
فکر میکنی خوردن و آشامیدنی که برایمان روزمره شده و عادت را میتوان با نگاهی دیگر دید؟
آدمهای این مجموعه هستی را که نگاه میکنی، میبینی:
عدهای چون از خوردن لذت میبرند، میخورند. آنچه را که به مذاقشان خوش آید!
... و مایه سلامتشان باشد.
عدهای دیگر برای سیر شدن و رهایی از گرسنگی میخورند، تا جسمشان به سلامت ماند.
اما...
برخی نیز میخورند تا توان بندگی بیابند و در راه خدا قدم بردارند، پس پاکترینها را میخورند
تا هم جسم سالم بماند و هم روح.
میخورند با نام خدا و دست میکشند از آن با شکر خدا.
خود میخورند و به دیگران هم میخورانند که لذت خوردن و آشامیدن چیزی نیست جز آن که...
... منِ بنده، پای سفره رحمت و برکت خدایم نشستهام، تا از حضور بر سر این سفره لذت برم.
... و به حقیقت، همه ما به لذت بردن بر سر این سفره دعوت شدهایم، اگر بخواهیم!
و پای سفره شیطان ننشینیم.
یا أَیّهَا النّاسُ كُلُوا مِمّا فِی اْلأَرْضِ حَلالاً طَیِّبًا وَ لا تَتّبِعُوا خُطُواتِ الشّیْطانِ إِنّهُ لَكُمْ عَدُوّ مُبینٌ1
۱. بقره: ۱۶۸.
بگذار آن فرشتهی لپقرمزی که روی آن تکه ابر گوشهی آسمان نشسته،
چادرگلیاش را بکشد روی صورتش و یواشکی بخندد به من؛
که از اول بهار، همهاش دارم حرص میخورم که با «رمضان» در «تابستان» چگونه سر کنم!؟
...
«رمضان» یعنی «رمض». یعنی باران اول پاییز که میبارد و گرد و غبار تابستانی را میزداید.
روحم را برهنه کنم.
درب زیرزمین را باز کنم. پلهها را یکیدوتا بروم تا روی حیاط،
آنجا پابرهنه و سربرهنه زیر این باران بدوم...
چشم برهم بگذارم و باز کنم، سیروز باران باریده و آفتاب «فطر»...
...
بعد از عمو رجب و دایی شعبان، نوبت بابا رمضان است!
بعد از رمضان، خانوادهی انسانیت تکمیل میشود...
...
گفتند: رمضان، بهار است.
من هم: رمضان، نوروز است. دوباره روز عبادت از نو و روزی معنویت از نو.
مباد که پارسال دوست و امسال آشنا!

راستی آیا حرفه ای ترین آرایشگر دنیا را می شناسید؟ دکان و محل کسب و کار او را بلدید؟
نه اشتباه نکنید این آرایشگر فوق حرفه ای منظور نظر ما، مو یا صورت شما را آرایش نمی کند، اما کلکسیون بزرگی دارد که انواع مدها و مدلهای آرایش ریخت و اندام را به صورت کاملا رایگان به شما عرضه می کند.
تخصص و چیرگی دست او در پنهان کردن زشتیها بدون اغراق دومی ندارد؛ نه تنها زشتیها و پلشتیها را کاملا می پوشاند بلکه آنها را به بهترین وجه ممکن می آراید.(1)
با این همه، آرایشگری تنها یکی از هنرمندیهای بی بدیل اوست.
او اما در آن واحد به مشاغل متعددی اشتغال دارد؛ مثلا در کنار حرفه آرایشگری، کارگاه نقاشی بزرگی دایر کرده است که در آنجا رنگ بطلان بر چهره حقیقت می زند و جامه کژی برقامت راستی می پوشاند.
گاهی بازیگر است و در کثیری از نقشهای مثبت و منفی و در هیئت و قالب افراد گوناگون تمثل و تجسم می یابد و از این رهگذر، ابنای آدم را به سراشیبی سقوط در پرتگاه تباهی هل می دهد.(2)
به تنها چیزی که اصلا فکر نمی کند، درآمد یا موقعیت اجتماعی مشاغل است؛ به همین دلیل گاهی مسافر کش است و عجیب اینکه بر حسب عادت همیشه چراغ خاموش حرکت می کند.
ایستگاه دائمی او دو راهی حق و باطل نرسیده به اتوبان گمراهی است و از آنجا مسافران را در بست به سفر جهنم می برد.(3)
اگر زمین حاصل خیزی بیابد کشاورزی هم بلد است و در همه فصلها بذر کینه و نفاق را در زمین دلها می افشاند.
حرفه دیگری هم دارد که کمتر کسی از آن مطلع است و من بعید می دانم که شما هم توانسته باشید حدس بزنید.
آری!خلبانی تنها حرفه ایست که هیچگاه از آن خسته نمی شود.
بیشتر اوقات در این پست مشغول است.
با بالهای وسوسه و القاء آنقدر بر فراز قلب آدمی می چرخد تا باند مناسب برای فرود بیابد.(4)
اکنون ببینم با این همه تبلیغات آیا توانسته اید هویت واقعی این موجود چند هزار چهره را حدس بزنید؟
راهنمایی بیشتر اینکه او سوگند یاد کرده است که شما را لحظه ای آسوده نگذارد و هر کجا راه نجاتی باشد بر سر آن راه کمین گذاشته رهزن راهتان گردد.(5)
آری! حدس شما صائب است! اما آنچه باید همیشه آویزه گوشتان باشد اینکه:
بساط کار این گرگ ایمان خوار در هر کوی و برزنی پهن است، پس مراقب باشید هیچگاه بر سر راه او قرار نگیرید.
------------------------
پی نوشت ها:
1- انعام/43: ...وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ مَا كَانُوا یَعْمَلُونَ
(...شیطان كارهایى را كه مى كردند براى آنان آراست)
و نیز نهج البلاغه، خطبه 64:
وَ الشَّیْطَانُ مُوَكَّلٌ بِهِ، یُزَیِّنُ لَهُ الْمَعْصِیَةَ لِیَرْكَبَهَا
( شیطان همواره مراقب اوست و گناه را در نظرش جلوه مى دهد، تا مرتكب شود)2- در تفسیر آیه 48 از سوره انفال برخی از مفسران قائلند به اینکه شیطان حتی قادر است درقالب اجسام نیز تمثل یابد؛ به عنوان مثال ر.ک: مطهری، مرتضی، آشنایی با قرآن3، صص 109-108
3- فاطر/6: إِنَّ الشَّیطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّمَا یدْعُو حِزْبَهُ لِیكُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِیرِ
البته شیطان دشمن شماست، پس او را دشمن بدانید؛ او فقط حزبش را به این دعوت میکند که اهل آتش سوزان (جهنم) باشند!
4 - در سوره اعراف آیه 201 می خوانیم:
"ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذا هم مبصرون"
(هنگامی که اهل تقوی دچار وسوسه های شیطان می شوند به یاد خدا می افتند و ناگهان بینا می گردند.)
طائف یعنی طواف کننده؛ گویا شیطان همچون طواف كنندهاى پیرامون فكر و روح انسان پیوسته گردش مىكند تا راهى براى نفوذ بیابد؛ ویاد خدا اکسیری است که ابرهای تیره و تار وسوسه ها ی شیطان را کنار می زند.
5- اعراف/16:
قَالَ فَبِمَا أَغْوَیتَنِی لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِیمَ
(گفت: «اکنون که مرا گمراه ساختی، من بر سر راه مستقیم تو، در برابر آنها کمین می کنم!)
1- خروج سفیانى: سفیانى مردى از نسل ابوسفیان است كه پیش از ظهور حضرت خروج مىكند و پس از ظهور با امام مىجنگد. امام صادق(ع) فرمود: «ما و خاندان ابوسفیان دو خاندانى هستیم كه بر سر دین خدا با هم دشمنى داریم. ما سخن خداوند را تصدیق كردیم و آنان تكذیب كردند. ابوسفیان با پیامبر(ص) مبارزه كرد و معاویه با على(ع) و یزید با حسین بن على(ع) به مخالفت برخاستند و سفیانى نیز با قائم(عج) خواهد جنگید، (بحارالانوار، ج 52، ص 182).
2- خسف در بیداء: خسف ؛ یعنى، فرو رفتن و بیداء سرزمین بین مكه و مدینه است و مراد از آن فرو رفتن لشكر سفیانى در زمین است. على(ع) فرمود: در آستانه ظهور قائم ما، مهدى(عج) سفیانى خروج مىكند. سپاه وى به سوى مدینه حركت مىكند و چون به سرزمین بیداء مىرسند خداوند آنها را در كام زمین فرو مىبرد، (ینابیع الموده، قندوزى، چاپ بصیرتى، ص 427).
3- خروج یمانى: سردارى است از یمن كه قیام كرده و مردم را به حق و عدل دعوت مىكند. امام صادق(ع) فرمود: قیام خراسانى و سفیانى و یمانى در یك سال و یك روز خواهد بود و در این میان هیچ پرچمى به اندازه پرچم یمانى دعوت به حق و هدایت نمىكند، (كتابالغیبه، نعمانى، ص 252). ظاهراً خراسانى نیز دعوت به حق مىكند.
4- قتل نفس زكیه: نفس زكیه؛ یعنى، انسان پاك. امام باقر(ع) فرمود: «بین ظهور مهدى(عج) و كشته شدن نفس زكیه بیش از پانزده شبانهروز فاصله نیست»، (الارشاد، ج 2، ص 374).
5- صیحه آسمانى: ظاهراً صدایى است كه در آستانه ظهور از آسمان شنیده مىشود. امام باقر(ع) فرمود: «ندا كنندهاى از آسمان نام قائم را ندا مىكند پس هر كه در شرق و غرب است آن را مىشنود، (كتاب الغیبه، نعمانى، ص 252). براى مطالعه ی بیشتر ر.ك: 1- ظهور نور، على سعادتپرور، نشر تشیع 2- علائم ظهور امام زمان(عج)، محمد حسین همدانى، انتشارات صحفى 3- نشانههاى ظهور، سادات مدنى، نشر منیر 4- از ولادت تا ظهور، كاظم قزوینى، ترجمه: فریدونى، نشر آفاق 5- از ولادت تا ظهور، كربى، انتشارات الهادى 6- چشم به راه مهدى، جمعى از نویسندگان دفتر تبلیغات اسلامى قم، چاپ اول زمستان 1375، صص 316 - 245 7- مقاله بررسى نشانههاى ظهور، اسماعیل اسماعیلى

سوره اسراء که به آن بني اسراييل و سبحان نيز گفته مي شود پراست از نکته هايي که هر يک از آنها، انسان را به سوي جاودانگي پرواز مي دهد ، يکي از اين نکته ها توحيد و ايمان، است، توحيدى كه خمير مايه همه فعاليتهاى مثبت و كارهاى نيك سازنده است. (*)
شـرك سـبـب مـى شـود كـه خـداوند، مشرك را به معبودهاى ساختگيش واگذارد و دست از حمايتش بردارد در نتيجه «مخذول » يعنى بدون يار و ياورخواهد شد
1 - شرك مايه ضعف و ناتوانى و زبونى و ذلت است .
2 - شرك ، مايه مذمت و نكوهش است ، چرا كه يك خط و روش انحرافى است در برابر منطق عقل و كفرانى است آشكار در مقابل نعمت پروردگار.
3 - شـرك سـبـب مـى شـود كـه خـداوند، مشرك را به معبودهاى ساختگيش واگذارد و دست از حمايتش بردارد در نتيجه «مخذول » يعنى بدون يار و ياورخواهد شد.
و پروردگارت فرمان داده جز اورا نپرستيد و نسبت به پدر و مادر نيكى كنيد هـرگاه يكى از آن دو، يا هر دو آنها، نزد تو به سن پيرى و شكستگى برسند(آن چنان كه نيازمند بـه مـراقـبت دائمى تو باشند از هرگونه محبت در مورد آنها دريغ منما و كمترين اهانتى به آنان مكن حتى سبكترين تعبير نامؤدبانه يعنى : "اف" به آنها مگو و بر سر آنها فرياد مزن با گفتار سنجيده و لطيف و بزرگوارانه با آنها سخن بگو وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً كَرِيمًا بـعد از پرداختن به اصل توحيد و يکتا پرستي به يكى از اساسى ترين تعليمات انسانى انبيا ضمن تاكيد مجدد بر توحيد اشاره به آن امر مهم که همانا نيکي به پدر و مادر است کرده و قرار دادن توحيد يعنى اساسى ترين اصل اسلامى در كنار نيكى به پدر و مادرتاكيد ديگرى است بر اهميت اين دستور اسلامى .
و پس از بيان توحيد و يکتا پرستي ، به بيان يكى از مصداقهاى روشن نيكى به پدر و مادر پرداخته،که بيان شد و در ادامه مي فرمايد : بالهاى تواضع خود را دربرابرشان از محبت و لطف فرودآر و بگو: بار پروردگارا! آنها را مشمول رحمت خويش قرار ده، همان گونه كه دركودكى مرا تربيت كرده اند وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا و نهايت فروتنى را در برابر آنها بنما
شرك مايه ضعف و ناتوانى و زبونى و ذلت است
در بخشي ديگر فرموده است : پروردگار شما به آنچه در دل وجان شماست از شما آگاهتر است اگر شما صالح باشيد (وتوبه كار) خداوند توبه كاران را مى آمرزد بترسيد از اين كه عاق پدر و مادر و مغضوب آنهاشويد، زيرا بوى بهشت از پانصد سال راه به مشام مى رسد، ولى هيچ گاه كسانى كه مورد خشم پدر و مادر هستند بوى آن را نخواهند يافت رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ إِن تَكُونُواْ صَالِحِينَ فَإِنَّهُ كَانَ لِلأَوَّابِينَ غَفُورًا و از آنـجا كه گاهى در رابطه با حفظ حقوق پدر و مادر و احترام آنها وتواضعى كه بر فرزند لازم اسـت، مـمكن است لغزشهايى پيش بيايد كه انسان آگاهانه يا ناآگاه به سوى آن كشيده شود در اين آيه مى گويد: «پروردگار شما به آنچه در دل وجان شماست از شما آگاهتر است » (ربكم اعلم بما فى نفوسكم ). چـرا كـه علم او در همه زمينه ها حضورى و ثابت و ازلى و ابدى و خالى ازهرگونه اشتباه است در حالى كه علوم شما واجد اين صفات نيست . بـنابراين اگر بدون قصد طغيان و سركشى در برابر فرمان خدا لغزشى در زمينه احترام و نيكى به پـدر و مـادر از شـما سر زند و بلافاصله پشيمان شديد و در مقام جبران برآييد مسلما مشمول بخشش و عفو خـدا خواهيد شد: «اگر شما صالح باشيد (وتوبه كار) خداوند توبه كاران را مى آمرزد»! (إِن تَكُونُواْ صَالِحِينَ فَإِنَّهُ كَانَ لِلأَوَّابِينَ غَفُورًا)
احترام پدر و مادر در منطق اسلام
اسلام در مورد احترام والدين آن قدر تاكيد كرده است كه در كمتر مساله اى ديده مى شود .به عنوان نمونه به چند قسمت اشاره مى كنيم.قرآن حتى كمترين بى احترامى را در برابر پدر و مادر اجازه نداده است
الـف ) در چـهار سوره از قرآن مجيد نيكى به والدين بلافاصله بعد از مساله توحيد قرار گرفته اين هم رديف بودن بيانگر اين است كه اسلام تا چه حد براى پدرو مادر احترام قائل است .
ب ) اهـمـيت اين موضوع تا آن پايه است كه هم قرآن و هم روايات صريحاً توصيه مى كنند كه حتى اگر پدر و مادر كافر باشند رعايت احترامشان لازم است .
ج ) شـكـرگـزارى در برابر پدر و مادر در قرآن مجيد در رديف شكرگزارى دربرابر نعمتهاى خدا قرار داده شده است .
د) قرآن حتى كمترين بى احترامى را در برابر پدر و مادر اجازه نداده است .
هـ) بـا ايـن كه جهاد يكى از مهمترين برنامه هاى اسلامى است ، مادامى كه جنبه وجوب عينى پيدا نـكـنـد يـعـنى داوطلب به قدر كافى باشد، بودن در خدمت پدر ومادر از آن مهمتر است ، و اگر موجب ناراحتى آنها شود، جايز نيست .
و) پـيامبر(ص ) فرمود: «بترسيد از اين كه عاق پدر و مادر و مغضوب آنهاشويد، زيرا بوى بهشت از پانصد سال راه به مشام مى رسد، ولى هيچ گاه كسانى كه مورد خشم پدر و مادر هستند بوى آن را نخواهند يافت ».
در حـديـث ديگرى از امام كاظم (ع ) مى خوانيم : «كسى نزد پيامبر(ص ) آمد واز حق پدر و فرزند سـؤال كرد، فرمود: «بايد او را با نام صدا نزند (بلكه بگويد پدرم !)و جلوتر از او راه نرود، و قبل از او نـنشيند، و كارى نكند كه مردم به پدرش بدگويى كنند» نگويند خدا پدرت را نيامرزد كه چنين كردى.
پاورقي
......................
(*)سوره اسراء آيه ،23،24،22 ،25
لاَّ تَجْعَل مَعَ اللّهِ إِلَـهًا آخَرَ فَتَقْعُدَ مَذْمُومًا مَّخْذُولاً يعني معبود ديگرى با خدا قرار مده تا نكوهيده و وامانده بنشينى.
وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً كَرِيمًا يعني و پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد و به پدر و مادر (خود) احسان كنيد. اگر يكى از آن دو يا هر دو، در كنار تو به سالخوردگى رسيدند به آنها (حتى) (اوف) مگو و به آنان پَرخاش مكن و با آنها سخنى شايسته بگوى.
وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا يعني و از سر مهربانى، بالِ فروتنى بر آنان بگستر و بگو: (پروردگارا، آن دو را رحمت كن چنانكه مرا در خردى پروردند.)
رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ إِن تَكُونُواْ صَالِحِينَ فَإِنَّهُ كَانَ لِلأَوَّابِينَ غَفُورًا يعني پروردگار شما به آنچه در دلهاى خود داريد آگاهتر است. اگر شايسته باشيد، قطعاً او آمرزنده توبهكنندگان است.
برگرفته از تفسير نمونه
نوشته و تنظيم آقاميري
بخش دين و انديشه تبيان

ولایت پذیری در اصل، به معنای ایجاد توازن در پذیرش سرپرستی و دوستی پیشوایان دینی و بیزاری از دشمنان آنهاست.
حضرت عباس(علیهالسلام) که باور و اعتقادش، تمام تلاشها و موضعگیریهای او را در مسیر ولایت قرار داده است، بهترین اسوه ولایتپذیری است؛ چون خط سیاسی او پیوسته بر اطاعت از امام و مخالفت رفتاری و گفتاری با دشمنان امام استوار بود. او، این ویژگی را تا لحظه شهادت زنده نگه داشت که بهترین گواه بر این سخن، تقاضای دشمن برای جدا شدن او از صف هواداران ولایت و رد کردن آن از سوی حضرت عباس(علیهالسلام) بود.
در عصر تاسوعا، دشمن کوشید با استفاده از روابط قومی و قبیلهای، حضرت اباالفضل(علیهالسلام) را از لشگر حسینیان جدا سازد. به همین منظور، شمر بن ذی الجوشن که نسبت خانوادگی با امالبنین (علیهاالسلام) داشت، به خیمه حضرت عباس(علیهالسلام) نزدیک شد و فریاد زد: «خواهرزادههای ما کجایند؟»(1)
شمر از قبیله بنی کلاب بود و در عرب رسم بود که دختران قبیله خود را خواهر میگفتند. شمر پا را فراتر نهاد و برای رسیدن به مقصود خود به حضرت عباس(علیهالسلام) اماننامه تسلیم کرد. دشمن که برق شمشیر و توفان دستان حضرت اباالفضل(علیهالسلام) در دفاع از ولایت را در جنگهای پیشین دیده بود، میخواست با این حربه پوسیده، شکست را بر سپاه امام تحمیل کند.
رفتار حضرت عباس(علیهالسلام) در این مورد گویای دفاع راستین او از حریم ولایت و برائت از دشمنان است. او بدون کوچکترین توجه به مناسبات قبیلهای و قومگراییها، فریاد کشید و گفت: «دستهایت بریده باد! خداوند تو و اماننامهات را لعنت کند. آیا به ما امان میدهی، در حالی که پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، امام حسین(علیهالسلام)، امان ندارد؟ به ما امر میکنی که به اطاعت این نفرین شدگان الهی و فرزندان ملعون و پلید آنان در آییم؟»(2) او اینگونه بر چکاد افتخار ایستاد و بلندترین چکامه را در ولایتپذیری سرود.
پینوشتها:
1. اصول کافی، کلینی، انتشارات اسوه، قم، 1372، چاپ 2، ج 4، ص 120.
2. اعلام الوری، باعلام الهدی، امین الاسلام فضل به الحسن الطبرسی، ص 237.
و خدا رو شکر احمدی نژاد پیروز شد
البته کارهای اخیر ایشون انتقاداتی دارن
ولی به اندازه اقای موسوی نمیتوان از ایشان انتقاد کرد
من تصمیم گرفتم وضعیت وبلاگ رو به حالت عادی برگردونم
امیدوارم همه به راه راست هدایت شوند.
|
30 خرداد یادآور بزرگ منافقی است که در زمین چمن دانشگاه تهران قرآن را تفسیر به رأی می نمود و در مقابل بزرگ مفسر قرآن حضرت امام رحمةالله علیه اعلام جنگ مسلحانه نمود . چه عبرت آموز است تاریخ و تکرار آن ، آقای میر حسین موسوی با صدور بیانیه شماره 5 در سالروز اعلام جنگ مسلحانه منافقين ، سخت مرا به فکر فرو برد ، که چرا آقاي موسوي راه رجوی را در پیش گرفته است ؟ با قدری تأمل پاسخ آن را چنین یافتم . شواهد و قرائن نشان می دهد که عمق فتنه بیش از آن چیزی است که تا کنون افشا شده است . طراحی بر اندازی نظام هدفی است که سران استکبار و منافقین مستقر در عراق و انگلیس و برخی از به ظاهر اصلاح طلبان در مورد آن برنامه ریزی کرده اند . جای تعجب نیست که میر حسین موسوی در 30 خرداد رو در روی نظام و انقلاب اسلامی و مردم بایستد و اعلام جنگ نماید. ایشان پل های پشت سر خود را یکی پس از دیگری خراب می نماید و به نظر نمی رسد که به طریق مستقيم برگشت نماید. لذا راهی غیر از پیروی از مسعود رجوی و ابوالحسن بنی صدر ندارد و در آینده نزدیک سقوط بیشتر وی را شاهد خواهیم بود . |
||
محمد مهدي تهراني: تاریخ زیاد به خود دیده است کسانی را که به نام اخلاق، اخلاق را ذبح
کرده
اند؛ کسانی را که به نام دموکراسی، حقوق مردم را نادیده انگاشته اند و
کسانی را که به نام قانون گرایی، قانون را به مسلخ بردند. در انتخابات
ریاست جمهوری از جمله تاکیدات ميرحسين موسوی در بازه زمانی تبلیغات
انتخاباتی پایبندی به اخلاق و بازگشت به آداب اسلامی بود. شعار "ادب مرد
به ز دولت اوست"، شعاری بود که وي و حامیانش بارها و بارها تکرار کردند و
برای آنکه مستند در جریده تاریخ بماند، پوسترش را هم طراحی کردند.
زمان که گذشت، همان مدعیان اخلاق و ادب، بالاترین حجم توهین ها را به شخص دوم کشور و رییسجمهور منتخب مردم نثار کردند و او را فرعون، دیکتاتور و مستبد لقب دادند! همان ها قانون را زیر پا گذاشتند و علی رغم تأکیدات رهبر انقلاب شیرینی پیروزی 22 خرداد را به کام مردم زهر کردند و همان ها که از حق و رای مردم می گفتند، به جای پذیرش شکست به انتخاب مردم دهن کجی کردند و پیشاپیش خود را رییسجمهور قانونی کشور دانستند. اما اینکه چگونه 11 میلیون رأی را می توان جا به جا کرد، پرسشی است قابل تأمل که همان ها باید پاسخگو باشند.
در این مجال برخی تخریب ها و توهین ها را که در بازه زمانی کمتر از یک ماه تنها از سوی یکي از سایتهاي خبری متعلق به موسوی منتشر شده است، برای ثبت در تاریخ مرور می کنیم؛ تا همه بدانند در فقدان حضور جدی مدعی العموم به منتخب برآمده از آرای ملت چه رفته است و مدعیان اخلاق و ادب و پایبند به اصول چه کرده اند. تا همه بدانند چه کسانی باید به جای عدالت دنبال ادب بروند!(1)
الف) دولت مستبد و دیکتاتور و فرعونی
نسبت دولت استبدادی برای دولت نهم نسبتی نبود که تنها یک بار و احیاناً از روی غفلت داده شده باشد. نه تنها سایت خبری قلم رسماً نوشت:« آنچه امروز در جریان انتخابات مشاهده می شود، نشانه های فروپاشی یک دولت استبدادی است»(2) و تاکید کرد که:«اگر کارهای رئیس جمهور استبداد نیست، پس استبداد چیست؟»(3)، که شخص میرحسین هم به نوعی نسبت مستبد را به رییسجمهور داد.
او در مناظره تلویزیونی با دکتر احمدینژاد تصریح کرد: «معتقدم که استبداد صغیر به دلیل پشت کردن به قانون بوجود میآید و عادت دادن مردم مقدمهاش این شد که میشود قانون را شکست و رضا خان زمانی روی کار آمد که مردم را به تدریج عادت دادند که قوانینی که مجلس میگذراند پشت سر گذاشته میشود و من اینجا موارد بسیار زیادی دارم که به طور علنی در مقابل قوانین ایستادگی شده است و بنده احساس خوف کردم...»(4)
وي با فاصله چند روز در جمع مردم تهران وزارت صنایع را وزارت پسرخاله ها نامید و گفت: «میگویند چرا به ما میگویید دیکتاتور؛ ما از آنها سؤال میکنیم که چرا شما از قانون فرار میکنید و مصوبات مجلس را اجرا نمیکنید؟»(5) او در ادامه تأکید کرد: «این موج سبز علیه دروغ، قانونگریزی و سیاستهای کشور بر باد ده شماست و انشاءالله پیروز خواهد شد.»(6)
محتشمیپور البته به این صراحت افزود. وي گفت: «نخست وزیر دوران خمینی کبیر امروز اعلام می کند که خطر را جدی می بینم و احساس می کنم اگر این روند جهل و تحجر و دیکتاتوری و خرافه گرایی ادامه یابد، بعد از 4سال اثری از آثار نظام و انقلاب باقی نمی ماند.»(7)
او همچنین گفت:«روحیه استبداد و دیکتاتوری در کسانی که احساس قدرت می کنند، اینگونه است که جامعه را تکه تکه کرده و همه را به جان هم می اندازد و جز خودشان هیچ کسی را نمی بینند... ما باید فردی را به عنوان شخصیت برجسته و سکاندار سرنوشت کشور انتخاب کنیم که لطف و رحمت و دوستی را گسترش دهد و فردی که چون فرعون و دیکتاتورها مردم را دسته دسته کند و برای همه پرونده سازی کند، مورد تأيید ما و دین ما نیست.»(8)
رییس کمیته صیانت از آرای موسوی همچنین در جای دیگر تصریح کرد: «جمله معروفی هست که میگوید دیکتاتورها یک شبه دیکتاتور نمیشوند. یکی از راههایی که انسانها را به دیکتاتوری و استبداد میرساند قانونشکنی، قلب وقایع و مطرح کردن مطالب کذب است.»(9)
محمد رضا خاتمی هم به کمک دوستانش شتافت و به صراحت با اشاره به آنچه آن را موج سبز می خواند، گفت: «این موج تمام موانع تغییر را از سر راه بر میدارد و انشاء الله در روز 22 خرداد، مُهر پایانی میزنیم بر عصبیت، خشونت، ناکارآمدی، فردگرایی و دیکتاتوری و در این صورت است که شرایط بد و فاجعه بار کشور تغییر میکند.»(10)
ب) دولت طاغوتگونه، خشونت طلب و تروریست
بیستمین سالگرد ارتحال رهبر کبیر انقلاب بهانه ای بود تا محتشمیپور در حسینیه اعظم قم فهرست کاملی از توهین ها و فحاشی ها ارائه کند. او دولت و حامیان آن را به برنامه ریزی برای ترور و اعدام متهم کرد! او با اشاره به آنچه آن را فرقه مصباحیه می خواند، گفت: «در پروژه برچیدن بساط جماران از سوی فرقه مصباحیه، هدف فحاشی، دروغپردازی، ترور و اعدام یاران امام است.»(11) وي از جبهه مقابل با عنوان جبهه خشونت و مقدس مآبی یاد کرد و افزود: «در پروژه برچیده شدن بساط جماران، اگر نتوانند یاران امام را از نظر آبرو خدشه دار کنند، با دروغ گفتن و فحاشی کردن به آنان حمله می کنند و اگر باز هم نتوانند، آنان را ترور فیزیکی می کنند و حکم اعدام آنان را از شریح های قاضی خواهند گرفت.»(12)
مسئول کمیته هنرمندان ستاد موسوی نیز حضور وي در انتخابات را فرصتی برای مبارزه با حکومت طاغوت گونه عنوان کرد و افزود: «امروز جمع شدهایم تا هر آن کس را که روحیه طاغوت گونه دارد، به زیر بکشیم و ساختار دولت را تغییر دهیم.»(13)
پ) دولت متحجر و توتالیتر
اهانت های بی حد و حصر مدعیان اخلاق هرگز تمامی نداشت. این اهانت ها آن گاه به چشم می آید که اخبار و یادداشت های رسانه های همین جریان را هر چند گذرا مرور کنیم و آن گاه به قضاوت بنشینیم. تحجر نسبت دیگری بود که در انتخابات متوجه دولت بر آمده از متن مردم کردند. همان کسانی که در انتخابات دوره نهم اتفاقاً از همین تخریب های بی حد و حصر خود نتیجه منفی گرفته بودند. مرعشی سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی گفت: «امروز جریانی قصد دارد که انتقام حجتیه را از امام (ره) بگیرد و متحجرین درصدند که تحجر را جانشین تفکر انقلابی امام(ره) کنند.»(14) مقصود وي اما همان جریانی بود که به بیان رهبر انقلاب گفتمان انقلاب را زنده کرده است.
محمد عزلتی مقدم مسئول کمیته ایثارگران ستاد موسوی نیز ضمن بیان اینکه تحجرگرایی در کشور ریشه دار است، گفت: «تحجرگرایان در زمان حضرت امام (ره) به دلیل عظمت وشخصیت حضرت امام(ره)، میدانی برای ترکتازی پیدا نکردند لیکن تا آنجا که توانستند به مبارزه و مقابله با دولت میر حسین که منطبق بر مواضع امام و در خط ایشان بود پرداختند.»(15)
وي همچنین دروغگویی، تبلیغ برای خود و عدم تبعیت از قانون را نماد و مشخصه حکمرانی توتالیتر و تمامیت خواه دانست و افزود: «ما متأسفانه همه این مشخصات را از دولت نهم مشاهده کردیم. علمای سیاست، حکمرانی توتالیتر یا تمامیت خواه را بدترین شکل حکمرانی و نابود کننده حرث و نسل می دانند. در چنین روشی همه افتخارات گذشته نفی می شود و تمامی ضعف ها با تبلیغات فراوان به قدرت نمایش داده می شود.»(16)
ت) دولت نکبت و خودکامگی
با شنیدن واژه نکبت، خواه نا خواه ذهن ها متوجه همایش دوم خرداد حامیان موسوی در ورزشگاه آزادی و سخنان فائزه رفسنجانی در این همایش می شود. اما این تنها فائزه نبود که این گونه با گستاخی تمام در خصوص دولت منتخب مردم سخن گفت. محتشمیپور هم همین نظر را داشت. وي طی سخنانی در اصفهان گفت: «مناظره به همه ثابت کرد که این 4 سال، 4سال سیاهی و نکبت و جهل و خودکامگی بوده و ما امروز در آستانه انتخابات سرنوشت سازی هستیم و ملت ایران باید راه خود را مشخص و تبیین کنند زیرا 4 سال آینده می تواند 4 سال رشد انقلاب باشد و یا می تواند 4 سال سیاهی و منکرات و فحش و نابودی و زیر پاگذاشتن قانون باشد.»(17) و البته ملت نشان داد چه کسانی را بانی رشد انقلاب می داند و چه کسانی را نابود کننده این راه.
ث) دولت قرون وسطایی و تحدید کننده آزادی
در حالی که بالاترین فحاشی ها به دولت نهم در فقدان حضور مؤثر مدعی العموم شکل گرفت، مدعیان صداقت همچنان از فقدان آزادی گفتند و نوشتند. استاندار کهگیلویه و بویراحمد در دوران اصلاحات گفت: «این دولت (دولت نهم) عزت ایرانیان را زیرسؤال برد و همه آزادی ها را زیرپا له کرد. متأسفم که در طول 4 سال گذشته نتوانستم به داشتن چنین رئیس جمهوری افتخار کنم.»(18) تاج زاده هم این بیان را تکمیل کرد و گفت: « دولت طی 4 سال گذشته خفقان ایجاد کرده!»(19)
اما بیشتر در خصوص مختصات عملکردی این دولت قرون وسطایی بشنویم. جلال جلالی زاده نماینده پیشین کردستان در مجلس و دبیر شورای هماهنگی اصلاح طلبان کرد ضمن "خطرناک" توصیف کردن تداوم اختناق و آزادی ستیزی در سایه دولت نهم گفت: «اصلاً در شأن انسان کرد و اهل سنت نیست به دولت نهم رأی دهد که سراسر کارنامهاش در کردستان سیاهی و دروغ است.»(20)
وي همچنین افزود: «امروز دولت نهم بر اساس شرایط قرون وسطایی قصد دارد با سیب زمینی و سهام عدالت، آرای مردم را خریداری کند، وقتی این گونه با پول بیت المال تبلیغات گسترده انتخاباتی می شود، مردم حق دارند بپرسند 270 میلیارد دلار پول نفت کجاست؟ پیامهای موسوی و مواضع شفاف او در باره حقوق اقلیتها، تحولخواهی و تبعیض مثبت در کردستان به خوبی شنیده شده و کردها روز 22 خرداد پاسخ به رفتارهای تحقیر آمیز دولت و سیاست "عدالت با سیب زمینی" و توزیع سهام عدالت را خواهند داد.»(21)
حامی موسوی طی سخنانی که در سایت قلم هم منعکس شد، ادامه داد:«شایسته مردم ایران نیست که امروز شاهد جامعه ای عقب مانده، توسعه نیافته همراه با خفقان و محدودیت ابتدایی ترین حقوق و آزادی باشند.»(22)
ج) دولت عصر قجری
حکایت توهین ها و اهانت ها حکایتی است بی پایان. همان زمان میرمحمود موسوی برادر ميرحسين موسوی که به کمک توهین کنندگان آمده بود، طی سخنانی که با عنوان "آیا رفتار قجری با مردمی که صدها هزار شهید دادهاند، مناسب است؟" در سایت قلم منعکس شد، گفت: «اگر وضع معیشت مردم خوب است، چرا دولت در فصل انتخابات پول نقد بین مردم توزیع میکند؟ آیا برای مردم ما که برای استقلال و آزادی شان صدها هزار شهید دادهاند، رفتارهایی قجری و حجری مناسب است؟»(23)
وزیر مسکن دولت سازندگی هم با تأکید بر اینکه احمدینژاد حتی در شهرداری تهران هم به قوانین بودجه پایبند نبود، گفت: «آیا این گونه پول خرج کردن به روش شاهان قجری در عصر، حاضر صحیح است؟»(24) این همه به خاطر آن بود که دولت نخواست سیب زمینيهای خریداری شده از کشاورزان مثل پیازهای زمان دولت اصلاحات در انبارها فاسد شود.
ح) امپراطوری دروغ و دولت مردم فریب
دروغگویی نسبتی بود که به کرّات و با صراحت به رییسجمهور قانونی کشور داده شد. رهبر انقلاب با اشاره به این توهین ها در نماز جمعه تهران گفتند: «یک طرف به رئيسجمهور قانوني كشور، صريحترين و خجالتآورترين اهانتها و تهمتها را بيان مي كرد و با پخش كارنامه هاي جعلي براي دولت، رئيسجمهور متكي به آراي مردم را دروغگو، خرافاتي و رمال مي ناميد و اخلاق و قانون و انصاف را زير پا مي گذاشت.»(25)
مدعیان اخلاق نه تنها نسبت دروغگویی به رییسجمهور دادند، بلکه مدعی بودند به همین دلیل بايد احمدینژاد در انتخابات رد صلاحیت می شده است! این در حالی بود که تا پیش از این، همین ها نظارت استصوابی را زیر سؤال میبردند! محتشمیپور در این خصوص گفت: «رییسجمهور در تبلیغات تلویزیونی خود دروغهای بسیار زیادی را مطرح کرد که این مسئله عنوان تقوا را زیر سؤال میبرد و شرط احراز پست ریاست جمهوری را از او میگیرد.»(26)
رییس کمیته حقوقی مهندس موسوی هم مدعی شد شورای نگهبان باید در صلاحیت احمدینژاد تجدید نظر کند.(27) عیسی کلانتری هم گفت: «مسئولان دولت احمدینژاد با آمارهای غلط به ذهن مردم توهین میکنند و عملکرد 4 ساله دولت نشان دهنده عدم صلاحیت احمدینژاد است.»(28)
نسبت امپراطوری دروغ به دولت نهم طی روزهای پیش از انتخابات علناً مطرح می شد. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی رسماً طی بیانیه ای نوشت: «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران به عنوان اولین تشکل سیاسی اصلاح طلب حامی کاندیداتوری آقای میرحسین موسوی، روند شتابناک امواج سبز انسانی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم به نفع کاندیدای مورد حمایت خود را نشانه آشکار و قاطع صحت و حسن انتخاب خویش می داند و ایمان راسخ دارد که ملت آگاه ایران در روز 22 خرداد سقوط امپراتوری دروغ و تزویر را از عرصه فرهنگ و سیاست این کشور جشن خواهد گرفت.»(29)
موسوی هم در جمع مردم بروجرد گفت: «ما نگران روندی هستیم که امروز در کشور در حال اتفاق افتادن است، ما میگوییم این روند ما را به قهقرا میبرد و این شایستهی ملت بزرگ ما نیست... در داخل، از این همهی اطلاعات غلط، دروغ و این همه نابسامانی و تعطیلی کارخانههایمان خسته شدهایم.»(30)
سایت خبری قلم، دروغ های احمدینژاد را "نشانه زوال یک دولت" خواند و این همه در حالی بود که موسوي بارها و بارها در برنامه های تلویزیونی و در مناظره های خود نسبت دروغگویی را متوجه دولت کرده و کوشیده بود تا با ارائه اطلاعات ناقص یا واژگونه جلوه دادن واقعیت ها، مدعای خود را به اثبات برساند. اما با وجود تمام این ادعاها مردم در انتخابات نشان دادند که چه کسی دروغگو است.
خ) دولت رمّال و کف بینی
نسبت رمّالی و کف بینی نه تنها در سخنرانی های موسوی که در فیلم تبلیغاتی وي نیز به دولت داده شد. این از جمله نسبت هایی بود که تأثر رهبر انقلاب را برانگیخت. موسوی در جمع حامیان خود گفت: «موج سبز سراسر کشور را فرا میگیرد؛ چون ما دولت رمّال و کفبین نمیخواهیم. سرنوشت ایران فقر نیست.»(31)
د) دولت فقر و فلاکت
انصاف درّی نایاب بود در فضایی که 3 کاندیدا در یک جبهه قرار داشتند و فرد چهارم در جبهه مقابل. در فضایی که مدعیان اخلاق بی محابا می تاختند و هر آنچه می توانستند بر زبان می آوردند و در عین حال از نداشتن آزادی می گفتند! و چه حکایت تلخ و زننده ای بود؛ حکایت آن روزها که همه مبانی و اصول پای رسیدن به قدرت ذبح می شد. طرح عنوان دولت فقر و فلاکت لابه لای سخنرانی ها و مقالات نبود؛ تیتر گزارش رسمی سایت خبری حامی میرحسین بود:«فقر و فلاکت در دولت نهم»(32)
در این گزارش نوشته شده بود: «مردم میگویند از دروغها و وعدههای عوامفریبانه مسئولان به تنگ آمدهاند و برای جبران این نامردمیها به صحنه میآیند تا مدیریت ناتوان شهری را از صحنه حذف کنند و به امید شرایط زندگی بهتر به دولت امید رای دهند.»(33)
این سایت خبری همچنین در یادداشت دیگری نوشت: «نوع برقراری عدالت و توزیع ثروت و رفاه نیز مثال زدنی است. که تمام فعالیتهای دولت عدالت اجتماعی را زیر سؤال برده و تفاوتهای فراوانی بین خودیهای دولت و غیرخودیها میتوان دید. به جای توزیع ثروت و رفاه، فقر و فلاکت در جامعه گسترش یافت.»(34)
رجبعلی مزروعی هم این قضاوت ها را طی مواضعی جالب کامل کرد. او گفت:«دولت آقای احمدینژاد هیچ پیشرفتی در زمینه اقتصادی از خود بر جای نگذاشت به همین دلیل می توان قاطعانه گفت که احمدینژاد در مدعای اولیه خود شکست خورده است. ایشان با رفتار خود اهداف و آرمان های انقلاب را به خطر انداخته است.»(35)
از نگاه منتقدان منصف دولت، نه تنها طی این سالها هیچ کاری در کشور انجام نشده بود و هیچ پیشرفتی را در هیچ زمینه ای شاهد نبودیم، بلکه پسرفتی باور نکردنی هم تجربه شد تا آنجا که شرایط کشور به شرایطی کاملاً بحرانی و حساس تبديل شد!
موسوی احساس خطر کرده بود و حامیان او نیز می گفتند کشور در لبه پرتگاه قرار دارد! رمضانزاده سخنگوی دولت اصلاحات طی سخنانی در ساری مدعی شد دولت نهم بی ثبات ترین دولت تاریخ ایران است. وي همچنین گفت: «کشور را نمی شود این گونه اداره کرد و باید تأکید کرد هم اکنون کشور در لبه پرتگاه سقوط قرار دارد که در این شرایط به رئیس جمهوری احتیاج داریم که تجربه اداره کشور در زمان بحران را در کارنامه خود داشته باشد.»(36)
آنها جامه را طوری می دوختند که تنها به قامت خودشان راست شود. شرایط را بحرانی می خواندند تا بعد نتیجه بگیرند که نخست وزیر زمان جنگ باید چون فرشته نجاتی سر برسد و همه مشکلات کشور را در یک چشم به هم زدن حل کند!
ذ) دولت شعار زده
منتقدان منصف دولت عملکرد 4 ساله را شعاری می خواندند. سایت خبری قلم با فاصله 2 روز قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری طی یادداشتی با عنوان "سیاست خارجی و پدیده شگفت انگیز" نوشت: «شرایطی که در 4 سال گذشته موجب شده است تا ایران عزیز و سربلند در روابط خارجی خود دچار مشکل گردیده و به جایگاه و عزت آن خدشهدار شود، صرفاً به نوعی عدم تعادل و شعارزدگی در سیاست خارجی دولت نهم برمیگردد.»(37)
این یادداشت همچنین افزود: «این گزارهي بسیار مهم مسئلهای بود که مناظرهها با آن آغاز شد. آقای احمدینژاد که گمان می کرد سیاست خارجی دولتش موجب عزت ایرانیان شده است، مانورهای فراوانی را در تبلیغات انتخاباتی خود که از ماهها قبل از رسانههای صوتی و تصویری کشور و نیز از طریق دهها روزنامهای که اکثراً هم خط و همراه دولت میباشند، آغاز شده است، به ساختن تصویری از سیاست خارجی دولت نهم شدند که به هیچ وجه با واقعیت سازگاری نداشت، اما باز شدن موضوع سیاست خارجی خصوصاً بیان بیپردهي تأثیرات سیاستهای دولت نهم در بعد خارجی به پاشنه آشیل آقای احمدینژاد در تبلیغات انتخاباتی تبدیل شد، این شرایط فرصتی را در اختیار کارشناسان سیاست خارجی قرار داده است تا به بررسی واقعگرایانه حوادث و تحولاتی بپردازند که در طول 4 ساله گذشته در شکلی غیرمتعارف اقتصاد و منزلت ایرانیان را تحت تأثیر قرار داده و مشکلات جدی را برای کشور بوجود آورده است، محورهای عمدهي مباحث سیاست خارجی در تبلیغات بسیار جالب و متنوع ظهور نموده است و باعث خواهد شد تا هر دولتی که در آینده روی کار بیاید به مسئله سیاست خارجی با دقت و حساسیت بیشتری توجه نماید.»(38)
طرح این دست مسائل در حالی بود که رهبر انقلاب در واکنش به مسائل مطرح شده در مناظرات تلویزیونی با صراحت تمام فرموده بودند: «من قبول نميكنم حرف آن كسانى را كه تصور ميكنند ملت ما به خاطر پايبندى به مبانى و اصول خود، در دنيا خوار شده است، از چشم افتاده است؛ ابداً.»(39)
حامیان موسوی می گفتند نه تنها عملکرد شعاری دولت نهم با دولت های گذشته قابل مقایسه نیست، بلکه این قیاس توهین به شعور ملت است: «دولت نهم از ابتدای آغاز به کار خود با دادن شعار های دهان پر کن و عوام فریبانه و ارائه آمارهای غلط، بی کفایتی خود را در اداره امور اجرایی کشور به اثبات رسانده، به عقیده من مقایسه عملکرد این دولت با دولت هشتم توهین به شعور ملت است!»(40)
ر) دولت عبوس، متکبر و هتّاک
کلکسیون توهین ها به دولت کامل بود و نمی شد در آن کسری پیدا کرد! مسئول کمیته صیانت از آراء، لقب عبوس و متکبر را برازنده دولت نهم دانست. محتشمیپور ضمن تأکید بر اینکه امروز "جدال حق و باطل است"، تصریح کرد: «یک طرف قضیه سیدی نورانی آمده است که با صداقت با مردم سخن می گوید و طرف دیگر فردی است بسیار عبوس و متکبر که به هیچ اصلی از اصول اخلاقی و انسانی در چارچوب هیچ حقوق و قانونی نمی گنجد و هتاکی، ناسزاگویی و تکبر در وجود او متجسم شده است.»(41)
این نسبتهای تأسفبار به کسی داده می شد که رییسجمهور رسمی کشور بود و منتخب مردم. در واقع داعیان دموکراسی حاضر به پذیرش قواعد دموکراسی که احترام به خواست اکثریت از قاعده اولیه آن است، نبودند.
اگر چه اهانت ها و توهین ها بسیار فراتر از این هاست، ولی به نظر همین میزان در این مجال کفایت می کند. مدعیان اخلاق، دولت نهم را دولت زر و زور و تزویر نامیدند.(42) گفتند که"متأسفانه آن چه که در طول 4 سال گذشته ما شاهد بودیم کج روی، کج خلقی، بی عدالتی و... بود که از سیاست سلطه جویانه و مداخله گرانه تاسی گرفته است."(43) مدعیان اخلاق رییسجمهور را مجرم لقب دادند و خواستار برخورد دستگاه قضایی با او شدند.(44) مدعیان اخلاق گفتند که "دولت نهم ارزشهای اخلاقی جامعه را لجن مال کرده است"(45) آنها گفتند که دولت نهم آبرو و حیثیت ملت ایران را به باد فنا داده است!(46)
این همه در کنار تیترهایی بود که روز و شب برای تخریب و خشونت طلب یا قانونگریز نشان دادن دولت برمی گزیدند. می نوشتند: «حامیان احمدینژاد به راننده تاکسی هم رحم نکردند.»(47) ادعا می کردند: «شعار افزایش حقوق معلمان دروغ است.»(48) همان ها که در عین حال این افزایش را تخلف انتخاباتی می نامیدند! می نوشتند:«نفس های دولت نهم به شمارش افتاده است.»(49) ادعا می کردند خصوصی سازی صرفا شعار تبلیغاتی دولت نهم بوده است.(50) و...
این همه البته به شدت تأسفبار و تامل برانگیز است. کسانی که از آزادی بیان و آزادی پس از بیان و کذا می گفتند و حنجره ها دریده می کردند باید بگویند دیگر چه چیزی مانده است که می خواستند بگویند و نتوانستند! این همه باید بماند برای تاریخ تا مظلومیتی را به یادگار بگذارد که مردم آن را با ذره ذره وجود خود درک کردند. و حقیقتی را دریافتند که سرگردانان منافع حزبی و جناحی سال های سال نخواهند توانست. این همه باید برای تاریخ بماند...
پینوشتها:
1-2-
3-
4-
5-
6-
7-
8-
9-
10-
11-
12-
13-
14-
15-
16-
17-
18-
19-
20-
21-
22-
23-
24-
25-
26-
27-
28-
29-
30-
31-
32-
33-
34-
35-
36-
37-
38-
39-
40-
41-
42-
43-
44-
45-
46-
47-
48-
49-
50-
مهندس موسوی در اواخر روز رأیگیری در کنفرانس خبری با حضور خبرنگاران داخلی و خارجی با بیان اینکه دولت قدر حضور گسترده مردم در انتخابات را ندانسته است اظهار داشت: «با توجه به اطلاعات بنده در سطح کشور برندة قطعی این انتخابات بنده هستم.» ایشان در همان شب بیانیة زیر را نیز صادر کردند:

«ضمن تشکر از حضور پر شور و استقبال گسترده شما از انتخابات ریاست جمهوری، به اطلاع میرساند طبق گزارشها و مستندات واصله علیرغم تخلفات و کارشکنیهای متعدد و نارساییهای گسترده، مستندات واصله حاکی از آن است که رأی اکثریت قاطع مردم متوجه این خدمتگزارشان بوده است. از مسؤولان امر میخواهم در شمارش آراء نهایت دقت را بنمایند و اعلام میکنم در غیر این صورت از همة امکانات قانونی برای احقاق حقوق حقة ملت ایران اقدام خواهم کرد. همینجا فرصت را مغتنم میشمارم و از ملت شریف ایران میخواهم آمادة برگزاری جشن پیروزی در شامگاه میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (س) باشند.»
روز بعد پس از اعلام نتایج توسط وزارت کشور مهندس موسوی در اولین بیانیة خود ادعا کردند که در انتخابات تقلب شده است. طبیعی است که ایشان در این بیانیه به مهمترین دلایل خود برای اثبات این ادعا اشاره کرده باشند. تنها عبارتی که حاکی از دلیل وجود تقلب است این است:
«مردمی که در صفهای طولانی اخذ رأی شاهد ترکیب آرا بودند و خود میدانند که به چه کسی رأی دادهاند، با حیرت تمام به شعبدهبازی دستاندرکاران انتخابات و صدا و سیما نگاه میکنند.»
البته ایشان و یا افراد دیگر ممکن است شواهد دیگری نیز برای اثبات تقلب داشته باشند که در این نوشته به آنها پرداخته نمیشود. مطالبی نظیر اتهام وارد کردن به شخصیتهای حقیقی، بیان مطالب خلاف امنیت ملی، کارشکنی برخی مسئولان، کمبود تعرفه، استفاده از اموال دولتی، دروغگویی و... که در نوشتههای بعدی مهندس موسوی به آنها اعتراض شده است ارتباطی با بحث ما ندارند.
سبزها چه چيزهايی را مشاهده کرده اند؟
بهطور خلاصه مردم در این روزها شاهد افرادی بودند که با لباس یا پارچة سبز طرفداری خود را از مهندس موسوی نشان میدادند. خودروهایی را دیدند که مزین به روبان سبز و تبلیغات بودند. در گفتوگوها و تماسهای تلفنی رأی دیگران را جویا میشدند و در نهایت در هنگام رأی دادن نظر اطرافیان خود را میپرسیدند یا میشنیدند. آیا استفاده از چنین مشاهداتی برای اثبات بالا بودن رأی یک نامزد درست است؟ در ادامه به بررسی مورد به مورد این مشاهدات میپردازیم.
همه اطرافيان من مانند من سبزند!
این مشاهده که میتوان آن را «مشاهدة منطقهای» نامید یکی از اشتباهات معروف در آمارگیری است. واقعیت این است که در بسیاری از مسایل از جمله عقاید دینی و آرای سیاسی بین افراد «نزدیک به هم» شباهت آماری قابل توجه وجود دارد. در مورد موضوع مورد بحث کم و بیش بر همهگان روشن است که وضعیت فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی یک نفر ارتباطی جدی با نظر سیاسی او دارد؛ فردی که در شمال تهران، مثلاً در قیطریه، زندگی میکند به احتمال زیاد از نظر رأی سیاسی به یک هممحلهای خود شبیهتر است تا به کسی که در جنوب تهران، مثلاً در میدان خراسان، زندگی میکند. دو نفر که با هم دوست هستند به احتمال زیاد در عقاید سیاسی نیز به هم شبیهتر هستند تا دو نفر که با هم ارتباطی ندارند. مثال روبهرو نشان میدهد که مشاهدة منطقهای تا چه حد گمراه کننده است. شکل زیر جامعهای صد و ده نفره را نشان میدهد که دقیقاً نیمی از آنها سبز هستند.

اکنون فرض کنید هر فرد سبز بگوید که از بین خود و اطرافیانش (که معمولاً روی هم 9 نفرند) چند درصد سبز هستند و میانگین اعداد را به عنوان درصد سبزها محاسبه کنیم:

پس 72 درصد افراد سبز هستند و این یعنی خطایی 22 درصدی! البته افراد در جامعه آمارگیری نمیکنند ولی این محاسبه بهطور ناخودآگاه انجام و به یک استدلال حسی تبدیل میشود.
ما با لباس ها و روبان های سبز، وجود خودمان را ثابت کرديم!
باید
به این نکته توجه کرد که در این مورد علاوه بر ایراد مشاهدة منطقهای، که
در بالا ذکر شد، ایراد دیگری هم وجود دارد و آن پیشگامی سبزها و
سازماندهی شدن آنها است؛ سبزها به دلیل دستور گرفتن از لیدرهای خود در
استفاده از این نماد بسیار مصرتر بودند در حالی که کسی که هفتهها سبز
پوشیده و کسی که بدون هیچ تظاهری به دکتر احمدینژاد رأی داده هر دو فقط
یک رأی دارند. البته خیلیها هم که سبز بودند هنوز به سن قانونی برای رأی
دادن نرسیده بودند!هر خودرو يک ستاد: من خودم ديدم که اکثر خودروها مثل من روبان سبز داشتند!
اولاً
این هم باز یک مشاهدة منطقهای است؛ آیا شهروندان شمال تهران بیشتر در
شمال تهران تردد میکنند یا در محلههای جنوبی؟ جواب روشن است. ثانیاً
پیشگامی سبزها این مشاهده را هم به نفع افزایش ظاهری درصد سبزها مخدوش
میکند. ثالثاً آیا به این فکر کردهاید که هر شهروند با توجه به وضعیت
مالی خود به طور متوسط چند خودرو دارد؟ در خانوادههای ثروتمند، غیر از
کودکان، هر فرد یک خودروی شخصی دارد و برعکس یک خانوادة فقیر، با وجود
جمعیت بیشتر، حداکثر یک خودرو دارد. با توجه به این که به طور آماری
گرایش خانوادههای ثروتمند به مهندس موسوی بیشتر از گرایش خانوادههای
فقیر به ایشان است مشاهدة ماشینها ما را گمراه میکند. فرض کنید در
جامعه 50 درصد سبز باشند. اگر به طور میانگین هر دو نفر سبز یک خودرو و هر
چهار نفر غیرسبز یک خودرو داشته باشند چه چیزی در سطح خیابان خواهیم دید؟
هر 100 نفر سبز 50 خودرو و هر 100 نفر غیرسبز 25 خودرو دارند و در نتیجه
66 درصد خودروها سبز هستند. این یعنی خطایی 16 درصدی به نفع سبزها!نکتة دیگر ساعاتی است که یک خودرو در خیابان حرکت میکند. بسیاری از خودروهای سبز برای اینکه تبلیغات کنند علاوه بر ساعاتی که بهطور طبیعی در خیابان هستند ساعاتی را هم اضافه کاری میکردند! اگر فرض کنیم یک ماشین سبز تبلیغی بهطور میانگین دو برابر حالت عادی خیابانگردی کند خطا شدیدتر خواهد شد: 100 خودروی سبز در مقابل 25 خودروی غیرسبز و این یعنی سبزها در خیابان به نظر 80 درصد میرسند. یعنی 30 درصد خطا!
هر کس به پنج نفر تلفن بزند: من به خيلی ها زنگ زدم، همه مثل من سبز بودند
این
عملکرد تبلیغاتی که با ایده گرفتن از شرکتهای هرمی طراحی شده بود از دو
جهت موجب تصور نادرست از درصد طرفداران مهندس موسوی شد. اولاً
تبلیغکنندهها به دوستان خود زنگ میزنند و این بسیار طبیعی است که رأی
دو دوست شبیه هم باشد. ثانیاً کسانی که با تلفن توجیه میشدند بارها و
بارها به آنها تلفن میشد و به آنها اینطور القاء میشد که اکثریت
جامعه طرفدار مهندس موسوی هستند.اعتراض و فشار روانی به اقليت موضعی: ما که نديديم کسی بخواهد به احمدی نژاد رأی بدهد
طرفداران
مهندس موسوی معترضان به وضع موجود هستند و طرفدارن دکتر احمدینژاد مدافع
نسبی ادامة وضع موجود. از نظر جامعهشناسان و کسانی که تجربههای اجتماعی
دارند روشن است که بیان نارضایتی یک فرد معترض چندین برابر بیان رضایت یک
فرد راضی است. به عنوان مثال کسی که در ادارهای با برخوردی ناشایست مواجه
شده است به احتمال زیاد این موضوع را به دیگران منعکس میکند ولی کسی که
کارش بهطور عادی انجام شده است عموماً در این مورد با کسی صحبت نمیکند.
همین وضعیت باعث شد که طرفدارن مهندس موسوی در استفاده از نمادهای رنگی و
تبلیغات کلامی چندین برابر طرفدارن دکتر احمدینژاد ابراز وجود کنند.از طرف دیگر در بین گروههایی که اکثریت طرفدار یک نامزد خاص هستند فشار روانی موجب میشود فرد مخالف از بیان عقیدة خود صرفنظر کند.
پرسيدن نظرات افراد در حوزه اخذ رأی: من با هر کسی در صف صحبت کردم مثل من فکر می کرد
واضح است که افراد معمولاً در حوزهای که به محل زندگیشان نزدیک است رأی میدهند. اگر شهروند ساکن نیاوران سری به حوزهای در میدان شوش بزند خواهد دید که اکثر رأیدهندگان خلاف او فکر میکنند. مثال سادة روبهرو نشان میدهد که مشاهدات سبزها در حوزهها تا چه حد موجب تصور اشتباه و اغراقآمیز از درصد طرفدارن مهندس موسوی شده است. هر کدام از یازده ستون زیر یک حوزة اخذ رأی است. در حوزة سمت راست هر 10 نفر سبز هستند، در حوزة بعدی 9 نفر سبز هستند و به همین ترتیب در آخرین حوزه کسی سبز نیست. پس در کل 50 درصد سبز هستند.

اکنون فرض کنید مبنای ما برای محاسبة درصد سبزها گزارش دقیق سبزها باشد. در حوزة اول 10 نفر گزارش میدهند 100 درصد، در حوزة دوم 9 نفر گزارش میدهند 90 درصد و الی آخر. نتیجه با محاسبة ساده زیر به دست میآید.

به هر حل وزارت کشور هم معترف است که در تهران اکثريت با ما سبزهاست!
بله، این درست است البته نه یک اکثریت نزدیک به مطلق بلکه اکثریتی نزدیک به 52 درصد و به دکتر احمدینژاد هم حدود 43 درصد از مردم شهر تهران رأی دادهاند. جدا از این حتی اگر فرض کنیم تمام مردم تهران طرفدار مهندس موسوی باشند، این انتخابات ریاستجمهوری بود نه انتخابات شهرداری تهران! طرفداران مردمسالاری میبایست رأی اکثریت مردم ایران را بر رأی شخصی خود و یا رأی همشهریان خود مقدم بدارند.
يعنی واقعاً انتخابات هيچ ايرادی نداشته است؟!
بعید است که انتخابات بدون هیچ اشکالی برگزار شده باشد و واضح است که مطالب بیانشده ثابت نمیکند که روند انتخابات سالم بوده است. ولی آیا نباید در فضایی آرام و منطقی دلایل و شواهد موجود را بررسی کنیم؟ آیا بهتر نیست قبل از انتشار یک خبر یا مطلب ظاهراً علمی از درستی آن اطمینان حاصل کنیم؟ در چنین شرایطی وظیفة اهالی دانشگاه بسیار سنگینتر است. چشم و نگاه اکثر مردم به جامعة دانشگاهی است.
*ارسال شده توسط ا. محمودی، دانشجوی رشته ی ریاضی و علوم کامپیوتر، دانشگاه صنعتی شریف
فایل PDF برای دانلود
فایل DOC برای دانلود






