفر مصر فغلبوا علیها و قعدوا على منبرها فلیحفر أهل الشام اسرابا فی الأرض فإنه البلاء. (کتاب الفتن, ص 433)؛ وقتى كه پرچم هاى زرد وارد مصر شدند و بر مصر غلبه کردند و بر منبر آن نشستند (و دستگاه تبلیغاتی مصر را در دست گرفتند)، اهل شام باید در زمین سرداب هایى بکنند (و خود را پنهان كنند). زیرا كه این واقعه، (نشانه) بلا است.

چنین لشکری مسلما با تجهیزات فراوان و ابزارآلات جنگی پیشرفته به این کشور وارد خواهد شد و پس از آن شام را تحت سیطره خود قرار خواهد داد. از امام علی علیه السلام نقل شده که فرمود:

... فَانْظُرُوا إِلَى أَصْحَابِ الْبَرَاذِینِ الشُّهْبِ وَ الرَّایَاتِ الصُّفْرِ تُقْبِلُ مِنَ الْمَغْرِبِ حَتَّى تَحُلَّ بِالشَّامِ. (الغیبه للنعمانی، ص 305)؛ هنگامى كه دو نفر مدعى حكومت در شام به جان هم افتادند، علامتى از علائم الهى است. ... وقتى آن روز فرا رسید، خواهى دید كه سواران مرکب های غیر عربی سفید و سیاه و پرچم هاى زرد، از سمت مغرب می آیند تا به شام می رسند. در این موقع فرزند هند جگر خوار (سفیانى) خروج می کند و پس از آن باید منتظر خروج مهدی علیه السلام باشید.

نکته قابل توجه در این دسته از روایات این است که در برخی از آنها تعبیر «اهل الغرب» و در برخی دیگر از آنها تعبیر «اهل المغرب» دیده می شود. این دو تعبیر، ممکن است یکی باشد و یا اشاره به دو گروه مجزا داشته باشد. بنابراین سه احتمال وجود دارد.

نخست اینکه هر دو تعبیر یکی باشد و مقصود از آن نیروهای شمال غرب افریقا باشد. زیرا از دیرباز به منطقه شمال افریقا یعنی مراکش، الجزایر و لیبی مغرب گفته می شده که امروزه نیز به کشور مراکش، مغرب می گویند.

موید این احتمال، روایاتی است که در آن به جای «اهل مغرب» از «بربر» استفاده شده است. (الملاحم و الفتن، ص 56 و بحار الأنوار، ج 51، ص 163) «بربر» به قبایل فراوانی که در غرب افریقا قرار دارند، گفته می شود. (معجم البلدان، ج 1، ص 368)

احتمال دوم این است که مقصود از هر دو تعبیر، نیروهای غربی یعنی «اهل الغرب» است و در برخی از کتاب ها به اشتباه «اهل المغرب» آمده است.

یکی از نشانه های ظهور که در روایات مطرح شده، ورود نیروهای غربی یا مغربی به مصر است. شیخ طوسی در کتاب الغیبة، ص 463، از عمار یاسر نقل می کند که گفت: دولت اهل بیتِ پیغمبر شما در آخر الزمان خواهد بود و ظهور آن دولت علاماتى دارد: (از آن جمله) ... غربیان به مصر حمله می آورند. وقتى آنها وارد مصر شدند، همین علامت آمدن سفیانى است
امام زمان (عج)

شیخ علی کورانی, دانشمند بزرگ مهدویت بر این باور است که روایات ورود مغربیان به مصر دو دسته هستند. دسته اول که شامل بسیاری از این قبیل روایات می شود، ربطی به دوران ظهور ندارد و در دوره فاطمیان به حقیقت پیوسته است. اما دسته دوم به دلیل آنکه به صراحت سخن از ظهور حضرت ولی عصر دارد، مربوط به همین دوران است.

با بررسی دقیق این دسته روایت خواهیم فهمید که دسته اول مربوط به ورود مغربیها به مصر و دسته دوم مربوط به ورود غربیها است.

وی در ادامه روایتی را که از کتاب الغیبه شیخ طوسی نقل کردیم، شاهد می گیرد که مقصود روایات این باب «اهل الغرب» بوده و تعبیر «اهل المغرب» که در برخی از روایات ظهور آمده تعبیری اشتباه است. (عصر ظهور، ص 160)

توضیح آنکه کتاب الغیبه از معتبرترین و قدیمی ترین منابع روایی ما است که توسط محدثی بزرگ چون شیخ طوسی (متوفی 460) نگاشته شده است. بنابراین تعبیر «اهل الغرب» صحیح بوده و برخی از محدثان بعدی و یا مستنسخان اینگونه احادیث به اشتباه آنرا به «اهل المغرب» تبدیل کرده اند.

احتمال سوم این است که اهالی «غرب» و «مغرب» دو گروه مجزا اما با هدفی واحد می باشند که یکی متعلق به غرب عالم و دیگری متعلق به غرب قاره آفریقا است. بنابر این احتمال، نیروهای غربی و نیروهای مغربی به همراه یکدیگر وارد مصر خواهند شد و آنجا را تصاحب خواهند نمود.

موید این احتمال یکی از نشانه های ظهور است که اشاره به ورود دو پرچم یعنی دو گروه مجزا به این کشور دارد:

«دُخُولُ رَایَاتِ قَیْسٍ وَ الْعَرَبِ إِلَى مِصْرَ.» (الارشاد، ج 2، ص 369)؛ «وارد شدن پرچم های قیس و عرب به مصر»

 

5ـ انقلاب مردی از مصر و ایجاد حرکت اسلامی در این کشور

یکی دیگر از نشانه های ظهور، قیام مردی مصری است که پیش از خروج سفیانی خواهد بود. محمد بن مسلم که یکی از یاران درجه اول امام باقر و امام صادق علیهماالسلام است، می گوید:

«یَخْرُجُ قَبْلَ السُّفْیَانِیِّ مِصْرِیٌّ وَ یَمَانِیٌّ.» (الغیبة للطوسی، ص 447)؛ قبل از سفیانی مردی مصری و مردی یمانی قیام می کنند.

احتمالا این مرد مصری همان است که در روایت عمار یاسر خواندیم که:

یَخْرُجُ أَهْلُ الْغَرْبِ إِلَى مِصْرَ فَإِذَا دَخَلُوا فَتِلْكَ أَمَارَةُ السُّفْیَانِیِّ وَ یَخْرُجُ قَبْلَ ذَلِكَ مَنْ یَدْعُو لِآلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ. (الغیبة، ص 463)؛ غربیان به مصر حمله می آورند. وقتى آنها وارد مصر شدند، همین علامت آمدن سفیانى است. قبل از آن كسى قیام می كند كه مردم را دعوت به پیروى از آل محمد صلّى اللَّه علیه و اله می نماید.

اما ممکن است مردی که دعوت به پیروی از اهل بیت می کند در شام یا نقطه دیگری از بلاد اسلامی باشد و یا آنکه او کسی جز مرد مصری باشد. اما اگر او همان مرد مصری باشد، می توان چنین نتیجه گرفت که پیش از دوران ظهور در مصر شاهد حرکتی انقلابی با رویکردی متناسب با اهل بیت خواهیم بود که این نکته با وجود علاقه مصریان به اهل بیت از دوران فاطمیون، مساله عجیبی نخواهد بود.

با آنکه روشن است قیام اسلامی مرد مصری اندکی پیش از خروج سفیانی است، اما روشن نیست که زمان دقیق آن پیش از ورود نیروهای خارجی یا در دوره آنها و یا پس از خروج احتمالی آنان است.

از امام علی علیه السلام نقل شده که فرمود:

... فَانْظُرُوا إِلَى أَصْحَابِ الْبَرَاذِینِ الشُّهْبِ وَ الرَّایَاتِ الصُّفْرِ تُقْبِلُ مِنَ الْمَغْرِبِ حَتَّى تَحُلَّ بِالشَّامِ؛ هنگامى كه دو نفر مدعى حكومت در شام به جان هم افتادند، علامتى از علائم الهى است. ... وقتى آن روز فرا رسید، خواهى دید كه سواران مرکب های غیر عربی سفید و سیاه و پرچم هاى زرد، از سمت مغرب می آیند تا به شام می رسند. در این موقع فرزند هند جگر خوار (سفیانى) خروج می کند و پس از آن باید منتظر خروج مهدی علیه السلام باشید

امام زمان

6ـ پیوستن نیروهای خارجی مستقر در مصر به سفیانی

قیام سفیانی در شام یکی از نقاط پر رنگ دوران پیش از ظهور است که روایات، به حتمی بودن آن اذعان دارند. اما نکته جالب اینجا است که او با حمایت و یا زمینه سازی نیروهای خارجی خواهد توانست اوضاع را در دست گیرد و فتنه ای بزرگ به پا کند. این مطلب را می توان از سه روایتی که در باب ورود نیروهای خارجی به مصر بیان شد، نیز فهمید.

بنابراین نیروهای خارجی برای جنگ با سفیانی به شام وارد نمی شوند. بلکه زمینه را برای قیام او فراهم خواهند نمود.

اما نکته مهم این است که در این روایات روشن نیست که آیا تمامی نیروهای خارجی مستقر شده در مصر از این کشور به سمت شام حرکت خواهند کرد و یا اینکه برخی از آنها در مصر خواهند ماند؟

 

7ـ آمادگی برای استقبال از امام زمان و ورود حضرت به این کشور

روایات ظهور حاکی از آن است که حضرت ولی عصر عجّل الله تعالی فرجه الشریف پس از ظهور وارد مصر خواهند شد و برای مردم آن دیار سخن خواهند گفت. نقل شده که امیر مومنان علیه‌السلام در خطبه ای در باب حوادث آخر الزمان فرمود: ثُمَّ یَسِیرُ إِلَى مِصْرَ فَیَصْعَدُ مِنْبَرَهُ فَیَخْطُبُ النَّاسَ. (بحار الأنوار، ج 53، ص 85)؛ سپس(مهدى و یارانش) به سوى مصر رهسپار مى شوند و حضرت از منبر آنجا بالا مى رود و مردم را مخاطب قرار می دهد و برایشان سخن مى گوید.

از این روایت استفاده می شود که مصر در دوران حکومت جهانی حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف تبدیل به پایگاه تبلیغاتی امام زمان خواهد شد و این بدون آمادگی مردم انقلابی این دیار صورت نخواهد پذیرفت.

این روایت گویای آن است که ورود امام به مصر در شرایطی هماهنگ و بستری آماده از سوی مردم برای استقبال از حضرت صورت می گیرد. چرا که در این روایت هیچ سخنی از فتح و پیروزی به میان نیامده است.

حال که نمایی کلی از روایات مصر در دوران پیش از ظهور پدیدار شد، باید این روایات را مورد تحلیل و بررسی قرار داد.

ادامه دارد ...

سید مصطفی بهشتی

بخش مهدویت تبیان

+ نوشته شده توسط محمود در دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390 و ساعت 23:54 |
اگرچه روایات پیش بینی حوادث آینده مصر فراوان است اما تنها بخشی از آنها به عصر ظهور مرتبط می شود. روایات پیش بینی فتح مصر توسط مسلمانان و همچنین روایات غلبه مغربی ها بر مصر که در دوران انقلاب فاطمیان به حقیقت پیوسته است، از جمله روایاتی است که ربطی به مساله ظهور ندارند و باید مراقب بود که ما را به اشتباه نیاندازند و با روایات ظهور درآمیخته نگردند. بنابراین برای جلوگیری از این مشکل تنها به روایاتی مراجعه خواهیم کرد که به نحوی دلالت بر حوادث دوران ظهور داشته باشند.
امام زمان (عج)

ظهور منجی آخر الزمان از جمله مسایلی است که شیعه و سنی به آن معتقدند و در منابع روایی هر دو، روایات متعددی در این باره وجود دارد.

پیامبر خدا و اهل بیت، نشانه هایی را که پیش از ظهور حضرت ولی عصر(عج) رخ می دهد، ارائه کرده اند تا مردمی که در دوران پیش از ظهور زندگی می کنند خود را برای این اتفاق بزرگ آماده سازند و همچنین مردم دوران های دیگر مدعیان دروغین را بشناسند.

یکی از این نشانه ها که اخبار فراوانی را به خود اختصاص داده، رخدادهای مرتبط با کشور مصر است. ناآرامی های کنونی این کشور و جنبش مردم مسلمان این دیار، نگاه ها را بیش از گذشته به سوی این پیش گویی ها جلب کرده است. چرا که برخی از این نشانه ها همچون جنبش های پی در پی مردمی در کشورهای عربی و کشیده شدن این حرکت های مردمی به کشور مصر، با حوادث کنونی این سرزمین قابل تطبیق است.

اما به راستی آیا حوادث کنونی مصر همان است که در روایات اهل بیت برای ظهور حضرت ولی عصر پیش بینی شده؟

برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید همه روایاتی را که در زمینه نشانه های ظهور به دست ما رسیده و به نوعی با مصر در ارتباط است، مورد کنکاش قرار دهیم و نمایی کلی از این دسته از روایات ارائه نماییم. اما مهمتر آن است که بتوانیم تحلیلی دقیق بر این گروه از روایات، داشته باشیم و نتیجه ای شایسته از آن بگیریم.

 

حوادث مصر در آستانه ظهور

اگرچه روایات پیش بینی حوادث آینده مصر فراوان است اما تنها بخشی از آنها به عصر ظهور مرتبط می شود. روایات پیش بینی فتح مصر توسط مسلمانان و همچنین روایات غلبه مغربی ها بر مصر که در دوران انقلاب فاطمیان به حقیقت پیوسته است، از جمله روایاتی است که ربطی به مساله ظهور ندارند و باید مراقب بود که ما را به اشتباه نیاندازند و با روایات ظهور درآمیخته نگردند. بنابراین برای جلوگیری از این مشکل تنها به روایاتی مراجعه خواهیم کرد که به نحوی دلالت بر حوادث دوران ظهور داشته باشند.

با مراجعه و بررسی این دسته از روایات می توان رخدادهای مرتبط با ظهور را به هفت دسته تقسیم کرد که در نگاه اول، ترتیب روشنی برای این حوادث دیده نمی شود. اما با اندکی تامل می توان به یک ترتیب منطقی اما احتمالی دست یافت.

شیخ مفید هنگام برشمردن نشانه های ظهور در این باره می گوید:

خُرُوجُ الْعَبِیدِ عَنْ طَاعَةِ سَادَاتِهِمْ وَ قَتْلُهُمْ مَوَالِیَهُم. (الارشاد، ج 2، ص 369)؛ بردگان(مردم و پابرهنگان جامعه) از فرمانبرداری بزرگان خود بیرون رفته و آنان را می کشند.

این اتفاقات عبارتند از:

1ـ حرکت انقلابی مردم علیه حاکمان در مصر و دیگر کشورهای عربی

2ـ کشته شدن فرمانروای مصر به دست مردم

3ـ هرج و مرج و نابسامانی در کشور به دلیل فقدان پیشوا

4ـ ورود نیروهای خارجی به مصر

5ـ انقلاب مردی از مصر و ایجاد حرکت اسلامی در این کشور

6ـ پیوستن نیروهای خارجی مستقر در مصر به سفیانی

7ـ آمادگی برای استقبال از امام زمان و ورود حضرت به این کشور

 

1ـ حرکت انقلابی مردم علیه حاکمان در مصر و دیگر کشورهای عربی

یکی از نشانه های ظهور، حرکت عمومی مردم منطقه و یا مردم کشورهای عربی بر ضد حاکمان است. حاکمانی که استبداد، زورگویی و ظلمشان چنان مردم را بر آشفته که جز به کشتن آنان راضی نخواهند شد. شیخ مفید هنگام برشمردن نشانه های ظهور در این باره می گوید:

خُرُوجُ الْعَبِیدِ عَنْ طَاعَةِ سَادَاتِهِمْ وَ قَتْلُهُمْ مَوَالِیَهُم. (الارشاد، ج 2، ص 369)؛ بردگان(مردم و پابرهنگان جامعه) از فرمانبرداری بزرگان خود بیرون رفته و آنان را می کشند.

گویا این حادثه بیشتر در کشورهای عربی رخ می دهد و حاکمان این کشورها به خاطر وابستگی به قدرت های دیگر و گرایشات غیر بومی مورد نکوهش مردم قرار می گیرند:

وَ خَلْعُ الْعَرَبِ أَعِنَّتَهَا وَ تَمَلُّكُهَا الْبِلَادَ وَ خُرُوجُهَا عَنْ سُلْطَانِ الْعَجَمِ. (همان)؛ و مردم عرب از قید و بند (ذلت) آزاد می گردند و شهرها را تصرف می کنند و از فرمان پادشاه عجم (غیر عرب یا با گرایشاتی غیر بومی) بیرون می آیند.

امام زمان

بنابر روایتی از امیرمومنان علی(علیه السلام) دایره این جنبش ها و اختلافات به تمامی کشورهای عربی کشیده خواهد شد. از امام علی علیه السلام نقل شده که در ضمن بیان نشانه هایی از ظهور فرمودند:

            ... اخْتِلَافٍ فِی كُلِّ أَرْضٍ مِنْ أَرْضِ الْعَرَب. (تفسیر عیاشی، ج 1، ص 64)؛ اختلاف و درگیری در تمامی سرزمین عرب رخ خواهد داد.

نکته پر اهمیت این است که ظاهرا برخی از این انقلاب های مردمی به ثمر می نشیند و رنگ پیروزی را به خود خواهد دید:

وَ غَلَبَةُ الْعَبِیدِ عَلَى بِلَادِ السَّادَات‏. (الارشاد، همان)؛ نوكران (مردم عادی) بر شهرهاى بزرگان خود  غلبه می کنند.

مصر نیز همچنانکه خواهیم گفت از این قاعده در کشورهای عربی مستثنی نخواهد بود و علیه حاکم خود برخواهد آشفت.

 

2ـ کشته شدن فرمانروای مصر به دست مردم

از روایات ظهور برمی آید که ناآرامی ها و انقلاب مردمی در کشورهای عربی به مصر نیز کشیده خواهد شد. تا به آنجا که مردم، فرمانروای خود را خواهند کشت:

وَ قَتْلُ أَهْلِ مِصْرَ أَمِیرَهُمْ. (الارشاد، همان)؛ «مردم مصر، فرمانروای خود را می کشند.»

برخی از منابع اهل تسنن حاکی از آن است که این حادثه با کشته شدن فرمانروای شام، همزمان خواهد بود:

«قبل از وى فرمانرواى شام و حاكم مصر كشته مى شوند.» (ر.ک: عصر ظهور، ص 158)

اگر مراد از اطراف مصر در این روایت، مرزهای داخلی مصر باشد، نتیجه این خواهد شد که کمی قبل از ظهور حضرت، نابسامانی و هرج و مرج، عده ای از فرعون صفتان سودجو و یا مسیحیان ضد اسلام را بر شهرهای حاشیه ای این کشور حاکم خواهد کرد

3ـ هرج و مرج و نابسامانی در کشور به دلیل فقدان پیشوا

یکی از حوادثی که پیش از ظهور حضرت برای کشور مصر پیش بینی شده است، هرج و مرج و نابسامانی است.

از ابوذر نقل شده که گفت:

امنیت از مصر رخت بر مى بندد. راوی می گوید به او گفتم: در آن هنگام كه امنیت از دست مى رود، پیشوایى نیست كه آن را فراهم آورد. گفت: خیر، بلكه نظام آن از هم پاشیده مى شود. (کتاب الفتن، نعیم بن حماد، ص 174)

بنابراین ریشه این نابسامانی نداشتن پیشوا و جلوداری است که بتواند حرکت انقلابی مردم را رهبری نماید. این ناامنی و هرج و مرج به آنجا خواهد رسید که عده ای فرصت طلب از این اوضاع، نهایت سوء استفاده را می کنند و بر قسمتی از این سرزمین سیطره پیدا می نمایند. از امیر مومنان(علیه السلام) درباره نشانه های ظهور نقل شده که فرمود:

و غلبة القبط على أطراف مصر. (المناقب، ج 2، ص 274)؛ قبطیان بر اطراف مصر غلبه می کنند.

مصر

اما قبطیان چه کسانی هستند؟

در تاریخ می خوانیم که فرعون و فرعونیان و همچنین جالوت (فرمانروای ستمگری که نامش در قرآن آمده) از قبطیان بوده اند. بنابراین ممکن است که مقصود از قبطیان، بازمانده حاکمان فرعونی این سرزمین و یا به طور کلی فرعون صفتان باشد.

البته باید در نظر داشت که قبطیان کنونی مصر مسیحی اند و جمعیتی حدود 15 میلیونی دارند که ممکن است، مراد حدیث همین گروه از جمعیت مصر باشد.

اگر مراد از اطراف مصر در این روایت، مرزهای داخلی مصر باشد، نتیجه این خواهد شد که کمی قبل از ظهور حضرت، نابسامانی و هرج و مرج، عده ای از فرعون صفتان سودجو و یا مسیحیان ضد اسلام را بر شهرهای حاشیه ای این کشور حاکم خواهد کرد.

اما ممکن است مقصود از اطراف مصر، سرزمین های همسایه این کشور نظیر فلسطین، اردن, لیبی یا سودان باشد که اسیر حاکمانی فرعون صفت می باشند.

ادامه دارد ...


سیدمصطفی بهشتی

بخش مهدویت تبیان

+ نوشته شده توسط محمود در جمعه نهم اردیبهشت 1390 و ساعت 23:46 |
ظهور بسیار نزدیک است

چندی است که مستندی 75 دقیقه ای نُقل بسیاری از محافل شده است و دیدگاه‌های مختلفی را به سوی خود جلب می‌کند. این فیلم که با تیراژی بالا در اختیار عموم مردم قرار گرفته، مورد انتقاد بسیاری از اندیشمندان حوزه و بزرگان عرصه سیاست قرار گرفته است. اما آنچه که برای ما مهم است واکنش گسترده مراجع، علما و اندیشمندان حوزوی است.


اگرچه برخی انتشار فراوان این لوح فشرده را کاری سیاسی و مرتبط با گروهی خاص برشمرده اند اما به نظر می‌رسد که جذابیت موضوع و همچنین احساس وظیفه بسیاری از علاقه مندان به حضرت ولی عصر (علیه السلام) در سراسر کشور، نقش بسزایی در تکثیر خودجوش این لوح فشرده داشته است و توانسته بینندگان زیادی را به خود اختصاص دهد.

در مورد هدف این فیلم باید گفت که این برنامه در پی تطبیق برخی از نشانه‌های ظهور با افراد و حوادث کنونی جامعه جهانی است و در نهایت می‌خواهد بیننده را به این باور برساند که ظهور حضرت حجت (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) آنچنان نزدیک است که گویا در همین چند سال  آینده رخ خواهد داد!

استفاده و تطبیق‌های جانبدارانه از نام و تصویر برخی از چهره‌های سیاسی داخل کشور و همچنین مخالفت و تخریب برخی دیگر از شخصیت‌های سیاسی، سبب شده تا دو اتفاق نامبارک در نقد این برنامه رخ  دهد.

اول اینکه مخالفان سیاسی تفکر حاکم بر این مستند به صورت افراطی عمل کنند و نقدهای غیر منصفانه‌ای را ارائه دهند؛ و دوم اینکه سازندگان برنامه نیز از آن طرف بام بیافتند و اکثر انتقادات را به مسایل سیاسی برگردانند و هدف بسیاری از نقدهای ارائه شده را تخریب یک طیف سیاسی یا فردی خاص برشمرند.

اگرچه در چنین فضای مسمومی سخن گفتن مشکل است اما مسلما نقد منصفانه و رهیابی بی‌طرفانه به سوی حقیقت جای خود را به خوبی پیدا خواهد کرد.

به همین جهت است که ما در پی این خواهیم بود تا نقدی منصفانه را در پیش گیریم و فارغ از کشمکش‌های سیاسی و اجتماعی به «بررسی دقیق و عالمانه» محتوای ارائه شده بپردازیم.

بنابراین پیش از هر چیز به نقاط قوت یا شایستگی‌های این برنامه خواهیم پرداخت و سپس به کاستی‌ها و ضعف‌های آن اشاره خواهیم کرد و در نهایت برای روشن شدن حقیقت به بررسی دقیق یکایک شخصیت‌های مرتبط با علایم ظهور خواهیم پرداخت.

مخالفان سیاسی تفکر حاکم بر این مستند به صورت افراطی عمل کنند و نقدهای غیر منصفانه‌ای را ارائه دهند؛ و دوم اینکه سازندگان برنامه نیز از آن طرف بام بیافتند و اکثر انتقادات را به مسایل سیاسی برگردانند و هدف بسیاری از نقدهای ارائه شده را تخریب یک طیف سیاسی یا فردی خاص برشمرند


سید مصطفی بهشتی

بخش مهدویت تبیان

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمود در پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390 و ساعت 23:43 |